سخن تازه ی عاشقانه

love is when you find yourself and spend every wishes on him

سخن تازه ی عاشقانه

love is when you find yourself and spend every wishes on him

سخن تازه ی عاشقانه
به نام حضرت دوست
که هرچه داریم از اوست


اگر بخونید ممنون می شم
اگر بخونید و نظر هم بدید خیلی بیشتر ممنون می شم

توضیحات بیستر در بخش های درباره من و تماس با من در نوار بالای وبلاگ قابل مشاهده است
نویسندگان
آخرین نظرات
  • ۲۶ تیر ۹۶، ۱۴:۴۳ - رضا خسروخاور
    احسنت


می دانید چرا نیلوفر در مرداب گل می دهد؟

برای اینکه به همه ثابت کند در بدترین شرایط هم می توان خوب بود....

می شود زیبا بود.....

می شود شاد بود.

امیر حسین سوری


تنها یک نیرو است که قدرت واقعی دارد؛

و آن نیروی محبت است.

آدمی که عشق می ورزد؛

دنبال قدرت نمی رود،

او خود صاحب قدرت است...!

امیر حسین سوری


بدان که کلید معرفت خدای،عزوجل،معرفت نفس خویش است،و برای این گفته اند:»من عرف نفسه فقد عرف ربه«... در جمله هیچ چیز به تو از تو نزدیکتر نیست

امیر حسین سوری


سایه جنگ سرد و امید به رنسانس علمی:

ماهیت جنگ،از دیدگاه اخلاقی امری مذموم و ناپسند است.اما جنگها در طول تاریخ فواید بسیاری داشته اند و می توان گفت که دانش و فناوری در این بین بیشتر از همه از جنگ منتفع شده اند.پس از انقلاب صنعتی و به خصوص در قرن بیستم این امر مشهودتر است سیاستمداران اروپایی و آمریکایی با سرریزکردن بودجه ها به بخشهای پژوهشی و مخصوصا دانشگاه ها،هیچ وقت ضرر نکرند.مثال های زیادی در طول تاریخ می توان زد که روشنگر این امر است.مثلا علوم هوافضا بدون شک مدیون جنگ جهانی دوم و پس از آن جنگ سرد است.دستاوردهای نازی ها در تکمیل موتور جت در موشک وی دو و پس از آن رقابت پروفسور فون بروان در جبهه ی غرب و مهندس کورولوف در جبهه ی شرق،هرچند که کاملا جنبه نظامی داشت اما نتایجش سفر انسان به ماه و آغاز عصر فضا و پیشرفتهای بی نظیری چه در جنبه های نظری و چه در جنبه های عملی شد.همچنین سرخوردگی آمریکایی ها از سفر روسها به فضا بود که باعث ضد آمریکاییها سراغ سرمایه گذاری علمی در این بخش بروند.از یک طرف کیهان شناسی ای که بعد از ارایه نسبیت عام توسط انیشتین در سال 1916 دچار یک رکود و خمیدگی شده بود،جان تازه ای گرفت و این امر منجر به دستاوردهایی در این حوزه به خصوص در دهه 1970 و 1980 شد که در تاریخ علم بی نظیر است یکی دیگر از حوزه های دانش که به شدت مدیون جنگ است علوم محاسباتی و کامپیوتر ها هستند.آلن تورینگ،پدر این شاخهعلم هم در دوره جنگ دوم جهانی،نخستین کامپیوتر لامپی را برای افشای رمزهای ارتباطات آلمانیها در انگلستان ابداع کرد.پس از آن بازهم رقابت قدرتها و عملیاتهای جاسوسی و ضد جاسوسی بود که باعث پیشرفت همزمان چندشاخه مربوط به علوم و مهندسی کامپیوتر مثل نرم افزار،سخت افزار،رباتیک و غیره شد.مثالهایی از این دست فراوانند.فیزیک و مهندسی لیزر،پلاسما،انرژی هسته ای،میکروبیولوژی و ژنتیک شاخه هایی از این دانش هستند که به طور مستقیم و غیره مستقیم پیشرفتهای عظیم شان در دهه های اخیر را مدیون نیازهای جنگی قدرتمندان هستند.پس از پایان جنگ سرد در 1987 و پیمان دوستی دو ابرقدرت،تقریبا تهدید پر رنگی بالای سرجامعه جهانی نبوده است جالب اینجاست که از همان زمان است که هیچ انقلاب پر رنگی در نظریه پردازی علمی دیده نمی شود.شاهد این امر نقل قول معروف فیزیک دان بزرگ،استیون واینبرگ است که در جایی گفته که از سال 1986 (که مدل استاندارد ذرات بنیادی با تدوین نظریه کیو سی دی تکمیل شد)تقریبا هیچ کار علمی دیگری در دنیا انجام نشده است.البته واضح است که منظور واینبرگ از این حرف،در نظریه پردازی و علم محض است.در شاخه های کاربردی،در ده سال اخیر پیشرفتهاب عظیمی رخ داده،که پررنگ ترین آنها در نانوتکنولوژی و بیوتکنولوژی بوده است،اما باز نکته اینجاست که بسیاری از این پیشرفتها مدیون نظریه هایی هستند که در اواسط قرن پیش و زیر سایه جنگ سرد تدوین شده اند.

با آغاز هزاره سوم،اتفاقات عجیبی در دنیا افتاد که به شدت همه شیون زندگی بشری و همین طور علم را تحت تاثیر قرار داده است.اتفاقاتی که پس از حمله القاعده به برجهای تجارت جهانی و سپس ایده عجیب نومحافظه کاران حاکم بر ایالات متحده یعنی راه اندازی برنامه جنگ برای صلح در دنیا رخ داد،بیش از هرچیزی بر روند سیاستگذاری های علمی در چند سال اخیر تاثیر گذاشته است.شیوه عملیات تروریست ها که اصولا جنگ نامنظم است،نشان می دهد که باید ماشین جنگی برای عملیات های نامنظم به شدت آماده شود.عدم توانایی ارتش آمریکا در پیداکردن محل بن لادن و به خصوص تلفات سنگین برای فتح غارهای توره بوره نشان داد که فناوریهایی که در جنگ با ارتش های منظم عراق و یوگوسلاوی موفق عمل کردند،در نبردهای نامنظم ناتوان هستند و هرچقدر هم که از اسلحه های سنگینی مثل،بمبهای خوشه ای و ناپالم و اورانیوم ضعیف شده استفاده شود،بازهم برای تحلیل حرکت دشمن در نبرد نامنظم نیاز به فناوریهای پیشرفته تری حس می شود.پیروزی شگفت انگیز حزب الله در جنگ 33 روزه اخیر و عدم کارآمدی ماشین جنگی پیشرفته رژیم صهیونیستی هم تایید دیگری بر این امر است.به نظر می رسد که همانطور که ماشینهای محاسبه لامپی در جنگ دوم جهانی و کامپیوتر ها و ابزارهای محاسبه خطی و دیجیتال در جنگ سرد یکی از تاثیرگذارترین ابزارهای نظامی بوده اند،در نبردهای قرن بیست و یکم هم باید به سراغ ابزارهای محاسبه غیرخطی رفت.بدون شک اختصاص بودجه برای ساخت ابزارهای کاربردی در این زمینه،پیش از هرچیز نیازمند کار نظری عظیمی است که از عهده نهادهای آکادمیک برمی آید.با توجه به این امر و طبق گفته های بالا،بعید به نظر نمی رسد که در آینده نزدیک،شاهد پیشرفتهای عظیمی در محاسبات غیر خطی باشیم؛رنسانس هایی نظیر مکانیک کوآنتومی در آستانه جنگ دوم جهانی که ماحصل جنگی اش،بمب اتمی بود و یا علوم هوافضا که در بالا به آن اشاره شد.این پیشرفتهای نظری،ما به ازای کاربردی هم دارند.نظریه هایی شبیه گیم تیوریدر ریاضیات کاربردی و اقتصاد یا علوم شناختی و شبکه های عصبی و به خصوص هوش مصنوعی و همین طور کامپیوترهای کوانتومی شاید با وجود این تهدیدهایی که بالای سر صلح و امنیت جهانی وجود دارد،بتواند پیشرفتهای عظیمی بکنند.

هرچند که شاید کاربرد اولیه این پیشرفتها در عملیات جنگی باشد اما بدون شک پس از آن وارد زندگی بشری می شوند و می توانند خیلی از مشکلات پیش روی بشر را برطرف کنند.استخراج انرژی هسته ای یا مهندسی ژنتیک،بهترین مثال از این دست هستند.

در اجلاس جی هشت که این روزها اخبارش به گوش می رسد،بازهم بحث جنگ سرد داغ شده است.استقرار سپر موشکی ناتو در جمهوری چک برای دفاع از اروپا از تهدید موشکی ایران،سخنرانی کوبنده پوتین علیه این اقدام آمریکا و گفتن اینکه ایران صلا تهدید موشکی برای اروپا نیست و تهدید روسیه به هدف گیری اروپای غربی توسط موشکهای روسی و سپس سخنرانی بوش در پراگ علیه روند دموکراسی در روسیه،جهان را در آستانه اجلاس سران هشت کشور صنعتی دنیا به زیر سایه جنگ سرد برده است.تیتر روزنامه های اروپا و آمریکا در چند روز اخیر،گویای همین امر است.هرچند در ابتدای این بحث گفتیم که ماهیت جنگ،از دیدگاه اخلاقی امری مذموم و ناپسند است،اما همین فضای دهشت انگیز شاید باعث پیشرفتهای عظیم علمی شود که به قول واینبرگ، از 1986 تا حالا متوقف شده است.جنگ،اگر نابودکننده نباشد،سازنده است.

امیر حسین سوری


موفقیت

قوانین جهانی موفقیت

قانون انتظار:با اعتماد به نفس،انتظار وقوع چیزی را داشته باشید.در جهان پیرامونمان،امکان وقوع پیدا می کنند.شما همیشه هماهنگ با انتظارتان عمل می کنید و انتظارتان در رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد.

علت و معلول:هر چیز به سببی رخ می دهد.برای هر علتی،معلولی هست؛و برای هر معلولی،علت یا علت های بخصوصی وجود دارد.چه از آنها اطلاع داشته باشید،چه نداشته باشید.در زندگی،هر کاری که بخواهید می توانید انجام دهید،به شرط آنکه1-تصمیم بگیرید که چه می خواهید2-همان کاری را بکنید که افراد موفق در این راه انجام داده اند.

قانون ذهنی:همه علت و معلولها ذهنی اند.افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند.افکار شما آفریننده اند.شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره آن بیشتر فکر می کنید.همیشه درباره چیزهایی فکر که آن را می خواهید و از فکر کردن درباره چیزهایی که خواستار آن نیستید بپرهیزید.

قانون عینیت یافتن ذهن:دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست کار اصلی در شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه خود را درون خود خلق کنید.زندگی آرمانی خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق کند حفظ کنید.

قانون باور:هر چیزی را که بائر داشته باشید،برایتان به واقعیت بدل می شود.شما آنچه را می بینید باور نمی کنید،بلکه آن چیزی را می بینید که بیشتر به عنوان باور انتخاب کرده اید پس باید:1-باورهای محدود کننده ای را که مانع موفقیت شمایند شناسایی کنید2-در مرحله بعد،باورهای محدود کننده را از بین ببرید.

قانون فعالیت ذهن  ناخودآگاه:ذهن ناخودآگاه شما سبب می شود که همه گفتارها و کارهایتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیربنایی شما هماهنگ است.ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آن را برنامه ریزی کنید.شما را به پیش می برد و یا از پیشرفت باز دارد.

قانون ارزشها:نحوه عملکرد شما همیشه با ارزشها و اعتقادات زیربنایی شما هماهنگ است.آنچه براستی ارزشهای شما را بیان می کند ادعاهای شما نیست،بلکه گفته ها و عمل و انتخابهای شما بویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است.

قانون انگیزه:هرچه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی و خواسته و غریزه شما سرچشمه می گیرد.این کار ممکن است بصورت ناخودآگاه یا ناخودآگاه انجام شود.

پس رمز موفقیت دو چیز است:

1-تعیین هدفهاو برنامه ریزی برای آنها2-مشخص کردن انگیزه ها

قنون رابطه مستقیم:زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست.بین طرز فکر و احساسات درونی شما از طرفی و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد.روابط اجتماعی و وضعیت جسمانی و شرایط مالی و موفقیت اجتماعی شما بازتاب دنیای درونی شماست.

عوامل موفقیت در تحصیل و زندگی

1-هدف و انگیزه

2-خودپنداری مثبت و گرایش مثبت

3-شناخت نقاط ضعف و جبران آنها

4-برنامه ریزی

5-استفاده از فرصت ها

6-روش مطالعه عمیق درسی

7-اصول مطالعه و فراگیری بهتر

8-تمرکز حواسی

9-روش استفاده بهتر از کلاس

10-پشتکار و تلاش

11-تسلط و خویشتنداری

12-اصول پیروزی در امتحانات

 

در یک کلام هدف انگیزه اراده

دهگانه موفقیت:

1-شناخت2-توکل بر خدا3-هدف4-برنامه ریزی5-تعهد6-اعتماد به نفس7-تمرکز8-شکست9-اضطراب10-شکرگزاری

علم و ایمان

 

هدف انگیزه اراده

 

و اما مهمترین مورد  کل ارض کربلا کل یوم عاشورا

امیر حسین سوری


-آیا فرصت و اقبال در موفقیت دخیل است؟

«هیلر ویلمن»می گوید:طالع و اقبال با گنجینه های خود به استقبال کسانی می روند که با اعتماد به نفس و جرات بسیار در جستجوی حق خویش اند(در واقع کسانی که می گویند شانس همانهایی اند که خودشان نتوانسه اند و می خواهند با کم ارزش کردن موفقیت دیگران با انکار واقعیت فاصله خود با فرد مورد نظر را کم رنگ نشان دهند افراد موفق به دنبال حق بوده اند آنها در واقع به حق خویش ایمان داشته اند آنها به شانس و اقبال اعتقادی نداشته اند بلکه از فرصتها به درستی استفاده کرده اند)فرصت و اقبال به معنای استفاده بجا از فرصتهای  پیش آمده است.اگر چشم بینا و گوش شنوا نداشته  باشیم و از هوش و ذکاوت نیروی تصمیم گیری خود  استفاده نکنیم،چگونه می توانیم اقبال را در آغوش بکشیم،باید همواره جویای فرصت باشیم و با فراست و تیزبینی به فرصتهایی که زندگی در اختیار ما می گذارد،پر و بال دهیم.«شانس»به معنای توانایی درک موقعیتها و انتخاب بهترینهاست.کسانی که معتقدند زندگی در مسیر مخالف خواسته ها و آرزوهایش حرکت می کند،در اشتباه هستند.زندگی با کسی سر جنگ و نزاع ندارد.تصادف ناگوار اگرچه در زمان رسیدن به هدف وقفه ایجاد می کند،اما هرگز به نفس هدف،خللی وارد نمی کند.

«نیچه»فیلسوف و اندشمند بزرگ،این مطلب را به زیبایی بیان کرده است:دنیا نه مخالف با انسان و نه موافق با او،بلکه بی طرف است.نکته دیگر این است که:خواستن،توانستن است.یک ضرب المثل می گوید:خواستن نه به معنای میل داشتن،آرزو کردن و امیدواربودن،بلکه به معنای عمل کردن است.برای موفقیت در زندگی،باید با همه وجود و به گونه ای خلاق در جستجوی آرزوی قلبی خویش بپیماییم و  تمام قوای ذهنی خود را بر هدفمان متمرکز کنیم و باید برای غلبه بر مشکلات خود را آماده کنیم.همیشه این را بدانید که اگر بخواهید و عمل کنید،به همه چیز دست خواهید یافت و همه را بدست می آورید.در زندگی،فعل خواستن را همراه با خواستن را چند بار صرف کنید.

امیر حسین سوری


مثبت بیاندیشیم!

اطلاعاتی بیشتر درباره ی مغز انسان و اهمیت خودپنداری مثبت

خودپنداری و تصویری که ما از خود در ذهن مجسم می کنیم راهنمای اصلی عملکرد ما در زندگی است.اگر این تصویر را تغییر دهیم شخصیت و طرز رفتار ما نغییر خواهد کرد.دکتر ماکسول مالتز جراح پلاستیک معروف و نویسنده ی کتاب روانشناسی تصویر ذهنی می گوید«مهمترین کشف روانشناسی در قرن اخیر،کشف خودپنداری و اهمیت آن بود.»

مغز ما درست مانند یک کامپیوتر است.شما از ورودی هر کامپیوترهرچه را که وارد کنید باید انتظار داشته باشید که خروجی شما تشکیل شده باشد از همان اطلاعات ورودی.پس اگر ما اندیشه های منفی را وارد مغز خود بکنیم مغز آنها را مانند یک دستور می پذیرد.این که شما به این نتیجه برسید که ناتوان و شکست خورده اید مغز شما این را مانند یک فرمان و دستور تلقی کرده و به تمامی اعضای بدن شما از غدد گرفته تا دستگاه گردش خون و تنفس و سیستم حرکتی فرمان می دهد کخ خود را با فرمان شکست تطبیق داده و مطابق آن عمل کنند و این شما را را وارد یک حلقه ی معیوب می کند که نتایجی دایما بدتر و بدتر برایتان حاصل می کند.در حالی که پیروز مندان با دادن فرمان پیروزی،تمامیت وجود خود را به سمت پیروزی نشانه می روند.امروزه ثابت شده که تفکر ما مستقیما بر سیستم بدن ما موثر است یعنی به محض آنکه ما فکر منفی و ذهنیت بدی داشته باشیم عملکرد غدد درون ریز بدن و همین طور دیگر ارگانها از این ذهنیت تبعیت می کنند و با اختلال در عملکرد طبیعی هورمونها و مواد ضد استرس و هیجان در بدن،ما به افسردگی و احساس منفی شدیدی دچار می شویم و در این سیر به جسم خود نیز ضربه می زنیم.

شاید بتوان گفت که کامپیوتر یا رایانه عبارت از سطح نیمه هشیار ذهن است که دستگاه کنترل خودکار بدن ما است و اعمالی مانند کنترل تنفس،ضربان قلب و جمع کردن اطلاعات در بانک حافظه را بر عهده دارد.بیلیون ها اطلاعاتی که به بانک حافظه رایانه داده می شود همانجا  نگهداری می شود و هیچ کدام نمی توانند از این حافظه پاک شوند و این را دو جراح به نامهای دکتر پن فیلد و دکتر روبرت در موسسه بررسی بیماریهای عصبی در مونترال نیز ثابت کردند.آنها نشان دادند که با تحریک سلولهای مغز، صحنه های گذشته با همان شدت و با همان صداها،رنگ ها و بو ها در بیماران مجددا زنده می شود.در هر لحظه از زندگی،ما برنامه ای به رایانه ی خود می دهیم که به نفع یا ضرر ما انجام دهد.رایانه تنها وظایفی را که کا برایش تعیین کرده ایم به خوبی انجام می دهد و تنها کار او،پیروی از دستورات ماست.

دانشمندان اتفاق نظر دارند که سیستم عصبی انسان نمی تواند فرق بین یک رویداد واقعی و تخیلی را به طور روشن و با ذکر اختلافات جزیی آنها بیان کند.پس بسیاری از تصمیمات روزمره ی ما نه بر اساس حقایق و واقعیات بلکه بر اساس اطلاعاتی گرفته می شود که رایانه ی ما آنها را به عنوان اطلاعات حقیقی به ما تحویل می دهد در حالی که بسیاری از این اطلاعات توهمی بیش نبوده و تنها تفاسیری غلط از حقایق هستند و در نتیجه منجر به تصمیم گیری غلط از حقایق می شوند.

Ras یا سیستم فعال کننده مشبک(reticular activating system)

این سیستم تشکیلات تورینه ای است به اندازه یک چهارم سیب در مغز انسان که وظیفه ی آن پالایش و گزینش اطلاعات بخصوصی از میان اطلاعاتی است که به ما می رسد.مثلا اگر شما یک ماشین جاگوار قدیمی بخرید،پس از آن وقتی به خیابان می روید،در حالی که شاید قبلا هفته به هفته ماشینی از این نوع نمی دیدید حال دائما ماشینهایی از نوع ماشین خود می بینید.گویی جاگوارها در سطح شهر بیشتر شده اند.در صورتی که چنین نیست.تنها سیستم ras شما ماشینهای جاگوار را از میان انبوه ماشینهای دیگر برمی گزیند و به رایانه شما وارد می کند.وظیفه ras نیز همین انتخاب و گزینش اطلاعات است از میان محیط و نتایج عملکردهای شما،با توجه به آنچه شما می خواهید.

مثلا اگر تصمیم گرفته باشید که فکر کنید همه چیز در دنیا خراب است و یا شما آدم بدشانسی هستید،ras مشغول جمع آوری شواهدی مبتنی بر بدشانسی شما از محیط می شود و سپس آنها را در اختیار رایانه ی ذهن شما قرار می دهد تا آن هم به روش خود به شما ثابت کند که حق با شما است و واقعا بدشانس هستید.در حالی پیروزمندان به ras وظیفه ی متفاوتی واگذار می کنند.ras آنها شواهدی مبتنی بر هوشمندی،توانمندی،موفقیت و قدرت آنها را از محیط بر می گزیند تا به آنها ثابت کند که پیروزند.

پس می بینید این که شما احساس پیروزی یا شکست کنید به طور کامل در دست خود شماست و تنها به چگونگی برنامه ریزی رایانه ذهن توسط خودتان و تصمیم هایی دارد که با توجه به اطلاعات رایانه ی خود می گیرید.پس شما هم می توانید به پیروزمندان بپیوندید فقط کافیست که بخواهید.

نتایج عملی

انسانهای موفق خودپنداری خود را کنترل کرده و اطلاعات رایانه ی خود را همان طور که می خواهند تغییر می دهند.

آنها دنیای خود را وسعت می بخشند و می دانند که اضطراب،خصومت،غم و اندوه عوامل منفی هستند و تخریب کننده تصورات خلاق و سازنده می باشند.آنها می دانند که رایانه ی آنها فرقی میان من حقیقی و آن کسی را که من می خواهم قایل نیست.دانشمندان دریافته اند وقتی که ما خود را لبریز از خودپنداری مثبت و تفکر مثبت می سازیم ماده ای در مغز ساخته می شود به نام اندروفین که توسط جریان خون به تمامی بدن منتقل می شود و احساسی از وجد و شادی وصف ناشدنی در ما پدید می آورد.پیروزمندان پیوسته با نشاط،پر انرژی و سرزنده اند زیرا با داشتن تفکرات مثبت پیوسته مسرور از ترشح مداوم اندروفین در سیستم حیاتی خود هستند.پس اجازه ندهیم تحت هیچ عنوان تفکرات منفی و شکست به ذهن ما راه یابد!

در این روزها مبادا به توهمات منفی اجازه دهید که رایانه ی شما را آلوده سازد.شاید یادآوری این نکته لازم باشد که هنوز هم جامعه بهترین پاداش خود را به بهترینهای خود هدیه می دهد،و این بهترین ها نوابغی هستند که نبوغ آنها استعداد فراوانی است که در تلاش کردن و پشتکار از خود بروز می دهند.این عبارت را که گفته یکی از انسانهی موفق قرن ماست از خاطر نبریم که روزی گفته بود:

«از تحصیلات،کاری در جهان ساخته نیست زیرا دنیا پر از انسانهای تحصیلکرده ولی شکست خورده و ناامید است.از استعداد هم کاری در جهان ساخته نیست زیرا انسانهای با استعداد فراوانی وجود دارند که مایوس و شکست خورده اند.ختی از نبوغ هم کایر ساخته نیست زیرا اصطلاح «نابغه ی آس و پاس»تقریبا به شکل یک ضرب المثل در آمده است.تنها چیزی که کیفیت حقیقی زندگی انسانها را مشخص می سازد همانا مفهوم طلایی پشتکار است.»

در  پایان نیز اگر شما حتی تا این لحظه تلاشی شایسته برای دستیابی به هدف خویش صورت نداده اید این پیام ما به شماست که هیچ گاه دیر نیست زیرا«هر جا که اراده ای هست راهی هم هست.»

 

امیر حسین سوری