سخن تازه ی عاشقانه

love is when you find yourself and spend every wishes on him

سخن تازه ی عاشقانه

love is when you find yourself and spend every wishes on him

سخن تازه ی عاشقانه
به نام حضرت دوست
که هرچه داریم از اوست


اگر بخونید ممنون می شم
اگر بخونید و نظر هم بدید خیلی بیشتر ممنون می شم

توضیحات بیستر در بخش های درباره من و تماس با من در نوار بالای وبلاگ قابل مشاهده است
بایگانی
نویسندگان
آخرین نظرات
  • ۶ آذر ۰۳، ۲۳:۱۹ - ‌‌‌ ‌‌‌تیرزاد
    😂👌

۵۴۶ مطلب با موضوع «خنده حلال» ثبت شده است

یه روز رفتیم نمایشگاه از یه تابلو خوشمون اومد رفتیم بخریمش دیدیم آیینه اس.


 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۰۴ ، ۱۹:۰۰

بچه‌ها اگه میشه واسه بابام دعا کنین بچش شدیدا به پول احتیاج داره

💭 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۰۴ ، ۰۰:۴۹

‏خواهرم نسبت به بچه‌های دیگه دیر به حرف اومد ولی تقریبا از اون موقع دیگه ساکت نشد.


 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۰۴ ، ۱۹:۰۴

خرگوش رو شونه شوهرم بود، یه خانومی با بچه‌اش وایساده بودن نگاه میکردن، به بچه گفتم میخوای نازش کنی؟ دست دراز کرد لپ شوهرمو ناز کرد :))

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۰۴ ، ۰۰:۲۵

مامانم به بابام پیام داده: سلام جیگر مرغ بخر
بابام با ۵ تا مرغ اومد خونه
مامانم گفت چرا مرغ خریدی من گفتم جیگرِمرغ
بابام گفت فکر کردم به من میگی جیگر :)))))))))

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۰۴ ، ۱۰:۵۱

یک هفتست دارمم به همه میگم لپتاپم خراب شده صحفش بالا نمیاد ولی روشن میشه.
امروز نشون دادم به یکی، دید نور صفحه کمه:)))😂😂

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۰۴ ، ۱۰:۰۵

سه تا چیز هست که هیچ وقت آدم نمیتونه فراموششون کنه...







صبحانه، ناهار، شام
قرار نیست که همش احساساتی باشه...
😁..
 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۰۳ ، ۱۵:۰۷

سعدی یه حکایت داره که یکی چشمش درد میکرده میره پیش بیطار ( دامپزشک) .اونم چیزی که توش چشم حیوونا میریخته تو چشم این هم میندازه و طرف کور میشه
میبرنشون پیش قاضی و قاضی هم میگه تو اگه خر نبودی پیش بیطار نمیرفتی
خلاصه کسی که پیش آرایشگر میره واسه تزریق به کوری میگه تقدیر

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۰۳ ، ۱۱:۱۶

داشتم لباسشویی رو خالی میکردم، ناخودآگاه بهش گفتم دستت درد نکنه😂

 

 

ولی جدی چرا تشکر نمی کنیم؟؟!؟!؟

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۰۳ ، ۱۱:۱۲

من هم مثل شما آقای داستایوفسکی معتقدم چیزی که به زندگی معنا میده رنجه. رنج‌روور.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۰۳ ، ۰۹:۴۲

امروز اتفاقی ته فریز یه بسته 50 تایی لواشک پیدا کردم که شهریور پخته بودم و برای اکسم کنار گذاشته بودم تا دیت بعدی ببرم براش. 

ده دقیقه بالا سر لواشکا گریه کردم بعدش نشستم همشو خوردم.

 

 

یه عنکبوتو کشتیم بعد نیم ساعت زنش اومده بالا سرش دلم کباب شد براش 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

زنشم کشتیم.

 

 

 

پی نوشت: گریه کنید اما زندگی کنید

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۰۳ ، ۰۹:۰۷

‏رفتیم رستوران هندی. همه کباب کوبیده ساده و بدون ادویه و برنج سفید سفارش دادیم. گارسون گفت مرض دارید اومدید رستوران هندی؟

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۰۳ ، ۱۳:۱۴

حیف نون داشته با خنده از مغازه میومده بیرون بهش میگن چرا خوشحالی؟

 

میگه فروشنده رو سرکار گذاشتم

میپرسن چجوری؟

میگه پول دادم هیچی نخریدم🤣🤣😂

 

🐐 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۰۳ ، ۱۷:۱۵

برگاااااام!!!!!!! 😳😯

میدونستید محله «زعفرانیه» تهران

از زعفرون درست نشده؟!؟!!! 

 

➕افسانه

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۰۳ ، ۰۸:۴۹

نهار یتیمچه درست کردم 

دخترک گفت غذا چیه ؟

گفتم راتاتوی 

الان راضی نشسته داره غذاشو میخوره😊😊

 

»وارش«

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۰۳ ، ۰۸:۴۸

‏یه جوک هم در مورد فیزیکدانا‌ها من بگم:

یه فیزیک‌دانی دائم میرفته کافه دو تا بستنی می‌گرفته، یکی رو می‌خورده و یکی رو هم می‌ذاشته جلوی صندلی روبرویی.

یه بار صاحب کافه ازش می‌پرسه: قضیه‌ی این بستنی دومیه چیه؟

جواب میده: از نظر کوانتومی یه احتمالی هرچند بسیار بسیار ضعیف وجود داره که این صندلی روبرویی یک دفعه تبدیل به یه دختر بشه، این بستنی رو می‌گیرم که اگه اینجوری شد با هم بستنی بخوریم.

صاحب کافه میگه: خب، چرا یه دخترِ واقعی رو با خودت نمیاری دیت؟

فیزیکدانه یه نگاه عاقل اندر سفیه بهش می‌کنه میگه: به نظرت چقدر احتمال داره یه دختر واقعی بهم پا بده؟🙈

 

➕علی بسکابادی

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۰۳ ، ۰۸:۴۰

میگن سعدی به چند نفر شماره داده بود یه شب یکیشون زنگ زد نمیدونست کدومه بعد میگه: مَلِکا مَها نگارا صَنَما بُتا بَهارا متحیرم ندانم که تو خود چه نام داری:)))

 

‌‌

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۰۳ ، ۱۰:۳۵

یه بار به مادربزرگم گفتم این پسره چند بار به من نگاه کرد.

 

مادربزرگم بلافاصله گفت: "به خودت نگیر؛ آدم می رینه هم به عنش نگاه می کنه"

 

خدا بیامرز چون 6 تا شیکم زاییده بود اعصاب نداشت.😂😂

 

🐐 

 

پی نوشت:معادل این دیالوگ رو یه زمانی بابام با یک عابر پیاده بی تربیت داشت که عین این جملات رو به خودش گفت 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۰۳ ، ۱۰:۱۴

دوران طرح

یه مریض لاتی طور داشتم

با پرستار بحثش شد و توهین کرد

خیلی جدی رفتم بهش گفتم:

“جناب من دارم تمام تلاشمو براتون میکنم

اما توهین به همکارانم ر‌و برنمیتابم”

یهو همراهش پرسید: ”برنمیتابم یعنی چی؟”

مریض گفت: ”یعنی تو تو......نم نمیره”

من: 😑

 

 

💭 @zdeschool | ضد مدرسه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۰۳ ، ۱۲:۵۴