سخن تازه ی عاشقانه

love is when you find yourself and spend every wishes on him

سخن تازه ی عاشقانه

love is when you find yourself and spend every wishes on him

سخن تازه ی عاشقانه
به نام حضرت دوست
که هرچه داریم از اوست


اگر بخونید ممنون می شم
اگر بخونید و نظر هم بدید خیلی بیشتر ممنون می شم

توضیحات بیستر در بخش های درباره من و تماس با من در نوار بالای وبلاگ قابل مشاهده است
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
نویسندگان
آخرین نظرات

۲۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اسلام و برده داری» ثبت شده است


‍ #عدالت_مهدوی  #ظهور

حضرت مهدی سلام الله علیه شرق و غرب جهان را تحت سیطره خود در آورد ، گرگ و گوسفند در یک مکان زندگی کنند ، کودکان خردسال با مار ها و عقرب ها بازی کنند و آسیبی به آنها نرسد . شر از جهان رخت بر بندد و تنها خیر باقی بماند .

منبع : روزگار رهایی ، ص619


امیر حسین سوری

(Please publish and send to black man or copy paste until reach him.)

Humanity is under attack and is in dangerous position


In the name of god who creative people free

From one family

It is not a secretal letter and everybody should know about it even spys and old soldiers that kill my brothers in afghnistan in irag and in syria and free people in vietnam and a lot country that i donot remmeber and you can reminder me.it is hotspot ,very hotspot.

it is not an order it is my suggestion,but no,it is not suggestion it is order beacuse ...i and you.

It is about  slaveholiding and fight against it ...and.....you are slave.please do not bother from me it is a reality and i can explain and take you solution.

Attention there is no help from outside ,ngo s,socity,another people or some good countries may effect but you are main

numbers and statisticts and events entire the planet say that apartide is alive and maybe is more powerfull from past.specifically in america for balcks  and i say that i am not racist but  i am respect to ethnology.every nation has own story but the world is not clash of clans!we can Leave toghter without war and magnets

When i say to you negro or another slang do not say i complain from you to a jugde or better i should say with jugde please be angry and answer more hard against me i don say struggle with me but be more powerfull that i scare from you.

It is reality that you are black and it is not bad sure

ly your origins are from afeica and you didnot occupy america.but why you are insisting that we should say you are american why?in fact your story is not too bad even is better than whites.

You must proud to your nations and yourskins.

I have a question.what is bahviore about a black muslim woman with hijab.i and you know that it is bad position your grand father was black your father was black and you are black and yourson is black and for sure yorgrandson will be black but when you are not slave .do not think when white be kind whit you you know my answer,that when you do not wnat be a slave .mybe you are not muslim and now it is not our matter and i do not want advertie my religion but please open quran and read noore 33 and nahle 72 and tohid and tariq.there no secret just hear.it is not important for that what are you thinking islam but i want from you please be a real cristian or jew  or be a free man,they named us devil and no matter so i will act them as a evil but i know that we are angels and we are better than all of creatives that exist. they can changing particular in cinema and define family place

Maybe you do not want open quran and read their orders for fight,no problem,i write

Threre are two main laws for first you should wnat change and show yourself,of course mainly to yourself beaucase you must buy yourself ,yes ,it is main law buy yourself ,you must survive yourself from bond.it is important that you must know yourself and try to change.i reapit again that maybe there is no help from outside.you must solve problem orginaly.

Second law is that do not let them abuse you

Or another word do not let them use you in bad work for example why you are killing my brothers in islamic country with the name of liberty or another.do you really bealive that i  make problem for you.i want say some bad things to you .i want say i hate you ,not just black ,all of americans,why?it is simple ,you let your govement say lie and kill us you let them be cruel.you are blind for news about us and who is lord of war.who sell weapons to terrorist.beacuse your children want some dirty job you should kill us.we stand but  i hate you for this.maybe you do not want this bus yourmissles are launching to our countries every day and you say we are terrorist is like joke and then you choose Expatriates for be slave without any things that belong them why you let them use taxs for these 

And i do not know why your prison gurdians are so black!!

Please join war,a real war,please be scintist,be a good journalist who is not slave and want scince for humanity not for money and do not be slave of money,i do not say live for another world i say live in earth like human not like or worse than animals

When you believie yourself and reality of inside of yourself and mind so we are brothers.be powerfull i do not want weak brothers,i want who is rich and have knowledge

You are black skin but it is not meaning that you have to have black destiny,please be yourself and do not play white people rules please be proud to yourfamily

Muhammad ali is live in our hearts.he said when you are exhausted and you are near lossing the round.play another round and continue 


امیر حسین سوری

‌ 

✅حضـرت آقـا حفظه الله:


یک عـدّه‌ای خیال میکردنـد

در غرب که آزادی زن‌ومرد و ارتباط زن‌ومـرد هست،

هـوس‌ها و انگیـزه‌ها کمتـراست؛

اینجایی که محدودیّـت هست، الاِنسانُ حَریصٌ عَلی ما مُنِع!

حالا معلوم شد که نخیــر بعکـس است؛

آنجا که آزادی هسـت، آنجا که هیچ‌گونـه حدّومـرزی

بـرای ارتبـاط زن‌ومـرد وجـود ندارد،

روزبه‌روز شهـوات جنـسی در آنها قوی‌تـر،

فعّال‌تـر، خشونت‌آمیزتـر، مهاجم‌تـر دارد

بُـروز و ظهور پیـدا می‌کنـد.

‌۱۳۹۵/۰۳/۰۶

🅾طبق آمار سایـت wonderslist

هشت کشـور جهـان از نظر تجـاوز

و فساد جنـسی به ترتیب زیر می‌باشنـد :

۱- ایالات متحده آمریکا 

۲- آفریقای جنوبی 

۳- سوئد 

۴- هند 

۵- بریتانیا 

۶- آلمان 

۷- فرانسه 

۸- کانادا 


اگه بازهم قبول ندارید نامه ی زنان بلندپایه ی اروپایی خواهان عدالت اجتماعی و جنسی که خود مورد آزار قرار گرفته بودند اما سکوت کرده بودند را بخوانید

به جمله ویکتور هوگو با دقت ویژه توجه کنید

« می گویند بردگی در اروپا از بین رفته است، اما بردگی هم چنان ادامه دارد و به صورت فحشاء بر زنان تحمیل می شود.»

امیر حسین سوری

گونه ات آلو، لبت انگور و اندامت هلو

خانه ات آباد بانو، میوه هایت درهم است


خواستم یک شاخه گل باشعر تقدیمت کنم

غیرتم آهسته مى گوید؛  نکن، نامحرم است


#مخاطب_خاص

امیدم اول به خدا دوم مادرم حضرت زهرا(س) که مادری برای تو هم می کنه

☀️عید نیمه شعبان بر خلاف سایر اعیاد، عید نگاه به آینده است


📝بیانات رهبر انقلاب اسلامی در تاریخ ۱۳۹۴/۳/۱۲ درباره عید ولادت حضرت امام زمان(عج) برای اولین بار منتشر شد.


🔴پر کردن عالم از نعمت عدل و داد، فضیلتی در انحصار مهدی موعود


✳️✨نکته و حرف دوم، مربوط به امشب است؛ شب میلاد امید تاریخ، شب میلاد #مهدی_موعود، شب ولادت آن کسی که مصداق وعده‌ی لایتخلّف الهی است، شب میلاد آن کسی که درباره‌ی او سخنی گفته شده است که درباره‌ی هیچ یک از پیغمبران و اولیای الهی و ائمه گفته نشده است و آن این است که «یَملَأُ اللَّهُ بِهِ ‌الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً کما مُلِئَت ظُلماً وَ جَوراً» درباره‌ی هیچ پیغمبری چنین چیزی گفته نشده؛ حتی درباره‌ی پیغمبر آخرالزمان. آن  دست توانایی که میتواند همه‌ی سطح عالم را از نعمت و عدل و داد برخوردار بکند، دست توانای اوست. خداوند این فضیلت بزرگ را برای او قرار داده است؛ نه برای دیگر اولیا، نه برای دیگر انبیا،‌ نه برای دیگر برجستگان عالم و مقربان مقام حق، فقط او است که این تعبیر درباره‌ی او آمده است. امشب شب ولادت این بزرگوار است. خب، عید بزرگی است.

 

✳️دو محصول «نگاه متوجّه به آینده» در عید میلاد مهدی موعود:

✳️1⃣ امید

اعیاد موالید ائمّه و موالید نبیّ اکرم و عید مبعث پیغمبر و بقیّه‌ی اعیادی که ما داریم، یک فرق اساسی و جوهری با این عید دارد؛ در آن اعیاد، همه‌ی نگاه به گذشته است؛ در این عید، همه‌ی نگاه به آینده است. در اعیاد موالید ائمه یا عید بعثت، از حادثه‌ای که در گذشته اتفاق افتاده است و البته اثرات آن مثل رودخانه‌ی فیّاضی جریان در تاریخ دارد، تجلیل میکنیم؛ از گذشته تجلیل میکنیم؛ به گذشته متوجه میشویم، اگرچه آن گذشته در زندگی کنونی ما و در آینده‌ی ما هم اثر دارد؛ اما در این عید، همه‌ی نگاه به آینده است؛ یعنی چه نگاه به آینده است؟ یعنی دو چیز را این نگاه با خود دارد: یکی امید، یکی تلاش. وقتی نگاه [متوجه] به آینده شد، اولین چیزی که محصول این نگاه است، امید  است. دلهای افسرده در نهایت گرفتاری و تنگنا، یک روزنه‌ی روشن و درخشانی به یک دنیای نورانی و بهشت‌آسا در مقابل چشمشان میبینند و به آینده امید دارند؛ میدانند قضیه این‌جوری نخواهد ماند. حتّی آن وقتی که همه‌ی دنیا از ظلم و جور پر شده باشد، یعنی همه جا را ظلم و جور فرا گرفته باشد، این روزنه‌ی امید نه فقط بسته نمیشود بلکه حتی گشاده‌تر میشود؛ چون وعده کردند. حالا در یک دعا «بَعدَ ما مُلِئَت ظُلماً وَ جَوراً» است؛ فرق چندانی با هم ندارند. هرچه ظلم بیشتر بشود، این امید زنده‌تر میشود؛ لذا معتقد به این امید، معتقد به عقیده مهدویت هرگز مأیوس و سرخورده و مانند اینها نمیشود. میگوید ممکن است من درک نکنم اما خواهد شد؛ ممکن است من خزی  و خذلانظالمان را نبینم، اما خزی و خذلان ظالمان حتمی است. این، امید است؛ این اولین چیزی است که از این اعتقاد منشأ میگیرد و در دل انسان ریشه میدواند، و طبعا تأثیرش را در زندگی میگذارد.


✳️2⃣تلاش

دومی، تلاش [است]؛ تلاش. هر آینده‌ی قطعی متوقف به تلاش است. شما پای یک کوهی که قابل عبور است ایستادی، آیا رسیدن به آنجا ممکن است؟ بله. آیا رسیدن به آنجا قطعی است؟ بله؛ حتما کسانی به آنجا خواهند رسید؛ اما رسیدن به آنجا متوقف بر یک شرط است و آن، تلاش [است]؛ [باید]راه بیفتی.[اگر]بنشینی اینجا، نگاه کنی، تحسین کنی، خوشحالی کنی، کف بزنی برای کسانی که میروند،‌ نخواهی رسید؛ تلاش لازم است. این دومین شرط است. البته در همه‌ی کارهای بزرگ تلاش لازم است. چشم که به آینده بود، لازمه‌ی قطعی این نگاه به آینده، ایجاد تکلیف تلاش و فعالیت و مجاهدت است. ما که معتقدیم به آن روز، باید تلاش کنیم تا آن روز تحقق پیدا کند، و تلاش ما میتواند ان‌شاءالله آن را نزدیک بکند. این هم نکته‌ی دوّم در این حادثه‌ی بزرگ است.


☀️[نیمه شعبان]عیدی است برای مردم، ان‌شاءالله مایه‌ی شادی باشد. ان‌شاءالله ادعیه‌ی زاکیه‌ی آن بزرگوار، دعای غیر مردود آن بزرگوار شامل حال شما، شامل حال ملت ایران، شامل حال همه‌ی مسلمانان، شامل حال مظلومان فعلی عالم بشود؛ و ان‌شاءالله که از برکات دعای آن بزرگوار استفاده کنیم.

والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته






شیعه پاسخ می دهد



📜 آیا در نهج البلاغه به ظهور حضرت امام مهدی(عج)، اشاره‌ای شده است؟


📋 پاسخ


✍ کتاب نهج البلاغه‌ در برگیرنده سخنان حضرت امام علی(علیه السلام ) در زمینه‌های مختلف است. مطالب متعددی در نهج ‌البلاغه وجود دارد، که برخی از آنها مربوط به امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است:


1⃣  خطبه 182آمده است: 

«زره حکمت و دانش بر تن دارد، و آن‌را با تمامى آداب، و با توجّه و معرفت کامل، فرا گرفته است. حکمت گمشده او است که همواره در جست‌وجوى آن است و نیاز او است که آن‌را طلب می‌کند.


👈  او غریب است در آن زمانى که اسلام چون شترى خسته که دُم بر زمین گذاشته و سینه بر آن نهاده دچار غُربت است. او باقى مانده حجّت‏هاى الهى، و آخرین جانشین از جانشینان پیامبران است»‏.


این جملات اشاره صریحی به موعود آخر الزمان حضرت امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دارد.


📘  ابن ابی الحدید نیز در شرح آن می‌گوید: 

شیعیان معتقدند که منظور امام علی(علیه السلام) از این سخنان، حضرت مهدی منتظر است... بعید نیست منظور او همان قائم آل محمد باشد که در آخر الزمان قیام می‌کند.


2⃣  خطبه 150: 

«بدانید آن‌کس از ما (حضرت مهدى «عجل الله تغالی فرجه الشریف ») که فتنه‌هاى آینده را دریابد، با چراغى روشن‌گر در آن گام می‌نهد، و بر جاى پاى صالحان گام نهد (بر همان سیره و روش پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم ) و امامان(علیهم السبلم ) رفتار می‌کند) تا گره‌ها را بگشاید، بردگان و ملّت‌هاى اسیر را آزاد سازد، جمعیّت‌هاى گمراه و ستمگر را پراکنده و حق جویان پراکنده را جمع آورى می‌کند.


 👌 حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف ) سال‌هاى طولانى در پنهانى از مردم به سر می‌برد، آن‌چنان که اثر شناسان، اثر قدمش را نمی‌شناسند، اگر چه در یافتن اثر و نشانه‌ها تلاش فراوان کنند.


 سپس گروهى براى درهم کوبیدن فتنه‌ها آماده می‌گردند، و چونان شمشیرها صیقل می‌خورند، دیده‌هاشان با قرآن روشنایى گیرد، و در گوش‌هاشان تفسیر قرآن طنین افکند، و در صبحگاهان و شامگاهان جام‌هاى حکمت سر می‌کشند».


به نظر می‌رسد که همین دو مورد را می‌توان مخصوص امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف ) دانست.


🔍 لازم به ذکر است که سخنان دیگر از امام علی(علیه السلام ) درباره امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نقل شده است که در نهج ‌البلاغه نیامده و باید در کتاب‌های دیگر، به جست‌وجوی آن پرداخت.

امیر حسین سوری

بسم الله الرحمن الرحیم

چندی بود که در پی بحث نفس اماره بودم و در موتورهای جستجوگر ایرانی نیز مطالبی بسیار عالی از شهید مطهری پیدا کردم .یا بخثهای مثل عدم تفکیک نفس ها از یکدیگر و بدن مثالی یا همان جدا نبودن نفسها از اصل نفس یا سه نفس اصلی مطرح شده در قرآن شامل اماره و لوامه و مطمینه یا اینکه در قرآن علاوه در داستان موسی علاوه بر اینکه ما قضیه سه چهره ی شیطان در انسان را داریم یا بحث جادوگران ایمان آورده ی شهید یا بحث ازدواج و برادر و توحید و شناخت خدا را داریم بحث سامری هم داریم.  بحث انتهای داستان یوسف و زلیخا و تعداد دیگری از احادیث و روایت امام علی(ع) در مورد اینکه دشمن ترین دشمن انسان نفس انسان است که در بین دو سینه است و بحثهای دیگر در مورد خفاش و بحث شیر خوردن بچه در مورد بخش حکمت قابل بحث است اما چندی پیش یکی از اساتید دانشگاه تهران داستان جالبی از کلاس خودش را برایمان نقل کرد گفت یکبار یک داشنجو سر کلاس از وضعیت خیلی ناراحت بود و همش می گفت اروپا و آمریکا چنین و است و چنان است و مثرا اختلاس نیست و از این جور حرفا و ده مورد ردیف کرد من در جوابش گفتم تو ده مورد گفتی اما مورد یازدهم را نگفتی اینکه آنها خیانت ندارند همان خیانتی که کربلای پنج را درست کرد و اینکه هرجا در عملیاتی به اهداف نرسیدیم دلیلش خیانت بوده فقط و فقط خیانت.

بحث را از ابتدای انقلاب شروع می کنیم از اول انقلاب التقاطی بودند و سهمگین ضربات به نظام را فقط خیانت عاملش بوده است فقط و فقط خیانت .از ابتدا می بینیم هرچه ارزش اسلام و انقلاب است اینها به نام دین و اسلام هزار بار بدتر از داعش انجام می دهند مثلا اگر باب علم الهی و مکاشفه در این سرزمین و تمام جهان امام هشتم است و پایندگی اسلام به شریان خون امام حسین (ع) در آن است می بینیم در روز عاشورا در گنبد ایشان بمب گذاری کردند یا در بحث نفوذ ماجرای هاشمی در بیت آیت الله منتظری یا اینهمه شهید ترور و بحث شهدای دولت و شهادت بزرگان نظام در ترور دفتر ریاست جمهوری یا اگر در بین مردمان این کشور ازدواج برپایه ی ایمان ارزش است و باید دید درست نسبت به اصل فرهنگ حجاب داشت در این سازمان متحجرترین موجودات کره ی زمین دست به فاسدترین رفتارها به نام انقلاب ایدیولوژیک زدند و حتی با فطرت هم به مقابله برخواستند نقش این سازمان در جاسوسی و دروغ پردازی های آشکار در قضایای هسته ای و بحث شروع جلسات حقوق بشری اروپا و سازمان ملل و دفاع از حقوق بهاییان-شاید جزو تنها فرقه هایی که ازدواج محارم دارد- و همنجنسبازان به اوج خود می رسد این سازمان با همکاری واضح در ساختار شبکه های منو تو و استیج و مثال واضح ارمیا در بحث رواج فساد اقدام کرده است یا باید میزان حمایت آنها از شبکه های ماهواره ای مروج رسمی فساد و شوهای غیراخلاقی که حتی درونمایه های شعریشان و محتواییشان نیز برضد خانواده و صدبرابر بدتر از فرهنگ خود غرب است یا شبکه های جذب و به دام افکندن آنها به امید زندگی بهتر در خارج بحث کنیم. یادتان باشد اینها مثال کامل نفس اماره اند یعنی با وجود آشنایی با دین و خدا و پیغمبر دست به تاویل می زنند و فتنه به پا می کنند .گفتم فتنه دقیقا نقش این سازمان جاسوسی متصل به موساد و سیا در فتنه هشتاد و هشت پر رنگ است امروزه هم پیش بینی می شود دلیل غیبت مسعود رجوی از دوربین دلیلش بازی کردن در نقش منجی و نعوذ به الله امام زمان باشد این سازمان انقلاب مردم عراق در زمان صدام را نیز سرکوب کرد در بین مردمان اکر گناهی هم باشد از روی عناد با خدا نیست اما در این سازمان اگر حتی در ظاهر نماز بخوانند آخرش موذنش مرضیه-خواننده ی زن- است پس همه اش عناد با خداست 

کسانی که سرپرستشان خداوند است خدا ایشان را از ظلمات به نور و کسانی که ولی شان طاغوت است بازهم خداوند آنها را از نور به تاریکی ها رهنمون می شود .این در مورد تکوین و شدن است و بحث افعال بود.اما در بحث شخصیت ها فقط بحث بهشت و جهنمی نیست اعراف هم دارد که بازهم بهشتی اند و از چهره قابل شناسایی اند و حتی در بدترین انسانها از نظر عمومی بازهم نمی توان زیبایی ها و زیبایی دوستی را ندید.در روایات ها هم جهنمی های خالد خیلی نیستند ولی وجود دارند و دقیقا همانهایی هستند که هیچ راه حل غفرانی ندارند البته مشی قرآن واضح است و جهنم جا کم ندارد و حتی می گوید بازهم اگر هست بریزید و مشخصات خالدون هم مشخص اند و اینکه می گویند چند روز بیشتر جهنم نیست هم گفته ی یهودیان است این را قرآن اشاره کرده در ضمن یادتون باشه بزرگترین مشکل جهل از دست دادن گران قیمتها است و فقط بحث ضرر نیست-منظور جهنمی شدن یا نشدن-بلکه برای بهشت باید هزینه داد.امام علی(ع)-به مضمون-می فرمایند هرگز همچون بهشت ندیدم که طالبانش در خواب غفلت باشند.و اینکه رحمت خدا بر خشمش سبقت یافته یعنی حتی در زمان عذاب خدا خشمگین نیست بلکه به خاطر حبش است و امام(ره)چون ما صدام را دوست داریم و نمی خواهیم در آن دنیا بیشتر عذاب شود طالب مرگش هستیم چپن در زنده ماندنش خیری نیست و فقط به دنبال معصیت است.یک نکته ی کوچک دیگر اینکه در بحث سود و ضرر بحث وقت تلف کردن و در مسیر ایمان عمل صالح  توصیه به حق و توصیه به صبر نبودن  و پشت امام عصر نبودن نیز عین ضرر و خسران-ضرر بدون توان جبران- خواهد بود.



پاورقی:خیانت صفت مضموم است اما طبق نظر امام خیانت به خیانت عین وفاداری است.اینجا ذکر تعریف اصل امانت ضروری است.نظر آیت الله جوادی اختیار و نظر شهید مطهری تکلیف است و در خصوص نظر امام خمینی(ره) اینکه ایشان ولایت الهی، امانت الیه یا نفس الهی را امانت می دانند.

یک بحث هم در مورد خنثی سازی عملیاتهای این سازمان اینکه نظر امام رضوان الله علیه این است که هر فردی در هرکجای این کشور و جمهوری اسلامی باید خود را جزو وزارت اطلاعات بداند و مراقب باشد و چشم نظام باشد








فتنه:قرآن خیلی خیلی خیلی خیلی بیش از حد خودش همه چیز را گفته تاویلش نکنید گفته گردنه برده داری است این گردنه باید رد شود باید در جامعه برده داری به هر نحوی به هرنحوی نباشد حتی قلاده ای از جنس طلا بازهم قلاده است-یاید بین امنیت شغلی و تعهد شغلی و جایگاه شغلی و حساسیت آنها بحث کرد و در موارد سازمانی و شرکتی بحث مشارکت سازمانی نیز لحاظ شود تا فرد حداقل در مقداری ارزش کار خویش را به طور مستقیم ببیند اما در عین حال سرمایه داری بر اساس سرمایه های حقیقی باشد همه اینها مرزی اند و باید روی این لبه شرکتها و یا افراد با اختیاط حرکت نمود در ضمن در اسلام اصل فردی- اصالت فرد در سازمان و جایگاه خانوداه با رعایت امانت، مثال قوم لوط اثبات است-است چه دوست داشته باشید چه نداشته باشید چه امروزه بشود اجرا کرد یا نتوان اجرا کرد.حتی حقوق کارگر باید قبل از خشک شدن عرقش با احترامی که حتی نشان از بی حرمتی در شکل دادن پول نباشد به وی پرداخت شود اینها حداقل به عنوان اساس ارزشهای اصلی باید در روح اجتماع باشد البته نه فقط اخلاقی بلکه قانونی و اینکه قانون هم اجرا شود و قدرت داشته باشد- در ضمن اختلاف افکنی بین زن و مرد و بحث تجاوز به امر زناشویی اصل فتنه شیطان است زیاد دوباره توضیح نمی دهیم اما تاریخچه ی منافیق از اول دانشگاه ها و اردوهای مختلط و کمپهای شستوی مغزی و بردن فرزندان و جداکردن شان از خانواده به منظور تروریست کردنشان و همچنین جدایی انداختن بین زن و شوهر و مستمسک قراردادن آیات قرآن برای پیش برد اهداف شیطانی خویش مصادیق جنایت حقوق بشر است قرآن همه را صریح گفته صریح صریح بدون پرده.البته ببینید این کمپها در کدام کشورهای اروپایی دایر است.همانهایی که ادعای حقوق بشر دارند.اصل تحجر واقعی نیز زاده ی اینهاست البته اینها در فساد هم کمکاری نکردند فساد و تحجر در اینها روی یک سکه است.اینها ادامه دهنده ی راه شیخ صباح ها هستند و ادامه دهنده ی راه یهودیان.و اینها نابودگر علوم حقیقی هم هستند و ترور علم و عالم کار اینهاست روشان نابودی علم و عالم است در قرون وسطی نیز مسیحیان دست به تفتیش عقاید نزدند اینها بوده اند و اگر نگویید توهم توطیه دارم شک ندارم یهودیان نیز یک پای قضیه بوده اند نه علوم غریبه که با تمام قوانین علمی مخالف اند و همینها برای بردگی بیشتر جامعه و نیروی کار ارزان فمنیسم را به نام حقوق بشر بر پیشانی بشریت زدند اینها بودند که برده داری کردند و می کنند.اینها تمام مشکل تاریخ بشریت اند. این یک اخطار جدی است.و یک اخطار جهانی و نه فقط نام و نشان ها بلکه تمام راه و روش و مسلک ایشان.اینها ادامه دهنده ی یزیدند شباهت دیوارهای کمپهای اینها عجیب شبیه دیوارهای اطراف رژیم غاصب صهیونیستی است اینها از داخل هیچی ندارند و در عین حال بیرون را نفی می کنند  اینها ترس از ارتباط دارند چون در همان جمعشان هیچ عنصری خودش نیست و از خودش هیچی ندارداین دیوار نه برای حفاظت بلکه برای اسارت بنا شده است و حفاظهای امنیتی آنها به سمت داخل است نه بیرون.انواع سندروم ها را نیز مبتلایند اما بدترینش جهل از روی آگاهی کامل به علم است.یاران شیطان شدند.البته اینها هماینهایی هستند که می گویند ما مصلح ایم اما به نام اصلاح فساد می کنند و خود عاملش اند در ضمن وقتی می گویند مانند اکثر مردم ایمان آورید مردم را احمق می دانند اما برعکس اینها امام خمینی مردم را و رایشان را میزان می داند این یعنی نحوه پیداکردن راه صحیح که سخت نیست البته امانت مشخص است و حتی یزدیان امام را می شناختند اما حرف حق در بینشان اثر نکرد شناختن امام زمان و حتی دیدن سخت نیست او داد می زند اما ما جلوی گوشهایمان را گرفته ایم نه به خاطر فقط گناه بلکه نمی خواهیم بشنویم خدا برای تک تک ما خدایی می کند و تک تکمان می توانیم خلیفه الله باشیم اما بستگی است به خودمان دارد فهم اینکه چه کسی از روی نفس اماره حرف می زند و کسی که صدایش از جنس خداست سخت نیست امانت ملاک است

یکی از اصلی ترین راهکارهای مبارزه با طبقاتی شدن جامعه کمک افراد به خودشان است و اینکه هرکس دلسوز خود خویشتن خانوداه و جامعه خویش باشد و نیازمند و فقیر به خدا باشند نه خلق خدا.در ضمن هرچه آنچه بر خود می پسندی بر دیگران هم بپسند البته به یک شرط با رعایت امانت.



باید از بحث نفس اماره و لوامه عبور کرد باید وارد نفس مطمینه شد باید مردم طبق نظر آقا همیشه منتخبشان اصولگرای اطلاح طلب و انقلابی باشد این یعنی جامعه ی آرمانی که سوره ی فجر نیز به آن رهنمونمان می کند.و دانشگاه دانشگاه باشد نه محل بازیهای سیاسی




تعصب:این مورد نیز همراه با بی بند و باری و شاید حتی بیشتر از آن به جامعه آسیب می زند چون تا زمان فاجعه بروزی ندارد این امر در بعضی از اقوام که اتفاقا هم اصیل و هم خیلی مذهبی اند اما به آفت سنتهای غلط گرفتار شده اند خیلی زیاد است علل الخصوص اگر این مذهبی بودن بدون شناخت باشد .اشاره ای به گروه خاص به طور مستقیم نمی کنیم اما ازدواجهای اجباری عامل دردسر و صورتگرایی صرف در ظاهر اعمال عبادی باعث تشدید این موضوع می شود آنهم زمانی که عشق از بین می رود و تیره و تبار از هر چیز مهمتر شود.میزان خودکشی آنهم به شیوه خودسوزی در زنان این قوم کمی نگران کننده است و باید تحول در رفتارها رخ دهد تا نماز و عبادت و حجاب در جایگاه خاص خودش باشد


یکبار اشاره شد بازهم هم تاکیید می کنیم اینکه اساسا برده داری در حیطه دنیا می تواند اتفاق بیافتد نه دین و آخرت زیرا کمترین امکان و نماد برده داری تعلق و وابستگی شخص به جهان است غل و زنجیر نماد حقیقی این برده داری اند اما این امکان که شما گردن بندی از جنس طلا و نقره یا خلخالی زیبا به پا بیاندازید یا مثل یک غلام حلقه به گوش گوشواره ای از نماد این موضوع را استفاده کنید هم بازهم همان اتفاق می افتد و در اصطلاح امروزی و مدرن بحث برده داری مدرن در بخشهای بعدی اتفاق می افتد و برای خود فرد هم لذت های دنیوی بر لذتهای اخروی ارجح می شود البته یادتان باشد این آخرت همانی است که امروز ساخته می شود و نقد است نه نسیه و در بحث شبهات بهشت و جهنم بحث کرده ایم و به همین مقدار بسنده می کنیم.در آخر اشاره می شود تعلق به دنیا آخرین مرحله است و علت اینکه ما نیز در بخشهای قبل به بحث امکان بیشتر ایمان جادوگر به ایمان و خدا و پیامبر و ولی و آخرت کردیم همین بحث خودبینی و خودشناسی جادوگر و از خود طلبکاری حتی در دنیا خواهی بوده و اینکه در صورت آشنایی با مسایل ایمانی زیباشناسی را درک کرده است مثال فردی که در تمام جهان جایگاه همه چیز را می دانست و هر تغییری را در هرجای جهان می یافت اما در مقابل امام علی سرتعطیم فرود آورد چون نتوانست شی داخل دستش را ببیند و فقط از اینکه چه چیزی در آن لحظه غیب شد حدس زد داخل دست امام تخم مرغی از یک سرزمین دور است به همین خاطر ایمان آورد به ولی هم ایمان آورد.قبلا نیز بحث اینکه چرا دنیا زندان مومن است و بعد از مرگ رهایی می یابد بحث کردیم و گفتیم که مرگ در هر صورت مصیبت است و این جا حدیث مبنای زجرکشیدن خواهی در دنیا ندارد بلکه ویژگی های روح انسان مومن آنقدر وسیع و آزادی خواه و جاه طلب  و خودخواه که حتی می توان گفت آنقدر ظلوماجهولا هم هست که با این کوچکی جانشینی خدا را هم می خواهد و البته خدا هم خپشش می آید و می دهد اما دنیا نمی دهد خدا می خواهد و ودیعه خدایی را در روحش می دمد و کسی که خدا را یاد داشته باشد خود را از یاد نخواهد برد..دقت شود دنیا خواهی می تواند در مقابل دین خواهی و آخرت قرار گیرد و این همان مرز است که امام خمینی(ره) فرمودن که   اگر دنیای آنها در مقابل دین ما قرار بگیرد دنیایشان را خراب می کنیم بازهم اشاره مجدد و تاکید می شود بحث شکستن و لغو برده داری را خودمان باید انجام دهیم و خدا نیز با ماست و نباید چشم امید به بیرون و سایر ملل نیز دوخت البته قوانین احکام نیز بیشتر همین مبنا را نیز تاکیید کرده است -مثل قضیه مکاتبه یا همان خودخری در همان برده داری در شکل رایج اولیه- در ادامه بحث اخلاقی قناعت نیز تاحدی کامل کننده است و بحث اعتکاف نیز در ایام بیض و زمان ولادت حضرت امام علی(ع) در مساجد از جمله اگوهای دیگر است.مساجد سنگر الهی و منبرهای محل تعالیم الهی است  علم به ما هو علم باعث زیادشدن انسان است زیادشدنی به معنای حقیقی و با توجه به روح و روحی.و خدایی.رب زدنی علما.و اینکه طمعکار به علم آخرت طلب است و خیلی خیلی خودخواه و اتفاق دنیا مجاز نیست بلکه نمود است .

پاورقی آزمایشی در مورد اعتکاف اینکه یکبار -البته با شرط عدم حضور در زمان کلاس درس و رعایت قوانین و احتیاطات کامل-در کلاس درس یک چرت بزنید و مدل عمق و میزان کیفیت خواب را و با توجه به عامل مکان بسنجید.

در موضوع ازدواج نیز گفتیم دنیا مجاز نیست نمود است و رجوع کنید به نحل هفتاد و دو و نور سی و سه و تمام آیات مربوط به ایمان و بهشت و جهنم و آخرت


ضمیمه حجاب:شاید دقت کرده باشید ما در این مقاله و چند مقاله دیگر در مورد اهمیت رویکرد اصلی به حجاب که اساسش برپایه ی ایمان باید باشد و البته کمبود آن نیز به معنی بی عفتی نیست و اساسا  حتی در صورت مشکل هم باید رویکرد ازدواج را درست کرد بحث کردیم یعنی بحث دوم حجاب اصل مراقبه از چشمان بیماردلان است.در بحث نفس اماره هم حجاب ظاهری بدون ایمان و به نام ایدولوژی و مظاهر دنیوی را خطرناک دیدیم و باید اصل خانواده حفظ شود-هرگونه اعمال سازمان مجاهدین خلق که واقعا منافقین اند را نفی کنید-سبک بدون عشق قومیت گرایی که در آمار ها نیز منجر به خودکشی بالای زنان و بالا رفتن میزان افسردگی در آنان شده است را نیز گفتیم و دوباره اشاره می کنیم حجاب به معنای جدایی نیست و باید حضور زن در اجتماع با حفظ امانت و خانواده و اصالت زن بودنش و اینکه مردواره نشود حفظ شود تاکید می کنیم حجاب  زن  نشان دهنده برای سه راه ارتباط و حرف زدن خدا با انسان است.حالا بحث را از دید رسالات عملیه دنبال می کنیم در دو جا مورد حجاب-اجباری- کلا نداریم اساسا یکی کافر ذمی یکی برده که با توجه به اینکه مقالات در مورد باب برده را اتمام کردیم پس زیاد بحث نمی کنیم.اینجا هم هدف بحثمان امکان وجود بحث شرعی در مورد حجاب است نه برده که بحثش را کردیم و نحل ۷۲ نور۳۳ و نور ۵۸ اتمام کننده کار است.اما مورد بعدی اصطلاحی در باب زنان روستایی است که بیشتر بر زنان در حال کار مزرعه دلالت دارد .باید اشاره شود اولا در روستا معمولا بیشتر افراد خویشاوند اند در ضمن اشاره می شود نقص حجاب یا حجاب به صورت نامتعارفی دارند که اصلا حجاب نیست اما باعث ریبه هم نیست ایرادی ندارد مثلا در لباسهای سنتی اقوام شاید مثل امروز خیلی هم همه نقاط حجاب پوشیده نیست اما اگر هدف جلب توجه جنسی و شهوت انگیزی نباشد خب ایراد ندارد.در ضمن اشاره هم کردیم که معمولا در زمان کار این اتفاق می افتد و نه لزوما همیشه مثلا زنی که در شالیزار کار می کند و یا مثلا نوع پوشش کلاقی که در اهالی کردستان مرسوم است و اقوام لر یا لک نیز دارند.منظورمان این است که در کل این بحث حجاب و عفاف در رساله نیز با عنوان زنان روستایی موجود بوده است و بحث خیلی جدیدی هم نیست.البته باید اشاره شود به طور کلی چه افراد و چه جامعه نیز نباید ترک اولی کنند اما در عین حال نیز باید اصل حجاب در جایگاه خودش به کار رود تا نتیجه بدهد مثلا به جای برخورد قهر آمیز با یک بدحجاب-البته بی عفتی علنی و یا توهین به حجاب با پوشش و آرایش غلیظ موضوعش باید بیشتر از منظر قانونی و یا درمانی و حتی مسایل ازدواج و خانواده نگاه کرد و نه البته قهر آمیز و خشن-چرا تا به امروز مثلا کتاب حجاب شهید مطهری را به وی اهدا نمی کنند؟!؟!






در آخر یک نکته:

جمله ای معروف از یوهان کرایف بازیکن و مربی معروف و عالی تیم آژاکس هلند و کاپیتان تیم ملی هلند که یک جمله فوق العاده زیبا به این مضمون در بازی مقابل ایتالیا برای هم تیمی هایش گفت:

ایتالیاییها نمی توانند شما را شکست بدهند اما شما می توانید از آنها شکست بخورید.

جمله بالا برداشت بد و خوب توسط افراد مختلف دارد اما باید بیان می شد.انسان باید به حق خلافتش برسد

امیر حسین سوری

🔸زنان جهان همیشه احساساتی بودنشون رو پنهان می کنند.



🔸شما شنیدید که در تعریف حضرت زهرا (س)گفته میشه که مردانه سخن گفت!

شما اتفاقا می دونید که ایشان مردانه سخن نگفت.

ایشان اول سخنرانیشان مفصل گریه کردند،اشک همه را درآوردند.

کاملا احساساتی صحبت کردند.البته در ادامه شاهد استدلالت و دلایل مبرهن فراوان نیز هستیم.



🔸امتیاز مردها در برابر زنها،زور بدنیشون هست و امتیاز زنها در برابر مردها،احساساتشون هست.



🔸این بد نیست که یک زن نتونه جلوی احساساتش رو بگیره.

مگر حضرت زهرا(س) می تونست جلوی احساسات خودش رو بگیره؟

آدم اگر احساسات درستی داشته باشه،چرا باید جلوش رو بگیره؟

عالم رو به آتش کشید حضرت فاطه زهرا(س) با احساسات خودش.

او چون مادر این امت بود،نگران آحاد شیعیان خودش بود تا روز قیامت.جبرئیل امین می آمد،خبر زندگی،پیروزی ها و فتح،غصه ها و شکستهای بچه های او تاقیامت را به ایشان میداد و امیرالمؤمنین یادداشت می کرد.

او یک مادر هست،نمیخواد احساسات خودش رو کنترل کنه،او  میخواد خبردارشه  بچه هاش چی میشن.

جبرئیل امین تسلیم او بود.

صحرای محشر تسلیم احساسات ایشان هست.

او به هیچ وجه نتونست احساسات خودش رو کنترل کنه و خیلی هم عالی بود،عصمت کبری حق بود.



امیر حسین سوری

**چرا پیامبر و امامان کنیز و غلام داشتند؟ آیا این برده‌داری نیست؟**


*پاسخ تفصیلی

برای روشن شدن پاسخ لازم است اندکی به بحث بردگى در اسلام پرداخته شود.


گر چه مساله برده‏گیرى و برده‏دارى به عنوان یک دستور حتمى در مورد اسیران جنگى، در قرآن مجید نیامده است ولى انکار نمى‏توان کرد مطالبی که در قرآن براى بردگان ذکر شده است، اصل وجود بردگى را حتى در زمان پیامبر (ص) و صدر اسلام اثبات مى‏کند[1]، مانند جواز اسیر گرفتن در جنگها و از آنان به عنوان برده استفاده کردن، احکام ازدواج با بردگان، احکام محرمیت با بردگان یا مساله مکاتبه ( قرارداد براى آزادى بردگان ) که در آیات متعددى از قرآن در سوره نساء - نحل - مؤمنون - نور - روم و احزاب آمده است .


اینجا است که بعضى بر اسلام خرده مى‏گیرند که چرا این آئین الهى با آن همه محتوا و ارزشهاى والاى انسانى مساله بردگى را به کلى الغاء نکرده، و طى یک حکم قطعى و عمومى آزادى همه بردگان را اعلام ننموده است ؟ !


درست است که اسلام سفارش زیادى در مورد بردگان کرده، اما آنچه مهم است آزادى بى‏قید و شرط آنها است، چرا انسانى مملوک انسان دیگرى باشد و آزادى را که بزرگترین عطیه الهى است از دست دهد؟ !


پاسخ : در یک جمله کوتاه باید گفت که اسلام برنامه دقیق و زمانبندى شده براى آزادى بردگان دارد که بالمال همه آنها تدریجا آزاد مى‏شوند، بى‏آنکه این آزادى عکس العمل نامطلوبى در جامعه به وجود آورد .


ولى پیش از آنکه به توضیح این طرح دقیق اسلامى بپردازیم ذکر چند نکته را مقدمتا لازم مى‏دانیم:


1 - اسلام هرگز ابداع کننده بردگى نبوده است، بلکه در حالى ظهور کرد که مساله بردگى سراسر جهان را فرا گرفته و با تار و پود جوامع بشرى آمیخته بود.


2 – بردگان در طول تاریخ سرنوشت بسیار دردناکى داشته‏اند، به عنوان نمونه بردگان اسپارتها را که به اصطلاح قومى متمدن بودند در نظر مى‏گیریم ، به قول نویسنده روح القوانین غلامان اسپارتى به قدرى بدبخت بودند که تنها غلام یک نفر نبودند، بلکه غلام تمام جامعه محسوب مى‏شدند، و هر کس بدون ترس از قانون مى‏توانست هر قدر بخواهد غلام خود یا دیگرى را آزار و شکنجه دهد، و در حقیقت زندگانى آنها از حیوانات نیز بدتر بود .


از زمانى که بردگان را از کشورهاى عقب‏افتاده صید مى‏کردند تا هنگامى که در بازارهاى فروش عرضه مى‏شد بسیارى از آنها مى‏مردند، و باقیمانده وسیله‏اى بودند براى بهره‏گیرى برده‏فروشان طماع و اندک غذائى که به آنها مى‏دادند براى زنده ماندن و کار کردن بود، و به هنگام پیرى و بیماریهاى صعب العلاج آنها را به حال خود رها مى‏کردند تا به شکل دردناکى جان دهند! لذا نام بردگى در طول تاریخ با انبوهى از جنایات هولناک همراه است . اسلام به عنوان دینی که برای آزادی و سعادت همه بشریت آمده بود همواره از سرنوشت دردناک بردگان در گذشته به عنوان یک معضل بزرگ اجتماعی رنج می برده است. به همین دلیل هرگز در برابر این مسأله مهم سکوت نکرده است و راه حلی بسیار حکیمانه و دقیق برای ریشه کن کردن این معضل ارائه نموده است.


3 - طرح اسلام براى آزادى بردگان


آنچه غالبا مورد توجه قرار نمى‏گیرد این است که اگر نظام غلطى در بافت جامعه‏اى وارد شود ریشه‏کن کردن آن احتیاج به زمان دارد، و هر حرکت حساب نشده نتیجه معکوسى خواهد داشت، درست همانند انسانى که به یک بیمارى خطرناک مبتلا شده و بیماریش کاملا پیشرفت نموده است، و یا شخص معتادى که دهها سال به اعتیاد زشت خود خو گرفته، در اینگونه موارد حتما باید از برنامه‏هاى زمان بندى شده استفاده کرد .


صریحتر بگوئیم : اگر اسلام طبق یک فرمان عمومى دستور مى‏داد همه بردگان موجود در آن را آزاد کنند ، چه بسا بیشتر آنها تلف مى‏شدند، زیرا گاه نیمى از جامعه را بردگان تشکیل مى‏دادند، آنها نه کسب و کار مستقلى داشتند، و نه خانه و لانه و وسیله‏اى براى ادامه زندگى .


اگر در یک روز و یک ساعت معین همه آزاد مى‏شدند یک جمعیت عظیم بیکار ظاهر مى‏گشت که هم زندگى خودش با خطر مواجه بود و هم ممکن بود نظم جامعه را مختل کند، و به هنگامى که محرومیت به او فشار مى‏آورد به همه جا حمله‏ور شود و درگیرى و خونریزى به راه افتد .


اینجا است که باید تدریجا آزاد شوند، و جذب جامعه گردند ، نه جان خودشان به خطر بیفتد ، و نه امنیت جامعه را به خطر اندازند، و اسلام درست این برنامه حساب شده را تعقیب کرد .


این برنامه مواد زیادى دارد که رؤس مسائل آن به طور فشرده و فهرست‏وار در اینجا مطرح مى‏شود:


ماده اول - بستن سرچشمه‏هاى بردگى


بردگى در طول تاریخ اسباب فراوانى داشته ، نه تنها اسیران جنگى و بدهکارانى که قدرت بر پرداخت بدهى خود نداشتند به صورت برده درمى‏آمدند که زور و غلبه نیز مجوز برده گرفتن و برده‏دارى بود اما اسلام جلو تمام این مسائل را گرفت، تنها در یک مورد اجازه برده‏گیرى داد و آن در مورد اسیران جنگى بود . این مسلم است که در میدان جنگ و بعد از غلبه بر دشمن یا باید تمام افراد باقی مانده از دشمن را کشت و یا بجاى کشتن آنها را اسیر کرد چرا که اگر دشمن رها شود باز ممکن است نیروهاى خود را تجدید سازمان کرده و حمله مجددى را آغاز نماید. اسلا م راه حل دوم را بر گزیده است اما فرموده است که بعد از اسارت صحنه دگرگون مى‏شود، و اسیر با تمام جنایاتى که مرتکب شده است به صورت یک امانت الهى در دست مسلمین در مى‏آید که باید حقوق بسیارى را در باره او رعایت کرد [2].


اما حکم اسیر بعد از خاتمه جنگ یکى از سه چیز است : آزاد کردن بى‏قید و شرط ، آزاد کردن مشروط به پرداخت فدیه ( غرامت ) و برده ساختن او ، و البته انتخاب یکى از این سه امر منوط به نظر امام و پیشواى مسلمین است و او هم با در نظر گرفتن شرائط اسیران و مصالح اسلام و مسلمین از نظر داخل و خارج آنچه را شایسته‏تر باشد برمى‏گزیند و دستور اجرا مى‏دهد .


اما در شرایطی که نظر امام و پیشواى مسلمین بر این قرار می گرفت که اسیران آزاد نشوند از آنجا در آن روز امکانات و زندانهائى نبود که بتوان اسیران جنگى را تا روشن شدن وضعشان در زندان نگه داشت ، راهى جز تقسیم کردن آنها در میان خانواده‏ها و نگهدارى به صورت برده نداشت .


بدیهى است هنگامى که چنین شرائطى تغییر یابد هیچ دلیلى ندارد که امام مسلمین حکم بردگى را در باره اسیران بپذیرد مى‏تواند آنها را از طریق پرداخت غرامت آزاد سازد ، زیرا اسلام پیشواى مسلمین را در این امر مخیر ساخته تا با در نظر گرفتن مصالح اقدام کند ، و به این ترتیب تقریبا سرچشمه‏هاى بردگى جدید در اسلام بسته شده است .


ماده دوم - گشودن دریچه آزادى


اسلام برنامه وسیعى براى آزاد شدن بردگان تنظیم کرده است که اگر مسلمانان آن را عمل مى‏کردند در مدتى نه چندان زیاد همه بردگان تدریجا آزاد و جذب جامعه اسلامى مى‏شدند .


رؤوس این برنامه چنین است :


الف - یکى از مصارف هشتگانه زکات در اسلام خریدن بردگان و آزاد کردن آنها است[3] و به این ترتیب یک بودجه دائمى و مستمر براى این امر در بیت المال اسلامى در نظر گرفته شده که تا آزادى کامل بردگان ادامه خواهد داشت .


ب - مقرراتى در اسلام وضع شده که بردگان طبق قراردادى که با مالک خود مى‏بندند بتوانند از دسترنج خود آزاد شوند ( در فقه اسلامى فصلى در این زمینه تحت عنوان مکاتبه آمده است ) .


ج - آزاد کردن بردگان یکى از مهمترین عبادات و اعمال خیر در اسلام است ، و پیشوایان اسلام در این مساله پیشقدم بودند ، تا آنچه که در حالات على (ع) نوشته‏اند: هزار برده را از دسترنج خود آزاد کردند [4]!


د - پیشوایان اسلام بردگان را به کمترین بهانه‏اى آزاد مى‏کردند تا سرمشقى براى دیگران باشد ، تا آنجا که یکى از بردگان امام باقر (ع) کار نیکى انجام داد امام (ع) فرمود: برو تو آزادى که من خوش ندارم مردى از اهل بهشت را به خدمت خود درآورم .[5]


در حالات امام سجاد على بن الحسین (ع) آمده است : خدمتکارش آب بر سر حضرت مى‏ریخت ظرف آب افتاد و حضرت را مجروح کرد ، امام (ع) سر را بلند کرد ، خدمتکار گفت : و الکاظمین الغیظ حضرت فرمود : خشمم را فرو بردم عرض کرد : و العافین عن الناس فرمود : خدا تو را ببخشد عرض کرد : و الله یحب المحسنین فرمود : برو براى خدا آزادى .


ه- در بعضى از روایات اسلامى آمده است : بردگان بعد از هفت سال خود به خود آزاد مى‏شوند ، چنانکه از امام صادق (ع) مى‏خوانیم: کسى که ایمان داشته باشد بعد از هفت سال آزاد مى‏شود صاحبش بخواهد یا نخواهد و به خدمت گرفتن کسى که ایمان داشته باشد بعد از هفت سال حلال نیست .[6]


در همین باب حدیثى از پیامبر گرامى اسلام (ص) نقل شده که فرمود: پیوسته جبرئیل سفارش بردگان را به من مى‏کرد تا آنجا که گمان کردم به زودى ضرب الاجلى براى آنها مى‏شود که به هنگام رسیدن آن آزاد شوند .[7]


و - کسى که برده مشترکى را نسبت به سهم خود آزاد کند موظف است بقیه را نیز بخرد و آزاد کند .


ز- هر گاه بخشى از برده‏اى را که مالک تمام آن است آزاد کند این آزادى سرایت کرده و خود بخود همه آزاد خواهد شد !


ح - هر گاه کسى پدر یا مادر و یا اجداد و یا فرزندان یا عمو یا عمه یا دائى یا خاله ، یا برادر یا خواهر و یا برادرزاده و یا خواهرزاده خود را مالک شود فورا آزاد مى‏شوند .


ط - هر گاه مالک از کنیز خود صاحب فرزندى شود فروختن آن کنیز جائز نیست و باید بعد از سهم ارث فرزندش آزاد شود .


این امر وسیله آزادى بسیارى از بردگان مى‏شد ، زیرا بسیارى از کنیزان به منزله همسر صاحب خود بودند و از آنها فرزند داشتند .


ی - کفاره بسیارى از تخلفات در اسلام آزاد کردن بردگان قرار داده شده ( کفاره قتل خطا - کفاره ترک عمدى روزه - و کفاره قسم را به عنوان نمونه در اینجا مى‏توان نام برد ) .


ک - آزادی برده بواسطه پاره‏اى از مجازاتهاى سخت که صاحب برده‏نسبت به او انجام می داد.


قبل از اسلام صاحبان بردگان خود را به انجام هر گونه تنبیه و مجازات شکنجه ای در مورد بردگان مجاز می دانستند و بدون هیچ مانعی هر گونه جنایتی را آزادانه در حق آنان روا می داشتند. اما اسلا م پاره ای از مجازات ها (مثل بریدن گوش، زبان ،بینی و...)را ممنوع کرد، و اعلام نمود برده ای که چنین جنایتی از طرف صاحب او در حق او صورت گیرد آزاد خواهد شد.[8]


ماده سوم - احیاى شخصیت بردگان


در دورانی که بردگان مسیر خود را طبق برنامه حساب شده اسلام به سوى آزادى مى‏ پیمایند اسلام براى احیاى حقوق آنها اقدامات وسیعى کرده است ، و شخصیت انسانى آنان را احیاء نموده ، تا آنجا که از نظر شخصیت انسانى هیچ تفاوتى میان بردگان و افراد آزاد نمى‏گذارد و معیار ارزش را همان تقوا قرار مى‏دهد ، لذا به بردگان اجازه مى‏دهد همه گونه پستهاى مهم اجتماعى را عهده‏دار شوند ، تا آنجا که بردگان مى‏توانند مقام مهم قضاوت را عهده‏دار شوند . در عصر پیامبر (ص) نیز مقامات برجسته‏اى از فرماندهى لشکر گرفته تا پستهاى حساس دیگر به بردگان یا بردگان آزاد شده سپرده شد .


بسیارى از یاران بزرگ پیامبر (ص) بردگان بودند و یا بردگان آزاد شده ، و در حقیقت بسیارى از آنها به صورت معاون براى بزرگان اسلام انجام وظیفه مى‏کردند. سلمان و بلال و عمار یاسر و قنبر را در این گروه مى‏توان نام برد ، بعد از غزوه بنى المصطلق پیامبر (ص) با یکى از کنیزان آزاد شده این قبیله ازدواج کرد و همین امر بهانه‏اى آزادى تمام اسراى قبیله شد .


ماده چهارم - رفتار انسانى با بردگان


در اسلام دستورات زیادى در باره رفق و مدارا با بردگان وارد شده تا آنجا که آنها را در زندگى صاحبان خود شریک و سهیم کرده است .


پیغمبر اسلام (ص) مى‏فرمود : کسى که برادرش زیر دست او است باید ، از آنچه مى‏خورد به او بخوراند و از آنچه مى‏پوشد به او بپوشاند ، و زیادتر از توانائى به او تکلیف نکند .


على (ع) به غلام خود قنبر مى‏فرمود : من از خداى خود شرم دارم که لباسى بهتر از تو بپوشم ، زیرا رسول خدا (ص) مى‏فرمود : از آنچه خودتان مى‏پوشید بر آنها بپوشانید و از آنچه خود مى‏خورید به آنها غذا دهید .


امام صادق (ع) مى‏فرماید : هنگامى که پدرم به غلامى دستور انجام کارى مى‏داد ملاحظه مى‏کرد اگر کار سنگینى بود بسم الله مى‏گفت و خودش وارد عمل مى‏شد و به آنها کمک مى‏کرد .


خوشرفتارى اسلام نسبت به بردگان در این دوران انتقالى به اندازه‏اى است که حتى بیگانگان از اسلام نیز روى آن تاکید و تمجید کرده‏اند .


به عنوان نمونه جرجى زیدان در تاریخ تمدن خود چنین مى‏گوید : اسلام به بردگان فوق العاده مهربان است پیغمبر اسلام (ص) در باره بردگان سفارش بسیار نموده ، از آن جمله مى‏فرماید : کارى که برده تاب آن را ندارد به او واگذار نکنید ، و هر چه خودتان مى‏خورید به او بدهید .


در جاى دیگر مى‏فرماید : به بندگان خود کنیز و غلام نگوئید ، بلکه آنها را پسرم و دخترم خطاب کنید ! قرآن نیز در باره بردگان سفارش جالبى کرده و مى‏گوید : خدا را بپرستید ، براى او شریک مگیرید ، با پدر و مادر و خویشان و یتیمان و بینوایان همسایگان نزدیک و دور و دوستان ، و آوارگان ، و بردگان جز نیکوکارى رفتارى نداشته باشید ، خداوند از خودپسندى بیزار است .


ماده پنجم - بدترین کار انسان‏فروشى است !


اصولا در اسلام خرید و فروش بردگان یکى از منفورترین معاملات است تا آنجا که در حدیثى از پیغمبر اکرم (ص) آمده است! بدترین مردم کسى است که انسانها را بفروشد .[9]


همین تعبیر کافى است که نظر نهائى اسلام را در مورد بردگان روشن سازد و نشان دهد جهت‏گیرى برنامه‏هاى اسلامى به کدام سو است .


و از این جالبتر این که یکى از گناهان نابخشودنى در اسلام سلب آزادى و حریت از انسانها و تبدیل آنها به یک متاع است ، چنانکه در حدیثى از پیغمبر گرامى اسلام (ص) آمده است: خداوند هر گناهى را مى‏بخشد جز ( سه گناه ) : کسى که مهر همسرش را انکار کند ، یا حق کارگرى را غصب نماید ، و یا انسان آزادى را بفروشد [10]! طبق این حدیث غصب حقوق زنان ، و حق کارگران ، و سلب آزادى از انسانها سه گناه نابخشودنى است .


همانگونه که در بالا آوردیم اسلام تنها در یک مورد اجازه برده‏گیرى مى‏دهد و آن در مورد اسیران جنگى است ، آن هم هرگز جنبه الزامى ندارد در حالى که در عصر ظهور اسلام ، و قرنها بعد از آن برده‏گیرى از طریق زور و حمله به کشورهاى سیاه‏پوستان و دستگیر کردن انسانهاى آزاد ، و تبدیل آنها به بردگان ، بسیار زیاد بود ، و گاهى در مقیاسهاى وحشتناک روى آن معامله مى‏شد ، بطورى که در اواخر قرن 18 میلادى دولت انگلستان هر سال دویست هزار برده را معامله مى‏کرد ، و هر سال یکصد هزار نفر را از آفریقا گرفته و به صورت بردگان به آمریکا مى‏بردند .


کوتاه سخن اینکه کسانى که به برنامه اسلام در مورد بردگان خرده‏گیرى مى‏کنند از دور سخنى شنیده‏اند ، و از اصول این برنامه و جهت‏گیرى آن که همان آزادى تدریجى و بدون ضایعات بردگان است اطلاع دقیقى ندارند ، و یا تحت تاثیر افراد مغرضى قرار گرفته‏اند که به گمان خود این را نقطه ضعف مهمى براى اسلام شمرده و روى آن تبلیغات دامنه‏دارى به راه انداخته‏اند .[11]


از آنچه بیان شد روشن گردید که اگر پیشوایان اسلام برده یا بردگانی در اختیار داشتند در قالب برنامه حساب شده و حکیمانه اسلام در بر خورد با مسأله بردگی بوده است و معاشرت آنان با بردگان به گونه ای بود که در بسیاری از موارد وقتی برده ای را آزاد می کردند آن برده حاضر نمی شد منزل امام (ع) را ترک کند و با اصرار از امام(ع) می خواستند که اجازه بدهد او همچنان در خدمت ایشان باشد ولی امام(ع) نمی پذیرفتند. از طرفی بر خورد و معاشرت آنان با بردگان یک الگوی عملی و به نوعی آموزش جامعه بشری مخصوصا مسلمانان در بر خورد با این مسأله بسیار مهم و مورد ابتلاء جامعه بوده است.


 


[1] تفسیر نمونه ج : 21 صص 413 و 417 .


[2] وسائل ‏الشیعة ج : 15 ص : 92: على (ع): اطعام الاسیر و الاحسان الیه حق واجب و ان قتلته من الغد : غذا دادن به اسیر و نیکى نسبت به او حق واجبى است هر چند بنا باشد که فردا او را اعدام کنى .- ْالکافی ج : 5 ص : 35امام على بن الحسین (ع) آمده است که فرمود : اذا اخذت اسیرا فعجز عن المشى و لیس معک محمل فارسله ، و لا تقتله ،فانک لا تدرى ما حکم الامام فیه : هنگامى که اسیرى گرفتى و او را با خود مى‏آورى اگر از راه رفتن ناتوان شد و مرکبى براى حمل او ندارى او را رها کن ، و به قتل مرسان ، چرا که نمى‏دانى هنگامى که او را نزد امام آوردى چه حکمى در باره او خواهد کرد .‏


[3] توبه ، 60 .


[4] : الکافی ج : 5 ص : 74 :اعتق الفا من کد یده.


[5] : من‏ لایحضره ‏الفقیه ج : 1 ص : 27: اذهب فانت حر فانى اکره ان استخدم رجلا من اهل الجنة.


[6] الکافی ج : 6 ص : 196: من کان مؤمنا فقد عتق بعد سبع سنین ، اعتقه صاحبه ام لم یعتقه ، و لا یحل خدمة من کان مؤمنا بعد سبعة سنین.


[7] - من ‏لایحضره ‏الفقیه ج : 1 ص : 52- وسائل‏ الشیعة ج : 2 ص : 7-مستدرک‏ الوسائل ج : 13 ص : 379: ما زال جبرئیل یوصینى بالمملوک حتى ظننت انه سیضرب له اجلا یعتق فیه.


[8] شرح اللمعة الدمشقیة،ج6،ص280.


[9] : الکافی ج : 5 ص : 114: شر الناس من باع الناس.


[10] : مستدرک ‏الوسائل ج : 13 ص : 378 ان الله تعالى غافر کل ذنب الا من جحد مهرا ، او اغتصب اجیرا اجره ، او باع رجلا حرا .


[11]-ر.ک تفسیر نمونه ج : 21 صص : 423 -410.



کپی مطالب مجاز می باشد فقط ذکر منبع اصلی لازم است.اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امیر حسین سوری
برده داری در اسلام مورد تایید بوده است یا نه؟ 
اگر تایید نشده چرا خود پیغمبر و ائمه معصومین علیهم السلام برده داشته اند؟ 
  
  
  
در ابتدا باید اشاره شود که برده‌داری  قبل از اسلام وجود داشته و اسلام برای آن راه‌کار حل تدریجی ارائه داده است. 
  
 پذیرش واقعیت و سنت حاکم بر جوامع بشری آن زمان و بیان احکام فقهی در این امر، جای اشکال و خرده‌گیری بر اسلام ندارد. آنچه در ترازوی داوری و قضاوت خردورزان نقش دارد، محتوا و کیفیت جهت‌گیری احکام فقهی  است که آیا جهت‌گیری  احکام به سمت‌وسوی تقویت بردگی است، یا در جهت رهایی تدریجی آنان. 
  
 پاسخ دوم درست است که در این صورت نه‌تنها نقطه‌ضعفی برای اسلام نیست، بلکه نقطه قوّت است. 
  
  توجه به این نکته در قضاوت نهایی به ما کمک می‌کند و آن این‌که اسلام بردگی را ابداع نکرده است، بلکه در  عصری که مسئله بردگی با تاروپود جوامع بشر آمیخته بود، به‌عنوان  امری که وجود دارد، پذیرفته؛ بابیان  دستورها در جهت رهایی بردگان قدم برداشت. 
  
اسلام درراه آزادی بردگان پیش‌قدم شد. 
  
  حال چرا یک‌باره و به‌صورت انقلابی در جهت رهایی بردگان گام برنداشت، بلکه در جهت رهایی تدریجی آنان کوشید، پاسخ این است که رهایی دفعی، مشکلاتی را به دنبال داشت.  اگر نظام غلطی در بافت جامعه‌ای وارد شود، ریشه‌کن نمودن آن به زمان و برنامه حساب‌شده‌ای نیاز دارد. در غیر این صورت نمی‌توان آن را ریشه‌کن نمود. درست مانند انسانی که به بیماری خطرناکی مثل اعتیاد مبتلا شده و بیماری‌اش کاملاً پیشرفت نموده است. آزادی دفعی بردگان ممکن بود مفاسدی را در پی داشته باشد: 
  
۱ ـ اگر اسلام یک‌باره و به‌طورکلی بردگی را لغو می‌کرد، نظام اقتصادی و اجتماعی مردم به ناگاه از هم می‌پاشید؛ در این صورت بردگان‌ که فاقد کار وزندگی و خانه و مسکن بودند، ممکن بود از جهت معیشتی و اقتصادی جامعه را به بحران سوق دهند. این هم به ضرر بردگان بود و هم به ضرر دیگران. 
  
۲ ـ اگر بردگان به‌یک‌باره آزاد می‌شدند، با توجه به ظلم و ستمی که در طول سالیانی دراز متحمل شده بودند، به انتقام‌جویی روی می‌آوردند و سرانجام امنیت عمومی، وضع سیاسی جامعه و شرف انسانی متحمل خسارات فراوانی می‌شد. 
  
۳ ـ اسلام در مسیر حرکت تکاملی خویش خواه‌ناخواه با جنگ‌هایی روبه‌رو می‌شد و اسیر می‌گرفت. حال اگر  اسیران را یک‌باره آزاد می‌کرد، ممکن بود بار دیگر توطئه نمایند و با مسلمانان دیگربار بجنگند. اسلام راه بهتری را انتخاب نمود؛ اوّل اسیران جنگی را به‌صورت غلامان و کنیزان وارد خانه مسلمانان نمود و به مسلمانان سفارش نمود که با آنان خوش‌رفتاری نمایند تا از نزدیک خوبی‌های مسلمانان را بنگرند و تدریجاً بافرهنگ و اخلاق اسلامی آشنا شوند و از دشمنی با اسلام دست‌بردارند و به‌تدریج آزاد شوند. در این صورت نه‌تنها با اسلام و مسلمانان دشمنی نمی‌ورزند، بلکه به یاوران و سربازان اسلام تبدیل می‌شوند. 
  
علامه طباطبایی در این خصوص می‌گوید: "اسلام تا می‌توانست از جامعه‌های غیر اسلامی (= کافران حربی) گروهی را به شکل اسیر جنگی می‌گرفت و در جامعه حق و عدالت وارد می‌ساخت و به تعلیم و تربیتشان می‌پرداخت، سپس از راه‌های مختلف به‌تدریج آنان را آزاد ساخته و جزء جامعه اسلامی می‌نمود. (۱) 
  
  برنامه‌های اسلام برای زدودن بردگی: 
  
  اسلام برای از بین بردن پدیده بردگی برنامه‌هایی را ارائه داده است. اینک به بیان برخی  می‌پردازیم: 
  
   الف) لغو همه راه‌های بردگی جز یک‌راه: 
  
  در عصر بعثت رسول  برای بردگی راه‌های متعددی وجود داشت.  یعنی از راه‌های مختلف، انسان آزاد تبدیل به برده می‌شود مانند اسارت در جنگ،  حکم و خواست حاکمان وقت برای برده گرفتن افراد آزاد. طفلی که از مادر کنیز به دنیا می‌آمد، هرچند پدرش آزاد  بود. کسی که از رفتن به جنگ امتناع می‌کرد یا از جنگ فرار می‌کرد، تبدیل به برده می‌شد. کسانی که از کشور فرار می‌کردند و به کشور و قلمرو حکومت حاکم دیگر پناهنده می‌شد، حاکمان آن سرزمین آن‌ها را برده قرار می‌دادند. کسی که مرتکب جرائمی مانند قتل و دزدی  می‌شد، یا به‌واسطه فقر گاهی انسان آزاد خودش  یا فرزندش را در معرض فروش قرار می‌داد. یا همسرش را به‌عنوان کنیز به فروش می‌رسانید. یا از طریق آدم‌ربایی و دزدیدن فرد آزاد او را برده قرار می‌داد  یا اگر کسی در قمار می‌باخت و خود را گرو  قمار می‌داد، بعد از باخت در قمار برده دیگری می‌شد. 
  
اسلام تمام این راه‌ها را ملغی نمود و فقط بردگی را از طریق اسارت در جنگ قبول نمود. 
  
  ب) زشت شمردن انسان فروشی: 
  
  حال که یک سرچشمه بردگی آن‌هم به‌ناچار موردپذیرش قرار گرفت، ممکن است از همین راه مردم سوءاستفاده کنند و سایه‌ شوم بردگی را بر جامعه اسلامی چیره گردانند. برای این‌که چنین اتفاقی نیفتد، اسلام آمد و خریدوفروش بردگی را بدترین و منفورترین معاملات اعلام کرد. پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) فرمود: 
  
 "شرّ النّاس مَن باع النّاس؛ (۲) بدترین مردم کسی است که انسان‌ها را بفروشد ". 
  
  ج) رفتار انسانی با بردگان: 
  
  اسلام در مورد رفتار انسانی با بردگان بسیار سفارش نموده است. پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) فرمود: "کسی که برادرش زیردست او است، باید ازآنچه می‌خورد، به او بخوراند. ازآنچه می‌پوشد، به او بپوشاند. زیادتر از توانایی به او تکلیف نکند. (۳) امام علی (علیه‌السلام) به غلامش، قنبر گفت: "  از خدا شرم دارم که لباسی بهتر از تو بپوشم ".(۴) 
  
هم‌چنین اسلام برای بردگان شخصیت انسانی بیان کرد تا آنجا که ازنظر شخصیت انسانی، هیچ تفاوتی میان بردگان و افراد آزاد نمی‌گذارد و معیار ارزش را تقوا قرار می‌دهد.(۵) 
  
نیز اسلام راه‌های فراوانی را برای آزادی بردگان در نظر گرفته است که با توجه به این راه‌ها خواه‌ناخواه بردگی از جامعه بشری زدوده می‌شود.  راه‌ها به دودسته تقسیم می‌شود: 
  
راه استحبابی و سفارش‌های اخلاقی: 
  
درباره پسندیده بودن آزاد نمودن بردگان، در سخنان رسول گرامی  و امامان معصوم (علیه‌السلام) بسیار سفارش و تأکید شده است. پیامبر فرمود: "هر که برده مسلمانی را آزاد کند،‌خداوند او را از آتش جهنم آزاد می‌سازد ".(۶) 
  
 راه وجوبی و دستورهای قانونی: 
  
  اسلام افزون بر سفارش‌های اخلاقی و ارزش نهادن به آزاد نمودن بردگان، در موارد متعددی با دستورهای الزامی، مسلمانان را به آن وادار نموده است. 
  
  اینک نگاهی اجمالی به راه‌های قانونی برای آزادی بردگان: 
  
  ۱- آزادی بردگان از راه معاهده و مکاتبه (مکاتبه مشروط یا مطلق)؛ 
  
 ۲- عتق تدبیر؛ 
  
 ۳- تبعیت اشرف ابوین؛ 
  
 ۴- عتق برای تملک انثی بر احد العمودین؛ 
  
 ۵- عتق برای تملک ذکر بر احد العمودین یا محارمی از زنان؛ 
  
 ۶- عتق سرایت؛ 
  
 ۷- عتق استیلاد (ام ولد)؛ 
  
 ۸- عتق مرضی، همانند کوری، جذام، لنگ و زمین‌گیر؛ 
  
  ۹- مسلمان شدن عبد قبل از این‌که مولایش در محیط کفر مسلمان شود؛ 
  
۱۰- هرگاه مولا گوش، بینی و یا عضو دیگری از اعضای بدن برده را جدا کند؛ 
  
 ۱۱- اگر مولا وارث نداشته باشد، برده با مال میت آزاد می‌شود؛ 
  
 ۱۲- برده مؤمن پس از هفت سال آزاد می‌شود؛ (۷) 
  
  
  
۱۳- یکی از مصارف هشتگانه زکات، آزاد کردن بردگان است.  در زمان خلاف عمر بن عبدالعزیز فقیری یافت نمی‌شد که زکات به آنان بدهند. زکات را برای آزاد کردن بردگان مصرف کردند و شمار زیادی از آنان آزاد شدند. 
  
۱۴- آزادی به‌واسطه عهد و نذر و قسم. 
  
 ۱۵- آزادی به‌واسطه‌ کفاره در موارد مختلف مانند کفاره روزه، قتل خطایی. (۸) 
  
  
  
 اسلام به جهت رعایت مصلحت و پذیرش شرایط اجتماعی زمان به‌ناچار پدیده بردگی را پذیرفت. برای آن احکامی در نظر گرفت تا برای رهایی تدریجی و معقول بردگان برنامه‌ریزی نماید. سرانجام اسلام درحرکت رهایی‌بخش بردگان پیشگام شد. با توجه به راهکارهای اسلام مبنی بر رهایی بردگان عملاً بردگی در جوامع اسلامی به‌صورت کامل زدوده شده است. 
  
  
  
پی نوشت ها: 
  
۱- ماهنامه پاسدار اسلام، ش ۲۲، ‌ص ۱۳. 
  
۲- کلینی، کافی، ج ۵، ص ۱۱۴. 
  
۳- مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۴۱ و ۱۴۲. 
  
۴- همان، ص ۱۴۴. 
  
۵- حجرات (۴۹) آیة ۱۳. 
  
۶- کافی، ج ۴، ص ۱۳۴. 
  
۷- وسایل الشیعه، ج ۱۶، ص ۳۶. 
  
۸- تفسیر نمونه، ج ۲۱، ص ۴۱۲ _ ۴۲۳؛ 
  
 شرایع الاسلام، کتاب العتق؛ شرح لمعه، کتاب العتق
امیر حسین سوری

اسرائیل؛ بزرگترین بازار برده‌داری جنسی در جهان

دوشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۱۳ ق.ظ

 به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: با آنکه رژیم صهیونیستی همواره در مجامع بین‌المللی و همراه با مظلوم‌نمایی خود را یکی از حامیان حقوق‌بشر و حقوق‌زنان معرفی می‌کند، اما زنان برای فروش در ویترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای اسراییل به معرض نمایش گذاشته می‌شوند.

در سالهای اخیر به‌طور مکرر پیش آمده، زنانی که از کشورهای مختلف با وعده پیدا کردن شعل به اسرائیل قاچاق شده‌اند، با برچسب قیمت برای تن‌فروشی در ویترین به نمایش گذاشته می‌شوند. هر ساله ده‌ها هزار نفر از دختران کشورهای مختلف بخصوص شرق اروپا با وعده کار به سرزمین‌های اشغالی برده می‌شوند، اما در انتها به عنوان روسپی به خدمت صهیونیست‌ها درمی‌آیند.

این زنان و دختران معمولاً در آپارتمان‌هایی نگهداری می‌شوند که درب‌های آن قفل و پنجره‌ها دارای حفاظهای فلزی است، تا از فرار آنها جلوگیری شود.

 - فساد اخلاقی - اسرائیل womantogo-israelدر ویترین‌های برخی فروشگاه‌های مرکز شهور تل‌اویو پایتخت اسرائیل و دیگر شهرهای این رژیم، زنان جوان با حالتی زننده درحالیکه بر روی آنها اتیکت قیمت نصب شده، در ویترین به نمایش گذاشته می‌شوند که نظر هر عابر پیاده‌ای را به خود جلب می‌کنند. بر روی اتیکت هر یک از زنان، سن، وزن، اندازه و کشور محل تولد آنها درج شده است.

در این فروشگاه، تابلوهایی نصب شده که بر روی آن نوشته شده “زنان برای فروش بر حسب سلیقه شخصی”، و زنان و مردان صهیونیست با پرداختی مبلغی ناچیز این زنان را به‌خدمت می‌گیرند.

بر اساس اعتقادات صهیونیست‌ها، بردگی انسان‌های دیگر نزد صهیونیست‌ها مشروع و قانونی است، زیرا حقی‌ست که از جانب خداوند به آنها اعطا شده است!

اسرائیل - حقوق زنان - حقوق بشر

به اعتراف رسانه‌های اسرائیلی، کل سود سالانه به دست آمده از بردگانِ سفیدی که از سایر کشورهای جهان به ویژه اروپا و آمریکا به اسرائیل قاچاق شده‌اند به بیش از ۲ میلیارد دلار رسیده و بر این اساس رژیم صهیونیستی به بزرگترین بازار برده‌های جنسی در جهان تبدیل شده است.

با وجود جنایات گسترده در حق زنان و زیر پاگذاشته‌شدن حقوق‌زنان در سرزمین‌های اشغالی، اما هیچ‌یک از مراجع بین‌المللی در برابر نقض آشکار حقوق‌بشر در اسرائیل موضعی نمی‌گیرند.

کاسبان حقوق‌بشری ایرانیِ داخل و خارج کشور نیز با وجود آنکه در برابر هر اتفاقی در ایران بیانیه صادر کرده و به سیاه‌نمایی وضعیت کشورمان می‌پردازند، در قبال تضییع حقوق‌زنان در اسرائیل سکوت را ترجیه می‌دهند.




یک مورد دیگر


عرضه خدمتکار منزل به روش فروش برده در عربستان 



✳️یکی از شرکت های کاریابی در عربستان سعودی دراقدامی عجیب به عرضه خدمتکار منزل به روش فروش برده پرداخت.


🔻به گزارش العالم، این شرکت درجریان نمایشگاهی در یکی از بازارهای عربستان درشهر ظهران، کارگران آسیایی خدمتکار منزل را درمقابل آگهی عرضه و فروش ساعتی خدمتکار در معرض دید بازدید کنندگان قرارداد.


🔻اقدام این شرکت که مانند بسیاری از رفتارهای سعودی ها تحقیر کننده کارگران و خدمتکاران خارجی در آن کشوراست، موجب اعتراض گسترده کاربران شبکه های اجتماعی شده است.


🔻برخی آمارها از اشتغال به کار نزدیک به 9 میلیون کارگر خارجی در عربستان سعودی حکایت دارد که نزدیک به یک میلیون نفر آنان در مشاغل خانگی مانند ، راننده شخصی ، خدمتکار و پرستار بچه فعالیت می کنند.


🔻بیشتر کارگران خارجی از کشورهای فقیری مانند نپال، پاکستان، بنگلادش، سری­لانکا و فیلیپین به سرزمین نفت خیز عربستان آمده اند تا از فقر و فلاکتی که بر کشورهایشان حاکم است فرار کنند. آنها حاضرند در ازای مبلغی اندک ساعت­ها برای اربابان سعودی خود کار کنند بدون اینکه پشتوانه حقوقی محکمی برای دفاع از آنها در برابر ظلم های گاه و بی گاه این اربابان وجود داشته باشد.


🔻اغلب کارگران خارجی در حالی پای به خاک داغ و سوزان عربستان می گذارند که هیچ شناختی از فرهنگ و نظام حقوقی سخت گیر این کشور ندارند؛ بسیاری از آنها حتی از توانایی زبانی کافی برای دفاع از خود در مواقع مقتضی برخوردار نیستند.

به طور معمول همواره خبرهای متعددی در باره آزار و اذیت فیزیکی کارگران خانگی توسط کارفرمایان شنیده شده است.


🔻خود روزنامه های سعودی نیز بارها از سوزانده شدن اعضای بدن، کتک خوردن و حتی قتل خدمتکاران زن خارجی شاغل در کشورشان پرده برداشته اند.


🔻درماههای گذشته هزاران کارگر فیلپینی و هندی به دلیل اخراج از محل کار خود در عربستان با بیکاری و گرسنگی دست و پنجه نرم می کنند، که با برنامه ریزی دولت هایشان قرار است به کشورشان بازگردانده شوند. 


🔻بحران کاهش قیمت نفت و بروز مشکلات به دلیل تجاوز عربستان سعودی به یمن، بسیاری از کارفرماهای سعودی را دچار مشکل نقدینگی کرده و آنان در نخستین اقدام برای حفظ موقعیت خود کارگران نگون بخت خارجی را از محل کار اخراج کرده اند.



🔴زن سعودی غایب بزرگ جامعه


🔹بانوان در عربستان، اساساً از حقوق انسانی برخوردار نیست، با نگاهی به قوانین ذیل می توان به وضعیت اجتماعی  زنان در این کشور پی برد، ضمن اینکه دولت سعودی همسو با مفتی های وهابی تا کنون کمترین امتیازی به حقوق و جایگاه زن در این کشور نداده است.

هیچ کشوری در جهان به اندازه عربستان، حقوق و آزادی‏های اساسی زنان و حق حیات سیاسی و اجتماعی آنان را محدود نکرده است.

🔻عربستان پایین ترین نرخ اشتغال زنان را در جهان دارد (4 تا 5 درصد). زنان اجازه راه‌اندازی کسب و کار رسمی را ندارند. به کار گرفتن زنان در بسیاری از مشاغل اجرایی بویژه مدیریتی ممنوع است. زنان برای هرگونه اشتغال، از وزارت امور اسلامی اجازه بگیرند. کار زنان تنها با اجازه رسمی ولی او ممکن است. میانگین حقوق ماهیانه زنان بسیار پایین‏تر از مردان می‌باشد.


🔻 ازدواج اجباری در عربستان رواج دارد و پدران می‏تواند دختران خود را بدون اطلاع خودشان به ازدواج مردان در آورند.

عربستان تنها کشور در دنیاست که زنان اجازه رانندگی ندارند.


🔻عربستان تنها کشوری است که زنان حق سخنرانی در جمع مردان را ندارند.

زنان تا سال 2015 اجازه رأی دادن و کاندیدا شدن در انتخابات شورای شهر (که تنها انتخابات کشور است) را نداشتند و اکنون نیز علاوه بر نیاز به رضایت قیم، برای تبلیغ نیز باید وکیل مرد بگیرند .


🔻 عربستان بیش از هر کشور دیگری نسبت به پوشش زنان سخت‌گیرانه عمل می‌کند. همه دختران بالای نه سال، مجبور به پوشیدن روبنده هستند و پیدا شدن چهره آنها مجازات زندان و تازیانه به همراه دارد. 


🔻از 150 باشگاه ورزشی در عربستان هیچکدام متعلق به بانوان نیست. زنگ ورزش در مدارس فقط برای دانش‌آموزان پسر است. 1/ 73 درصد از زنان عربستانی هیچگونه فعالیت بدنی ندارند و عربستان رتبه نخست بی‌تحرکی زنان را به خود اختصاص داده است. (روحانیون وهابی زنان ورزشکار را «فاحشه» خوانده ‏اند.)


- ورود زنان به فروشگاههای ابزار و آلات موسیقی ممنوع است.

- زنان اجازه ورود به قبرستان را ندارند. 


امیر حسین سوری


🌹🌹🌹🌹🌹


*ذبح «عفاف» با چشمانی بسته


رعایت حیا به منزله روح پوشش است و پوشش بدون حیا کالبد بدون روحی است که زن را از دست یابی به کمالی که قرار است با رعایت حجاب اسلامی به آن برسد وامی‌دارد.


کمپین‌های مدعی ترویج حجاب با برچسب «#اسلام»، «#زن مسلمان» و «#حجاب زیبا» اقدام به جذب و تشویق دختران محجبه برای انتشار تصاویر خود در شبکه‌های اجتماعی می‌کنند؛ تصاویری که قرار است برای ترویج اسلام و پوشش زن مسلمان در مقابل نگاه نامحرمان قرار گیرد. اما دیدگاه اسلام در این زمینه چیست؟!


قرآن کریم، زن و مرد مومن را به کم نگریستن مأمور ساخته است: «قل للمومنین یغضوا من أبصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک أزکى‏ لهم ان الله خبیر بما یصنعون؛ به مردان با ایمان بگو: دیده فرونهند و پاکدامنی ورزند که این برای آنان پاکیزه‌تر است؛ زیرا خدا به آنچه می‌کنند، آگاه است». (سوره نور-آیه 30)


بدون شک گذر زمان و ورود تکنولوژی‌های جدید که دستور استفاده از آنها نیز وارداتی است موجب تغییر ذائقه افراد می‌شود اما با پیروی از اصول دین مبین اسلام و تمسک جستن به قرآن کریم، احادیث و روایات می‌توان اسلام ناب محمدی(ص) را به راحتی از سایر اسلام‌های وارداتی آمریکایی و انگلیسی بازشناخت و به الگویی مناسب برای زندگی با شرایط نوین رسید.



اسلام دین تمام زمان‌هاست و احکام ناب آن با گذشت زمان منقضی نخواهد شد، با تأکید بر این نکته این پرسش را می‌توان مطرح کرد که آیا صرف انتشار تصاویر زنان باحجاب در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند گامی در جهت تبلیغ حجاب زن مسلمان و دیندار باشد یا بیشتر شبیه نوعی تبرج (خودنمایی) است؟ تشخیص این مهم با توجه به تصاویر منتشر شده از سوی یک کمپین مدعی ترویج حجاب به عهده مخاطبان گذاشته می‌شود.  

امیر حسین سوری



 صبح امروز جمعی از فرماندهان بسیج با مقام معظم رهبری دیدار کردند که در ادامه می توانید مهمترین محورهای سخنان رهبر انقلاب را بخوانید:


■ مظهر استکبار آمریکاست؛ امروز تزویر سیاسی و دیپلماسی وجود دارد/ با چهره خندان و آغوش باز ظاهر می‌شوند اما خنجر در قلب طرف مقابل فرو می‌کنند


■ دشمن بدنبال نفوذ است؛ نفوذ موردی و فردی این است که فردی را برای جاسوسی یا تأثیرگذاری بر تصمیم یک مدیر یا مسئول بفرستند


■ نفوذ جریانی یعنی شبکه‌سازی در داخل ملت که از نفوذ موردی خطرناکتر است/ پول و جاذبه‌های جنسی دو ابزار مهم این نوع نفوذ است


■ اما اینکه بگویند افرادی می خواهند از نفوذ استفاده جناحی بکنند از اهمیت بحث نفوذ دشمن کم نمی کند


■ از اصل واقعیت نفوذ غفلت نشود، دشمن دارد طراحی می کند


■ نفوذ جریانی یعنی شبکه سازی در داخل ملت به وسیله پول و جاذبه های جنسی با هدف تغیر باورها، آرمان ها، نگاه ها و سبک زندگی


■ آماج نفوذ جریانی، نخبگان، افراد موثر، تصمیم سازان و تصمیم گیران هستند


■ نفوذ موردی و فردی این است که فردی را برای جاسوسی یا تأثیرگذاری بر تصمیم یک مدیر یا مسئول بفرستند


■ نفوذ جریانی یعنی شبکه سازی در داخل ملت که از نفوذ موردی خطرناک‌تر است


■ اگر نفوذ نسبت به کسانی انجام گیرد که درسرنوشت، سیاست و آینده کشور تأثیر دارند آرمان‌ها، ارزش‌ها، خواست‌ها و باورها تغییر خواهد کرد


■ اینکه کسی بگوید فلان فرد دارد از نفوذ استفاده جناحی می‌کند مسئله نفوذ را از اهمیت نمی‌اندازد. البته نباید کسی استفاده جناحی کند


■ مکمل نفوذ کارهای حاشیه‌ای و تخطئه کسانی است که بر اصالت‌ها، ارزش‌ها و نگاه درست پای می‌فشارند


■ کسانی که بسیج را به افراطی‌گری متهم می‌کنند، پروژه نفوذ را تکمیل می‌کنند بسیج خاکریز مستحکم است نباید آن را سست کرد


■ کسانی که جایگاهی برای حرف زدن دارند اصالت‌ها وبنیان‌های اساسی کشور را تضعیف و بیّنات انقلاب ومحکمات امام را انکار نکنند


■برخی دائمأ ملت را تحقیر و مفصلأ رفتارهای فلان کشور و مردمش را تعریف و بزک می‌کنند، این تعریف‌ها اغلب خلاف واقع و مانند دروغ‌های فیلم‌های هالیوودی است





پاورقی تحلیلی :با توجه به سایر بحثهای امام خامنه ای و اینکه تا پنجاه سال آینده زبان فارسی باید زبان علم شود و در طی کمتر از بیست سال آینده رژیم صهیونیستی نابود خواهد شد.دشمن از نفوذ ما می ترسد از نفوذ فرهنگی ما بیم دارد.درست است که ما باید مراقب نفوذ و نفوذی ها و جریان نفوذ باشیم اما این را هم بدانیم که آنها خیلی بیشتر می ترسند دشمن از فرهنگ ما و همچنین گسترش این فرهنگ انقلاب اسلامی ما می ترسد چون پشتوانه ای ندارند.پشتوانه حکومت اسلامی حقیقتا خداست و میزانش هم مردم است وسیله اش هم مردم است آنها حکومت جور و ظلم و حکومت یک درصد بر نود و نه درصد اند.به همین خاطر اسلام هراسی ایران هراسی و شیعه هراسی را می سازند.




یک بریده از واقعیت

💢فرمانده کل قوادر دانشگاه امام حسین علیه السلام:


🔹جوانان عزیز! آینده برای شماست؛ شمایید که باید این تاریخ را با عزتش نگه دارید.

🔹خرمشهرها در پیش است؛ نه در میدان جنگ نظامی، در میدانی که از جنگ نظامی سخت‌تر است؛ البته ویرانی‌های جنگ نظامی را ندارد، بالعکس آبادانی به دنبال دارد اما سختی‌اش بیشتر است.




💢فرمانده کل قوا در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان افسری و تربیت پاسداری دانشگاه امام حسین (ع): 


🔹مهمترین وظیفه مراکز دانشگاهی و حوزوی، عناصر و جوانان مومن و انقلابی و همچنین سازمان #سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اقدام سنجیده و هوشمندانه برای تبیین و روشنگری ژرفا و عمق شعارهای #انقلاب و پرهیز از اقدامات سطحی، #کادرسازی برای آینده و تدوین علمی تجربه‌های متراکم و شگفت انگیز انقلاب در طول 38 سال گذشته است.






امیر حسین سوری

به دلیل اهمیت موضوع به طور جدا مطرح می شود اینکه ربا جنگ با خدا و پیغمبر است در مثال ربا اگر شما یک برنج از یک نوع را با برنج دیگری حتی از نوع دیگر اما غیر هم وزن مبادله کنید ربا است در شراکت شرط اصلی مشارکت در سود و زیان و عدم اصل گرایی خود پول(ثروت غیر هدف مثل سکه)است در اسلام مال قراردادی نداریم مصداق حقیقی روح رباخوار نیز در قرآن جن زده است اما مورد ما بحث برده داری است برخلاف حرفها اصل برده داری براساس جنگها شکل نمی گرفت بلکه بیشترین بخش آن دقیقا مربوط به ربا و به بردگی گرفتن خانواده ی فرد ربا گیرنده بوده که نمی توانسته پول را بپردازد و ربا دهنده برده داری می کرده بقیه اش را خودتان بفهمید و مراقب خودتان باشید اولویت خودتان است و مراقب باشید مثل اصحاب سبت عمل نکنید که واقعیت ماجرا عوض نمی شود ما کاری مهمتر از خودسازی نداریم و ان شا الله با این خود سازی بتوانیم جامعه ای الهی بسازیم و اهداف نظام اسلامی را برای ظهور حضرتش به سرانجام برسانیم

امیر حسین سوری

در مقالات گذشته در باب اسلام و برده داری نظر گذراندیم اما می خواهیم در روند بحث ازدواج به ازدواج موقت یا همان عقد موقت یا مشهور در بین مردم اصطلاح رایج صیغه بپردازیم و با توجه به رویکرد قرآن و هدف اهل بیت ببینیم این آیا باعث فساد است یا جلوگیرنده فساد و دلیل و رویکرد دین و فقه نسبت به آن چیست در قدم اول چند قانون خاص را در رابطه با این نوع ازدواج بیان می داریم اینکه در این نوع ازدواج از نظر تعریف فقهی امکان ازدواج مرد مسلمان با زنی از اهل کتاب یا کفار و مشرکین با دادن اجرتشان یا همان مهرشان قابل انجام است و مشکلی در ایجاد سبیل نیست و حرمتی ندارد به انفاق نظر بیشتر علما در این ازدواج اجازه پدر یا در صورت عدم امکان یا عدم رضایت بی مورد پدر یا ولی نیازی به اجازه حاکم شرع نیست البته بعضی بحث اینکه دختر بکارت نداشته باشد را مطرح می کنند البته بعضی نیز این را برای بحث ازدواج دوم و به بعد در مورد دایم می دانند بگذریم مورد قانون شرعی خاص بعدی تعیین زمان ازدواج و محرمیت است مثلا حتی تا نود و نه سال ذکر این نکته ضروری است که ما چیزی به نام صیغه محرمیت نداریم بلکه همان عقد موقت با تعیین شروط است که این شروط جزو موارد خاص در ازدواج موقت است در ازدواج دایم دو شرط بدون امکان نقض داریم و اگر لحاظ نشود عقد باطل است یکی بحث تمکین یعنی همان مقاربه یا دخول برای همسر و دیگری خروج همسر بدون اذن شوهر امکان ندارد که قوانین شرعی خاص خود را دارد اما در ازدواج موقت زن می تواند این شرط را با شرایطی در ذیل عقد بیاورد که نمی خواهد قبول کند و اتفاقا عقد صحیح است یعنی زن می تواند در شرایط قبل عقد ذکر کند که به جز تمکین از راههای دیگر مثل معاشقه شوهرش بهره ببرد البته اگر در ادامه زن راضی شود هیچ ایرادی برای مقاربت نیست دقت کنید کلا در ازدواج وجود شاهد لزومی ندارد اما در طلاق باید باشد در ضمن ازدواج موقت پایان زمان بدون تمدید از طرف زن و درخواست مرد در حکم جدایی است البته شامل احکام طلاق نمی شود و این ازدواج نیز طلاق معنی دارد در ضمن در ضیغه ذکر مدت زمان و میزان بهره و تعیین مهریه و به نوعب مبلغ ضروری است و وجود عاقد یا گفتن خطبه به عربی واجب دین نیست ولی باید معانی واژگان به دقت منتقل و از طرف هردو مورد قبول واقع شود در این ازدواج ما بحث نفقه نیز نداریم

دقت کنید چیزی که از اهداف اسلامی و قرآنی این نوع ازدواج مورد نظر است اتفاقا تقویت زندگی زناشویی و عدم فساد و همچنین میل به تبدیل این نوع ازدواج به دایم است و این ازدواج جایگزین ازدواج دایم نیست بلکه زمینه برای آن است اما باید مسایلی در این ازدواج لحاظ شود دقت کنید هدف ازدواج است دقیقا مثل یک ازدواج دایم با کمی شرایط متفاوت هدف مشروعیت دادن به الگوی دوست دختر دوست پسری نیست بلکه باید غیرت و حیا وجود داشته باشد و قوانین اخلاقی در ازدواج و رابطه باشد باید مسوولیتی وجود داشته باشد و با احساسات نیز بازی نشود در  این ازدواج نیز واژه و مفهومی تحت عنوان خانه معنی دارد و به هیچ عنوان خیابانی نیست.در قرآن حتی ازدواج مشروع پنهانی نیز نهی شده این در مورد این ازدواج صادق است قرار نیست جار زد اما پنهان کاری جایز نیست دقت شود در مسایلی مثل بحث فرزند و ارث قوانین مشخص شرعی وجود دارد در ضمن طبق بعضی مسایل اگر حتی ما دلیل فقهی فرزند آوری را دلیل بر عده بدانیم  که اتفاقا قرآن دلیلش را به صراحت مثلا در بحث عده طلاق امکان رجعت قرار داده و در بحث دوم و نه به عنوان دلیل وجود فرزند را  اما هنوز هم با حتی بدون بحث تعریف طارق و بحث ایمان و ازدواج درونی اگر ما امکان بچه دار شدن همسر زکریا یا تولد عیسی را بپذیریم و با توجه یه اینکه شرط عده و ایجاد آن مقاربت و دخول است نه حتما انزال یا عدم انزال یا عدم توانایی بچه دار شدن البته بازهم قوانین  فرق می کند اما به هیچ عنوان هدف این ازدواج روسپی گری شرعی نیست و این یک تهمت است دقت کنید اگر همان روح آیات نور سی و سه و نور پنجاه و هشت رعایت نشود مورد خطرناک تری امکان پذیر است و آن برده داری نوین است دقت کنید حتی اگر بحث پول و مادیات هم باشد برای زن است و زن نباید مجبور باشد حال به هر نحو باکه باید بالاخره محبت و رضایت قلبی باشد وگرنه با برده داری فرقی ندارد دقت کنید ازدواج بحث نفس و امانت است نه کالا و خرید و فروش و هدف اصلی آن ایمان و مبانی نحل ۷۲ است در ادامه ذکر این مورد ضروری است که دقت کنید حقیقت شرع و اسلام ضروری اجتماع است نه عرف جامعه رسم و رسوماتی که در راستای شرع نباشند و حتی مخل آن شوند به هیچ وجه جایی در دین ندارند و اتفاقا یکی از اهداف اصلی دین نابودی رسومات غلط و پایدار کردن رسومات صحیح در اجتماع است و فقط رسومات در طول دین و کمک کننده و همراه آن نه تنها باقی می مانند و انجام آن اشکال ندارد بلکه دین آن را تقویت هم می کند و اساسا هویت بخشی هم می کنند 

در رابطه با تاریخچه صیغه و مقایسه آن با بحث غلام و کنیز خودتان تحقیق کنید فقط در داستان کربلا هر دفعه به اسارت زینب رسیدید یا هروقت داستان شهربانو را خواندید و اشک ریختید به حرمت سید و سالار شهیدان ما را هم دعا کنید ان شا الله اسلام از شر یزیدیان و تکفیریها و سلفی ها و وهابی ها راحت شود و منتقم زهرا ظهور کند و عدل و داد را در جهان گسترش دهد و تمام اسلام و تمام ادیان توحیدی با هم به وحدت الهی و حکومت برسند و جهان بشری پیشرفت همه جانبه خود را در همه ی زمینه ها شاهد باشد و همه با هم برادر باشند و جهان از شر طاغوت ها خلاص شود و اسلام و مسلمین جهان دینشان برهمه ی ادیان چیره شود حتی اگر کافران را خوش نیاید و مسلمان و موحدان و تمام آزادی خواهان جهان گرد هم جمع شوند و زندگی در پرتو عدالت را تجربه کنند

در ضمن اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید

امیر حسین سوری

ما در مقالات شبه رشد اسلام و برده داری و مقاله جلوگیری از فساد در همین وبلاگ اثبات کردیم که که در حقیقت شیعه(فقه پویا چه سنی باشد چه امامیه) از همان ابتدای بعثت دقیقا بر اساس قرآن و پیامبر و اهل بیت پیش رفته و از گردنه برده داری عبور کرد دقت کنید در شیعه برده داری تمام شد و احکامش مشخص است اینکه اسلام شیعی از زمان خود شخص پیامبر دست به برده داری حال از هر نوع مثل مدل اروپایی نزد و مدل شکنجه گریBDSM  مخصوص اروپا و رومیان است و همچنین حکومت اموی و عباسی البته دقت کنید امروزه در کشورهایی مثل افغانستان بلغارستان-مسیحی و مسلمان-مسایلی مثل بازار عروس یا نوع نگاه طالبان به زن یا گروههای الشباب یا به طور واضح داعش بیانگر این است که برده داری تمام نشد بلکه این دولتهای به ظاهر اسلامی ضعیف شدند و الان هم نمی توانند از قلمروهای دیگر برده داری کنند با خودشان درگیرند دقیقا همانهایی کربلا را ساختند امروز هم هستند اما مثلا در تاریخ در مورد صفویه و افشاریه و حکومت  پاکستان(البته به دلیل نفوذ آمریکا  در ارتش و مرزبندی انگلیسی و نفوذ فرهنگی و زبانی این کشورهای لیبرال و طاغوتی و عدم وجود ولایت فقیه و مساله رهبری واحد مسایلی خطرناک هنوز وجود دارد)و حتی قاجاریه ما این مسایل را نداشتیم -البته در مورد برده داری خود خانواده سلطنتی مجزا بوده و برده داری می کردند آنهم به صورت سنتی قضیه حرمسراها نیز کاملا مشهود و تکمیل کننده پازل هستند.در مورد پهلوی هم بحث ورود روسپی های لهستانی و بیشتر هم یهودی توسط متفقین و انگلیسی ها به ایران شروع بازی برده داری مدرن و ساخت محله هایی مثل اگر اشتباه نکنم میدان قزوین شهر نو سابق به عنوان تجمع کاباره ها و محله فساد شد در ضمن موارد خاص دیگری مثل فروش علنی کودکان در خانواده های بی بضاعت در آمریکای اوایل قرن بیستم و همچنین باغ وحش انسانی همین دوره در اروپا نیز قابل بحث است آپارتاید نیز که در همین بغل گوش ما رخ داد در ضمن بعدا باید بحث مفصلی درباره اردوگاه های کار اجباری و محاسن و معایب و شباهتها و تفاوتهای آن با بردگی و شاید تفاوت اسارت و بردگی سازمان یافته اقدام کرد که بازهم تاریخ ایران اسلامی در جنگ هشت ساله پاک است و هیچ شبه های ندارد موارد اخالاف آمارهای حقوقی مالی زندانیان میزان بیکاری و جرم جنایت ثبت و میزان محکومیت و آمارهای توزیع دیگر در مورد سیاهان آمریکا هنوز مصداق برده داری در آمریکاست و به قول خود رییس جنهور آمریکا برده داری در ژنتیک آمریکایی ها قرار دارد رفتارشان با مهاجران و اردوگاهای پناهندگان جنگی و همچنین الک کردن آنها برای پذیرش دقیقا چه مفهومی دارد؟!؟!آنهم در جنگهایی که خودشان سرمنشا آنند و بهشت نمایی ظاهری را نیز با تبلیغ رسانه برای خودشان انجام می دهند تا مخاطبین را جذب کنند-و به طور واضح جمهوری اسلامی ایران به عنوان نماد استکبارستیزی تمام اشتباهات را اصلاح و نوع حکومت جهانی مستضعفین را نشان داده است ولی در عین حال در جنگ اروپایی بین استعمارگران(به اصطلاح جهانی)ما این مساله را بین خودشان حتی بین دول پیروز داشتیم و امروز به کمک داعش و قوانین مهاجرتی و سینمایی نوع پیچیده و مدرن برده داری جنسی را در بین مهاجران روسپی ها و بازیگران و حتی استخدامات شاهدیم

اما گذر از گردنه برده داری فقط اینها نیست و اینقدر ساده نبوده است بلکه فهم این آیات قرآنی است  که برده ی کنیز از آزاده ی مشرک بهتر است این بهشت می خواند و آن جهنم اساسا این زیباترین تناقض قرآن است چرا که ایمان با تمام جنبه های برده داری و عبور از گردنه آن اساسا نفس اماره را به بند کشیده و تماما همه ی انواع الگوهای برده داری را از هر شکل و نوع از بین می برد اما شرک در هر حالت با نام زیبای ظاهری آزادی هم گره خورده باشد بازهم با رهایی نفس اماره عقل را به زیر می کشد نعمت الله را تبدیل می کند و همه نوع برده داری را می سازد و اساس لیبرالیسم همین است این اولین تناقض زیبای قرآنی نیست تناقض روزه بودن در مهمانی و ماه خدا و تناقض قرض دادن به خدا برای افزایش مال و تناقض زنده بودن شهید و تناقض شکست پیروزمندانه در کربلا زیباترین تناقضات اسلام اند که اگر درک شوند سخاوت اسلام خود را نشان خواهد داد

 دو داستان خاص یکی در قرآن بین یوسف زلیخا و ازآن مهمتر شهربانو و امام حسین(ع)

کل یوم عاشورا کل ارض کربلا اگر بیشتر دنبال حقایق برده داری هستید زیاد نگردید اربعین زینب خودش طعم اسارت را چشیده و به کربلا برمی گردد 

در این موضوع خاص حتما حتما عقل و نقل و وحی باید دنبال شود و هرگونه تناقض بین نقل روایات و وحی باید جانب قرآن گرفته شود و تمام قرآن لحاظ شود از جمله نور سی و سه و نور پنجاه و هشت و چند آیه اصلی دیگر دقیقا مورد بحث ما هستند لطفا حنیف باشید در ضمن مقالات قبلی ذکر شده در اول مطالعه شوند خوب است

در ضمن یک نکته پاورقی اینکه شاید در ابتدای امر مخالفت باشد اما با توجه به تعریف شیطان و امکان سوار شدن نفس اماره و شهوت بر عقل ،صرف ایمان ناجی امر نیست بلکه یک کلیدواژه به نام محبت و بحث امانت نیز مطرح می شود.مراجعه شود به داستان یوسف و زلیخا و در بحث دیگر مراجعه شود به شیطان شناسی شخص ابلیس-حارث سابق.باید تاکید شود شاید منظور ما همان ایمان منجر به عمل صالح است اما بحث محبت منجر به عمل می تواند موجب تفکیک بحث و اهمیت دادن و مجزا بودن و در عین حال در امتداد بودن آن را در پی دارد.در بحث محبت به طور ویژه محبت به اهل بیت و علل الخصوص امام حسین (ع) و حضرت زهرا(س)خیلی مهم است و ذره ای از آن نجات دهنده ی دنیا و آخرت و گذراننده از پل صراط  است-نظر کلی آیت الله بهجت

برای اصل محبت دو داستان نیز پیدا کردیم یکی آزادکردن یک برده از روی عطوتفت و واسطه گریکه برده از دیر رسیدنش به خانه ارباب می ترسید گریه می کرد و حضرت در راه وی را دید دلداری داد و تا خانه همراهی کرد اما اربابش بر برده سخت گرفت و به امام بی توجهی کرد اما متوجه امام -نامش- که شد عذرخواهی کرد و برده را نیز آزاد کرد دیگری مورد اهدای یک گل زیبا بود که برده در راهش آن را دیده بود و برای امام چیده بود که بعدش امام برده را آزاد کردند در نتیجه اصلی ترین مورد که تمام شیون حتی یک زندگی مشترک را می گیرد این است که طبق نحل هفتاد و دو همسر را نعمت الهی بدانیم و اصل این است که همسر از خودمان است و هدف ایمان است و حتی فرزند آوری-یعنی خود فرزند به خاطر رابطه با همسر است- اصالت ندارد بلکه به خاطر همسر است در نتیجه اصل و اساس همه چیز فقط محبت بین زن و شوهر و بخواهیم در یک کلام بگوییم یک خنده ی محبت آمیز بین دو نفر جزو اصیل ترین و اساسی ترین ستونهای یک خانواده است و خیلی خیلی صریح بکویم س ک س جزو مقدس ترین حقایق هستی در درک و معنی دادن به همه چیز است و زیبایی اصالت دارد و اصالت تصنعی حقیقت ندارد-منظورمان این است که مثلا هیچ شاعری و یا حتی بازیگر و خواننده ای در ترانه اش نمی تواند از جدایی و یا رابطه چندگانه بخواند حتی اگر واقعا داشته باشد و دروغ بگوید- و خداوند هم می خنداند و می گریاند ولی در هردو شادمانی است در زیبایی شناسی هم فقط نوع رابطه و ترادفهای رفتار کودک تا زمان بلوغ با رپابط با همسر فقط بحث نمی شود و یکی از اصلی ترین جهادهای جهان جهان زن برای شوهرش و همان آرایش است و هر نوع آرایش و لباس بدون شک معانی خود را دارد و یا یک سلام از روی محبت که تمام قلب مرد را می لرزاند و هیچ خستگی ای را اذن پایداری نمی دهد و جزو موارد خیلی خاص است که امام علی(ع) حتی جواب سلام زنان جوان را هم نمی دادند تا نکند قلبش بلرزد

طبق نظر علامه حسن زاده نیز علاوه بر شهوت و عقل محبت ضلع بزرگ تر و پایه ای تر در هستی است و اگر ما قانون خودخری و بحث ایمان و در امتداد آن حجاب را اصل ضد برده داری بدانیم محبت به نفس و در نتیجه ی آن ساختن یک زندگی مشترک بر اساس نفس مطیمنه و جهاد و آرایش و زیبایی و زیبابینی جنسی بر اساس امانت و نه نفس اماره ؛به نوعی اصل همه چیز تلقی می شود

در بحث مشاغل برای زنان نیز طبق آمارهای خارجی در مشاغل پرستاری با رویکرد سلامت و مهمانداری و هتل داری با رعایت موازین شرعی و عدم رویکرد هوسبازانه با زن بلکه ارزشی نسبت به زن و اهمیت دادن به بحث همسری وی در خانواده و رویکرد کلی خواهرانه - البته خب اگه کسی رو دوست دارید برید جلو و اصلا نگاهتون هم الکی خواهرانه نباشه و.خانوما هم الکی مجرد نمونیدا-و همچنین طبق نظر عموم مردم معلمی ابتدایی جزو مشاغل با پایه محبت اصیل است.

دقت کنید به هیچ وجه من الوجوه من نفی کننده هنر موسیقی نقاشی یا کارتونهای فوق العاده زیبا و همچنین کارهای ارزشی نیستم و فیلم نامه نویسی و کتاب جزو اصیل ترین موارد نیز هستند اما حداقل از نظر مخاطره ی کاری این قابل بحث است که در دو مورد خاص که اولی کار سینما و تلویزیون و بازیگری و دیگری بازیگری تیاتر که نه فقط جزو سخت ترین مشاغل در جهان محسوب می شوند از نظر آمار طلاق و حتی اصل تعریف ازدواج دچار مشکل اند یا بحث اساسی تلاش برای واقعیت نیز مهم است که باید مورد سنجش قرار گیرد .مسایل دیگر مثل بازی های متفاوت و تاثیرات آن نیز باید توسط ارکان علمی مورد تحقیق و پیمایش قرار بگیرد،حداقل آنچه مسلم است آمار افسردگی نیز در این قشر حالا به هر دلیلی چه نوع روابط با طرفداران یا بین دیگر بازیگران یا افراد دست اندر کار یا حتی نوع نمایشنامه ها قابل بحث است.یادمان نرود یک بازیگر قبل از بازیگری یک انسان کاملا ساده و در سطحی ترین تعریف ممکن،یک موجود با چهل و شش کروموزوم است،عین من و شما.


دقت کنید به طور کلی دراین موضوعات و مباحث اسلام شناسی به هیچ وجه به ویکی پدیا مراجعه نکنید طبق مشاهدات در موضوعاتی خاص مثل اسلام و برده داری فراماسونری و علوم غریبه این سایت کاملا مغرضانه سیاسی و بدون هیچ حقیقت جویی و فقط به هدف ضربه به جمهوری اسلامی ایران عمل کرده است

امیر حسین سوری


سلام مدتهاست که در بین پیامکهای شوخی و خنده در گروه هایی مثل لاین و سایر شبکه های مجازی که اغلب بی در و پیکر هستند و مدیریت خاصی هم ندارند مثل لاین و وایبر(این شبکه ها گروه بدون مدیر اداره می شوند)و حتی شبکه های اجتماعی دیگر طنزهایی تحت عنوان توهین به مراجع رواج پیدا کرده است که بیشترین آنها متوجه چند چهره ی سرشناس است شاخص ترین آنها از نظر مرجعیت آیت الله العظمی مکارم شیرازی است که بیشترین توهین به ایشان در مورد حرام کردن لذت ها می باشد این نکته برای خود من هم جالب شد تا ببینم چرا اینقدر به ایشان که مرجع تقلید من هم هستند توهین می کنند در متنی جالب دلایل خوبی را متوجه شدم نکات اصلی اینجاست که اتفاقا ایشان در مورد احکام رویکرد خیلی هوشمندانه ی فقه پویا را دارند و در مسایلی علل الخصوص در حکم موسیقی از جمله ی کامل ترین نظرات را دارند و حکم ایشان در این مورد و احکام دیگر تا حدی مثل حکم عدم حرمت شطرنج امام خمینی یا حکم عدم ایراد نصب مجسمه یا نقاشی است ایشان با نگارش کتاب جوانان را دریابیم نشان دادند که فهم و علاقه ی زیادی به جوان و دوران جوانی دارند و مشکلات آنها بالاخص ازدواج را درک می کنند حضور پررنگ ایشان در رسانه ها علل الخصوص شبکه دو یعنی شبکه کودک و نوجوان و مجله رشد از خصوصیات شاخص این روحانی مبارز و انقلابی است ایشان کتابهایی نیز حتی در زمینه علوم نوین دارند که اغلب آنها را نخوانده ایم و اطلاعی نداریم همچنین کتابهای مسایل روز دیگر مثل اسلام و برده داری و مسایل -مشکلات-جنسی این ویژگی ها باعث شد تا ایشان جزو محبوب ترین مراجع تقلید برای انتخاب شدن برای جوانان ده بیست سال اخیر بشوند ایشان حضور پررنگی را نیز در شبکه های اجتماعی و صدا و سیما در داخل و خارج دارند مهمترین نکته ای که ایشان را در خط هجمه ترور فرهنگی دشمنان نظام و ولایت قرار داده است دفاع ایشان و حمایت از نظام و ولایت مطلقه فقیه است و رنگ شفاف ایشان در زمان فتنه در ضمن جهت گیری های ایشان به طور کاملا صریح در مقابل تکفیری ها و زیر سوال بردن خط مشی آنها و فتاوای مسخره حرمت های کلی آنها نیز عامل عناد و ایجاد این نوع سبک دشمنی با ایشان گردیده است بیایید دشمنان نظام را بشناسیم که چرا اینگونه جوک ها می سازند تا توجه نسل جوان را از ایشان دور سازند نکته جالب تر رسانه های اجتماعی مثل اینترنت و ماهواره ها این است که چرا این هجمه ها به جریاناتی مثل جریان شیرازیها وارد نمی شود و مثلا قمه زنی یا نفاق افکنی آنها مورد تمسخر یا ریزبینی قرار نمی گیرد یا آنها هستند که اسلام راستین توسط نظام سلطه علل الخصوص انگلیس معرفی می شوند

 



بازی کردن فوتبال حرام است!

هدیه دادن گل به دیگران حرام است!

بستن کمربند ایمنی حرام است!

شستن گوشت قبل از پختن آن حرام است!

خلوت کردن پدر با دخترش حرام است!

.

.

.

.

.

.

.

.

.


⚠ دوست عزیز! این فتاوا متعلق به آیت الله مکارم شیرازی نیستند!! 


⚠ این فتاوا همگی از سوی مفتی های وهابی صادر شده اند و هیچ کدام جوک نیستند. این ها عین واقعیت اند.


❓اما چرا با ما کاری کردند که با دیدن این فتاوای عجیب و مسخره، به یاد یک مرجع تقلید شیعه بیفتیم؟!

 دلیل این همه جوک که برای آیت الله مکارم می سازند چیست؟!


🔴 حواسمان را از اصل ماجرا پرت کردند... دشمنان اهل بیت چقدر لذت می برند با دیدن این کارهای ما... ما که به جای خندیدن به این فتاوای واقعی و مضحک وهابیت پلید، به جوک های ساختگی علیه یک عالم بزرگوار شیعه می خندیم.


⁉ و اما چرا آیت آلله مکارم شیرازی به عنوان سوژه ی این بازی خطرناک انتخاب شد؟!


🔵 چون ایشان در طول عمر پر برکتش بارها و بارها در مباحث مفصلی به نقد وهابیت پرداخته اند و با دلایل روشن و محکم مبانی وهابیت را رد کردند.


🔵 در سخنرانی های مختلف مکررا درباره خطر تفکر وهابیت به جوانان هشدار داده اند و در این باره روشنگری کرده اند.


🔵 در باره پدیده شوم وهابیت کتاب نوشته اند.


 

🔵 بارها به صورت رسمی علمای وهابی را به مناظره در یکی از شبکه های بین المللی - با پخش زنده - دعوت کرده اند.

و طرف مقابل که مطمئن بود توان مقابله علمی با این دانشمند فرهیخته را ندارد حاضر به مناظره نشد تا رسوا نشود...


✅ دلیل این همه دشمنی را فهمیدید؟! ما به جوک هایی می خندیم که در آن یک مرجع عظیم الشان شیعه مورد تمسخر قرار می گیرد ... آن هم با فتواهای خنده دار و حرام کردن همه چیز... در حالی که این وهابیت است که همه چیز را حرام می کند... و این شخصیتی همچون آیت الله مکارم است که دربرابر این همه بدعت و جهالت می ایستد.


⚠⚠⚠ شان مرجعیت شیعه را کم می کنند که اگر یک روز فتوایی شبیه به تحریم تنباکو صادر شد همه به آن بخندیم.


🔴 و طراح این نقشه های پلید همان کسانی هستند که زیارت قبر پیامبران و امامان را حرام می دانند. 

همان هایی که کشتار شیعیان علی علیه السلام را راه رسیدن به بهشت می دانند...


همان هایی که آیت الله العظمی مکارم شیرازی فرمود تعالیمشان منشا ایجاد گروه های تکفیری و جنایتکاری هم چون داعش است.


همان هایی که دستشان به خون مردم مظلوم یمن آلوده است...


✅ بیایید قبل از خندیدن هایمان کمی به ریشه ی ماجرا فکر کنیم...



newlovelyvoice.blog.ir

امیر حسین سوری


شاید شما با این شبه مواجه شدید که ایرانیان چقدر بد رانندگی می کنند و به قانون احترام نمی گذارند یا چقدر شهرهایشان را کثیف می کنند اما مثلا در ژاپن یا آلمان چقدر با فرهنگ و تمیزند و حتی در زلزله نه ریشتر هم بی قانونی نمی کنند و حتی اگر کسی هم بالای سر آنها نباشد آنها محترمانه برخورد می کنند اما شاید جالب باشد کمی از تاریخ عبور کرده و تا حال را بحث کنیم لطفا فقط در گوگل به سادگی هرچه تمام تر فقط در مورد کلمه پیمان منچوری و دلیل امضای این تواف نامه جنگی جستجو کنید همین ژاپن با فرهنگ در جنگ جهانی حدود هفتاد هشتاد هزار اسیر جنگی را به عنوان موش آزمایشگاهی در اسارتگاههای خویش استفاده کرد و بزرگترین آزمایشگاه بیولوژیکی بدون هیچ گونه رعایت اخلاق را ساخت و مواردی مثل طاعون وبا و از این دست بیماریها را بر روی اسیران استفاده کرد حال این جا ببینید که در ایران بعد از اتمام جنگ تعداد زیادی از اسرای عراق در ایران حاضر نبودند به کشور خویش بازگردند و خواستار باقی ماندن در ایران می شدند یا در مستندات جنگ جهانی به صراحت کامل انگلیس بیان می کند به دلیل سنگی سلاح و عدم امکان بازگشت و خطرناک بودن سلاحها م بمبهای فعال شده به پایگاه در زمان بازگشت دستور تخلیه بمبها در هر مکان صادر شد اما این دستور برای ایجاد رعب و وحشت و شکستن حمایت مردمی از نازی حتما باید در شهرها و مناطق غیر نظامی اتفاق می افتد حال سوال اینجاست که جمهوری اسلامی ایران حتی یک بارهم هم شهرهای مذهبی را نشانه نرفت در مورد موشکهایش نیز تا زمان تایید دقت عمل نیروهای نظامی اجازه ی شلیک نداشتند و حتی شرط اعلام قبلی یک روزه به شهرهای مورد هدف که احتمال ایجاد خطر و ترس برای افراد غیر نظامی بود نیز گذاشته شد با اینکه فقط حق شرعی اهداف غیر نظامی وجود داشت و نیرو ها نیز به دقت عمل می کردند چرا اینها نشان از تمدن نیست چرا کسی از توزیع دویست هزار زن لهستانی اغلب هم یهودی به عنوان روسپی در سراسر خاورمیانه و آسیا به دلیل فقر بعد جنگ و شکست از آلمان آنهم توسط بریتانیای  مثلا کبیر چیزی نمی گویند یا کشتار میلیونی ایرانی ها در جنگ جهانی به دلیل قحطی آنهم یک کشور بی طرف حرفی نمی زنند یا چرا شیمایی های ویتنام و سردشت فراموش شد یا بمب اتمی در ژاپن بعد از اتمام جنگ چرا اگر یک سگ زخمی شود برای رسانه های حقوق بشر مهم است اما فجایع میلیونی مثل قتل عام توتسی ها در زیر لوای حمایت فرانسه و سازمان ملل بحثی نمی شود یا چرا کسی به هفت تیر کشی های دانش آموزان آمریکایی گیر نمی دهد و چرا در آنجا معلمان و دبیران حق توحش نمی گیرند خداییش کدامیک از اینها صفات ماست  خداییش ما کی جنایت کار بودیم ما جنایتکاریم یا کشوری که نود و سه درصد از عمر بعد رسمیت پیداکردنش که تازه اونهم با اشغال و کشتار اهل خانه صورت گرفته  و در جنگ اند آنهم در خارج از کشورشان جایتکارند یا چرا کسی اشاره ای به نقش القاعده در رشد کشت تریاک و افزایش کشت آن بعد از حمله آمریکا ییها و اینهمه شهیدی که ایران اسلامی در مبارزه با مواد مخدر داده که خیلی از آن نیز برای جلوگیری از ورود تریاک به اروپا بوده کسی حرف نمی زند یا داعش که بیشترین تراکم جمعیتی آن از جوانهای شستشو شده ی مغزی خود اروپا و آمریکاست که -فکر می کنند باید بازیهایی مثل تیکن را نیز بر روی مردم انجام دهند یا فکر می کنند در مرحله زامبی کشی ندای وظیفه اند و ظرفیت و شاید آشنایی  ایمانی و دینی اصیل هم نداشته اند که به نام دین امیال نامشروع خود را تاویل می دهند و خودشان هم امثال ابوبکر بغدادی اموی را می طلبند و مشکلی با برده داری هم ندارند و اصل افکارشان نیز مخرب و جاهلیت مدرن است و البته خیلی هم مدرن هم نیست و در بیشتر بخشها با همان نگاه زمان خود پیامبر و مثل اعرابی های آن زمان و حتی بدتر رفتار می کنند -و وظیفه شان نابودی مقاومت برادر کشی و پایین آوردن قیمت نفت و ورود و سرریزکردن هزاران پناهجو که قبلا در کتابها علل الخصوص کتابهای آموزش زبان انگلیسی مثل اینترچنج با زمینه سازی اینکه بیشتر مهاجران خدمتکار و کلفت اند بیشترشان به عنوان نیروی کار ارزان و در حقیقت برده به اروپا نداشته است-البته متخصصین هم همین بلاها در جایگاههای شغلی را دارند-و اگر هم به جایی برسند نباید ایرانی مسلمان باشند مگر به سختی و اراده- اینها را چه کشوری انجام.داده ما یا آنها هموطن لطفا خود را نباز ما با غیرتیم و آنها از این موضوع خوششان نمی آید به درک هم که خوششان نمی آید من اسلام را دوست دارم من ایران را دوست دارم و من.......عاشق مبارزه با صهیونیسم جهانی هستم     من انقلابی ام  و دوست دارم جهان را برای ظهور منجی در حد وسعم آماده کنم و  لیس للانسان الا ما سعی در ضمن از جهاد اکبر نیز غافل نخواهم بود جهان با وجود ستاره هایی  ثریایی  روشن تر خواهد شد و زیبایی ها بروز خواهد کرد نباید اسیر جنگ هوشمند و جنگ رسانه ها شد.



شاید این بحث درست نباشد اما تاریخ قرن اخیر و حتی در دهه های اخیر تقریبا تمام جنگها و آمار کشتار با سلاحهای کشتار جمعی یا خارج از اسلام و یا برعلیه اسلام بوده و حتی مثالهایی مثل صدام داعش و حتی در بدترین حالت یعنی القاعده بازهم آمارکشتار آنها به میزان خیلی فاحش و معناداری با آمار کشتار وحشیانه جنگهای جهانی یا بهتر بگوییم اروپایی اول و دوم قتل عام توتسی ها و یا جنگ ویتنام یا کشتار مسلمانان توسط میانمار و موارد آمار شلیک موشکها به سرزمینهای اسلامی توسط آمریکا در همین حالا خیلی خیلی تفاوت دارد .فقط در قحطی های هند و ایران در جنگ جهانی میلونها نفر مردند.اینها واقعیت تاریخ است.

امیر حسین سوری

 

رفع ابهاماتی در مورد درگیری اسلام با سلطنت هخامنشیان

بعضی می گویند که ایران که در آن زمان موحد بوده و ایرانیان نیز در سطح عالی رشد و ترقی بوده اند پس درگیری اسلام با ایرانیان به زور بوده و نباید سرزمین کوروش یا همان ذوالقرنین مورد حمله قرار می گرفت جوابهای منطقی وجود دارد اولا اینکه حملات در زمان خلافت عمر(رضی الله عنه) صورت گرفته و شکی نیست که قوانین جنگ اسلام در خیلی از بخشها رعایت نشده که البته نمی توان گفت به خاطر شخص ایشان بوده است دوما ایران بعد از گذشت 200 سال از اموی بودن خویش بازگشت و خیلی به آرامی به تشیع روی آوردن شروع تندتری گرفت دقت کنید این دویست سال یا دو قرن تقریر زبان فارسی یعنی حتی حرف زدن آن نیز ممنوع بوده است در ضمن پس از دویست سال تا قرنها نه فقط مذهب تشییع بلکه اهل تسنن نیز به آزادی های مذهبی خود رسیدند و همین موضوع تکثر مذاهب و فرقه ها تا قرنهای طولانی و همچنین تعدد کویش ها و لهجه ها و حتی ورود زبانهای دیگر بیانگر این رشد در  ایران است در ضمن با استناد به تاریخ هم شش نویسنده صحاح سته و هم چهار نویسنده کتب اصلی شیعه ایرانی انذ دقت شود در طول تاریخ شیعه اصل شیعه ای است که خط امامت و ولایت را تا انتها و تا حضور موعود غایب از انظار پیش گرفته و به فقه پویا و عقلانیت سرمنشا گرفته از دین معقتد است خود را یافته است در ضمن در بین تمام زبانها زبان فارسی رمز هویت ملی ایرانیان است.در مورد اینکه کدامین مذهب حق است بحث اصل حقیقت و بحث امانت و بحث شناخت خاندان مطهر اهل بیت وجود دارد که در مقاله ای جدا به آن پرداخته شده است.

 در مورد حکومت روم هم همین بس که اسلام به آنجا نیز روی برد و عامل جنگهای صلیبی نیز شدند در قضیه مباهله نیز آنها فقط کوتاه آمدند و به همین خاطر نظام برده داری و فاسد خودشان بود که نتوانستند اسلام را قبول کنند یادمان باشد امام علی با نظام برده داری مخالف بود و شهربانو با اختیار خویش و به دلیل انسانیت دیده شده در امام حسین در جنگها ایشان را خود انتخاب کردند همسران امامان نیز  خیلی شان کنیز بودند اما کدامین امام برده داری کرده بلکه به هر بهانه ای برده ها را نیز آزاد کردند پس از قضیه شکست حضرت عایشه در جمل امکان منسوخ شدن برده داری وجود داشت اما دست بقیه خلفا درد نکند که متعه را نیز به تبع حکم یکی از خلفای اولیه حرام کردند این جریانات برده داری عملا امروزه منسوخ شده اما از نظر پاسخگویی در اسلام غیر ولایی و اسلام بدون پذیرش عقل که عملا اسلام هم نیست چه در بعضی از شیعه و چه در بعضی از اهل تنسن  هنوز وجود دارد و به نوع انحرافی و افراطی گری در سلفی گری و در بدترین وضع فساد فکری در داعش بروز نموده است اما در فقه پویای شیعه قوانین آزاد کردن شصت برده و قوانین دیگر حقوق بردگان عملا در بلاد زیرمجموعه برده داری را منسوخ کرد برمیگردیم به ایران نکته ایران در زمان کوروش نیست بلکه وارثان وی است اگر بپذیریم کوروش ذوالقرنین است طبق قوانین الهی درست است که پیامبر نبود اما مثل طالوت و داوود حکم حکومتی الهی داشت اما این حکم در مورد جانشینان صادق نیست نکته اینکه ذوالقرنین بودن کوروش نیز اثبات صد در صد ندارد و اطلاعات کامل از زندگی و روش و سبک این فرد به طور دقیق وجود ندارد اگر هم زرتشت را به عنوان پیامبر زمینی فرض کنیم اشکال طبقاتی شدن ایران در دوران بعد برعهده ی موبدان بوده است اینها در طبقه دوم حکمت همراه با نظامیان قرار داشتند این نطام برده داری سنگین ترین حالت ممکن است که دقیقا با همین سبک در غرب در حال پیشروی است مشکل آیین زرتشت نیز در سنویت نیست بلکه در ابهام آتش است بدین معنی که نور الهی با واسطه است این مشکل فهم این موضوع در بین اهل طریقت و حتی شریعت هم رسوخ دارد و خود را در مبانی وحدت و کثرت بروز می دهد آیه قرآن جواب را داده که نور خداوند مثل نور منعکس شده از شیشه ی کاملا شفاف چراغدانی است که آتش آن از زیتونی است که نه شرقی و نه غربی است که مورد آخر با مبانی فلسفی اصل عدم معنی یافتن چپ و راست یا به طور نظری بحث طرف و وسط بوعلی معنی می یابد طبق این اصل صفات خدا از ذات خداوند جدا نیست اما نور الهی در مورد عین فقر بودن مخلوقات بدین معنی است که بین خود خدا و جهان حجابی خواهد بود مثل حجاب بین خدا و پامبر در معراج یا ارتباط موسی با خدا در وادی ایمن نکته اینکه آتش وادی ایمن نیز مصداق کاملی از همین بحث آتش است البته بعضی بحث احترام به آتش را مطرح می کنند مثل ارزش برق در زندگی امروزی که این نیز قابل تامل است و می توان در مورد آن بحث کرد بحث بعدی در مورد نماد فروهر است از معنی های مختلف این نماد می گذریم اما بحث حلقه در دست که نماد نوعی شکست ناپذیری ارتباط است بحث حلقه ازدواج بین زن و شوهر نیز از این آیین گرفته شده اما بحث اصلی این حلقه در موکل گیری است البته این بیشتر در جنبه تسخیر نیز موجود است اگر فرد به طغیان گرفتار شود که در مورد شاهان آن زمان اتفاق افتاد که این موضوع امکان طغیان بشر تسخیر کننده اجنه در سوره جن نیز آمده است بحث حلقه و عصا در مورد سلیمان و موسی به طور کامل شرح داده شده و به نظر باید به این موضوع با دید علمی و در نظر گرفتن علم الهیات و علم اسما(مثال آصف و قبول مقام آدم در نظر فرشتگان)ورود کرد اهداف آمریکا و انگلیس با انتشار کتابهای فانتزی تخیلی بدون محوریت توحید و سپس توهین به تک تک پیامبران الهی دقیقا میل به جادوگر کردن افراد است نه اینکه آنها پیامبران را الگو قراردهند تا بتوانند آنها در حیطه بردگی خود بگیرند رصد شبکه های اجتماعی نیز امروز نکات زیادی را نشان می دهد با توجه به اینکه معمولا هدف عضویت در این گروه ها بیشتر فقط به منظور تفریح و شادی است روشهای طنز آمیز و یا روشهای محرک شور اجتماعی بازده بالایی دارد و نکته دیگر مجازی بودن افراد و عدم توان شناخت نگارنده های اولیه و یا حتی گاها متن اولیه نگارش است ویژگی کپی پیست سرعت انتقال داده را بالا می برد و وجود گروه ها نیز به سادگی گلچینی از افراد و گزینه های هدف را پیش رو می گذارند که این ویژگی شبکه های اجتماعی را به یک ابزار  دولبه تبدیل کرده که هم می توان به خوبی از آن استفاده کرد و یا هم در صورت قصور و غفلت خطرات زیادی برای فرهنگ جامعه ایجاد می کنند  بحث توهین به اقوام که از قبل توسط رضاخان و انگلیس اجرا می شد تا آنها کم ارزش شوند اما امروزه دلایل نامگذاریهای آنها مشخص شده است بحث جدیدتر توهین به پیامبران الهی و تمسخر آنها و یا کلید واژه های مثل غضنفر و اهانت به مراجع و پایین نشان دادن و ناآگاه نمایاندن مقام روحانیت است و به طور دروغین و بدون استدلال گفتن و چسباندن تمام ویژگی های محض مثبت به تاریخ گذشته قبل از اسلام که اسناد زیادی هم در دست نیست در مورد مثلا پیامبر الهی موسی هدف کاملا مشخص است که بخواهند درک الهی و ارزش شناخت توحیدی را از کارهای موسی بگیرند و فقط اتفاقات افتاده شده را بر مبنای علوم غریبه صرف تبیین کنند سپس در مرحله ی بعد حتی اشتباه و ضعیف بخوانندش و از او جادوگر بسازند این روند در نسلی در حال رخداد است که هری پاتر را خوانده اند آنهم طی روند از کودکی تا جوانی و بروز عرفانهای نوظهور جدا و متضاد با دین نیز در حال افزایش است اینها همگی زنگ خطر است و نشان از برنامه های بلند مدت  این روند در ایران اسلامی با توجه به فشار تحریمهای اقتصادی و فسادهای عناصر خودباخته داخلی و وجود شبکه های متعدد ماهواره ای به طور اختصاصی برای ایران که بنیان خانواده را برهم می زنند  و عدم توان کافی شبکه های داخلی برای ایجاد خوراک فکری سالم و جذاب برای مخاطبین و عدم جذب نیروهای تحصیل کرده برای بازار کار و عدم تطبیق تحصیل و کار و عدم پیش بینی صحیح از طرف فرد مشاور و نظام آموزشی همگی دست به دست هم داده تا عملا سن ازدواج هر روز بالاتر برود و ازدواج سخت تر شود علت اصلی نیز همان بحث اقتصادی است که دلایل خاص خود را دارد و از حوصله مقاله خارج است اما هدف این است که بگوییم جوان ایرانی سالم و صحیح از نظر فکری است و فقط گرفتار چندی از مشکلات شده است آنهم نه همه که این مشکلات نیز ناشی از دشمنی دشمنان است

نکته دیگر در مورد پادشاهان در مورد عصر صفوی است که چند نکته قابل تامل است اینکه بیشتر بحث در مورد خشونت صفویه دروغ محض است و حکومت عثمانی عامل آن بود تا تشییع را بد جلوه دهد البته بعضی از اشتباهات شاه عباس که شیخ بهایی نیز با آن مخالفت کردند مثل قضیه علم در عزاداری ها نیز امکان وجود دارند ولی عملا تا حد زیادی نگاه فقه پویای اسلامی با نگاه و درک حقایق دین و ایجاد ارتباط موثر و انسانی و نجات بخش و دوطرفه مثل قضیه نجات ارامنه از دست عثمانی ها و یادگیری علم اسلحه سازی از آنها و همچنین استقلال هرچه بیشتر در زمینه های علمی و همچنین عزاداری برای اهل بیت و شادی برای آنها در این عصر نهادینه شد نکته در مورد سرنگونی صفویه هم این است که افغان ها جزوی از حکومت ایران و استانی از آن بوده اند و شورش داخلی محسوب می شود نه دشمن بیگانه

یک اتهام دیگر نیز باید رفع شود اینکه می گویند اسلام را اگر ایرانیان نمی خواستند با حمله مغول نیز باید برمی گشتند اینکه حمله مغول به هدف آوردن دین جدید در ایران نبود حتی قتل میلیون ها انسان در قحطی جنگ جهانی منجر به تغییر دین نشد چون هدف هم این نبود و اینکه ایرانیان اسلام را به نرمی پذیرفتند و آنچه را نیز که صحیح بود گرفتند

جدا از مطالب ذکر شده در بالا در مورد کنیز و غلام مطالبی عنوان می شود اینکه فقه پویای شیعه در جهت حذف برده داری اقدام کرده است نکته دیگر این ابهام که امامان همسران کنیز داشتند جواب اینکه آنها پیشوا بوده اند مجبور بوده اند که رفتار های جامعه را به عنوان الگو مردم به آرامی تغییر دهند رفتار آنها با کنیزان یا غلامان مشهود است نکته بعدی اینکه ما در اسلام دفاع بحث ملی و اسلامی واجب است اماجهاد با دفاع کمی فرق دارد  نظام برده داری در جهاد تعریف می شود و کلمه برده با اسیر کمی فرق دارد یک اسیر در جنگ سه حالت پیش رو داشت تا آزاد شود شامل فدیه مبادله یا روشهای جایگزین مثل درس یاد دادن اما مورد چهارم برده شدن است که نه کشتن است و نه زندانی کردن و همگی بر اساس صلاحدید صورت می گیرد اما نکته اصلی غنیمت بودن برده است یعنی امکان اینکه برده اصلا در جنگ نبوده باشد هم هست بلکه در خانواده طرف مغلوب بوده باشد البته موارد خاص دیگر هم هست مثل همراه بودن همسر افراد در جنگها به دلیل واداشتن آنها به جنگ تا پیروزی و یا فریفتن جنسی طرف مقابل که در زمان جنگهای پیامبر در غزوات فقط خود پیامبر به عنوان فرمانده همسر خویش را همراه می برد و قضیه افک در قرآن که در آخر به صراحت بر پاکی حضرت عایشه دلالت دارد بیانگر همین موضوع است.نکته در این برهه زمانی اسلام برده گرفتن را فقط در شرایط جهاد صحیح دانسته و تمام موارد قبلی مثل قمار ربا قرض و شرط بندی و سایر موارد را به طور مستقیم در زمان پیامبر ایشان توانستند حذفش کنند. اما آنچه نظر اسلام است عدم زور و اجبار است امام علی در مورد شهربانو و حضرت عایشه خط بطلان بر روی برده داری می کشد اما خلفای بعدی رویه را تغییر دادند خط مشی ضد برده داری در مورد مادر آخرین امام که غایب هستند بار دیگر تکرار می شود در ضمن در قرآن به صراحت عدم در آیه حکم به عدم مجبور کردن کنیزان به زنا را داده است و این مبنای عدم امکان برده داری  به عنوان تجارت یا رسپی گری را می آورد و هدف اسلام در پناه آوردن بازماندگان از جنگ بوده است حتی اسلام حکم به اجبار مسلمان شدن بردگان یا کنیزان را ندارد و قوانین حکومتی قضایی در مورد آنها تخفیف دارد مثلا در مورد زنا در قرآن در صورت محرز شدن آن حدش نصف فرد آزاده یا در مورد دزدی در نهج البلاغه حد قطع دست آنها مجاز نیست اما در مورد آزاده جایز است در ضمن تمام احکام مربوط به همسران و کنیزان بر اساس امانت است نه چیز دیگر و عملا فرقی ندارد فقط میل احکام مشخص است مثل مورد حرمت شراب در قرآن در ضمن پیش بینی فتح ایران توسط پیامبر یک پیش بینی بود و حکومت ظلم باید برداشته می شد اما این تایید اعمال و حکومت خلفای اول تا سوم نبوده است در ضمن طبق تاریخ تا 200 سال ایران اموی بود اما در حال اسلام مورد نظر شیعه با آنچه در مکه و مدینه اجرا می شود فرق دارد و این دلیل حق طلبی ایرانیان است و جزو خدمات متقابل ایران و اسلام است پیشگویی خلفای جور به ترتیب اسم و کنیه و حتی روش حکومتی توسط امام علی انجام شد و این نشان از حقیقت مطلب است از تفاوتهای اساسی فقه جعفری امامی امروزی با اهل سنت در صیغه و کنیز و بحث دفاع مقدس و جهاد است نکته خاص دیگر در مورد شهربانو همسر امام حسین و نرگس مادر امام زمان است

دقت کنید اصلی ترین حکم مربوط به لغو برده داری که پایه ای ترین حکم در اسلام در این موضوع است در سوره ی نحل آمده یکی مکاتبه و دیگری عدم اجازه داشتن به مجبور کردن به زنا و حرام بودن این امر در آیات دیگر شرایط نگهداری از کنیز و غلام در خانه به صراحت آمده تا هیچگونه فسادی نیز در خانه رخ ندهد مثلا در زمان خلوت با همسر  کنیز و همچنین کودک نابالغ  نباید وارد این خلوت شوند در مقالات دیگر بحث مفصل تری خواهیم کرد

در ضمن نظر دیگری در مورد برده داری نیز وجود دارد در مورد علت قانونی بودن آن اینکه اولا این موضوع رسم بودن این موضوع در بین اعراب و رومیان و ایرانیان جای بحث دارد و اینکه در ایران وجود نداشته اشتباه است مثلا احکامی که حکم به اعدام در زرشت بوده علل الخصوص برای مرتد خیلی تعداد بالایی دارد اما شبهه می اندازند که نیست یا در متن خود کتیبه کوروش بحث به اعدام کودکان مهندسانی داده که خانه را مهندس ساخته و بر سر خانواده ای خراب شده این که قصاص حقیقی نیست یا موارد دیگری که قابل بحث است از موضوع دور نشویم اینکه قانونی کردن آن برای مبارزه با آن بوده است و اثباتش کردیم چون اگر هدف مبارزه با آن نبود در دین و قرآن از آن از به عنوان گردنه نام نمی بُرد و ثابت هم کردیم روح قوانین اسلام با برده داری و زیرمجموعه های آن مثل گروگانگیری و یا قطع اعضا و جوارح یکی نیست تنها راه حل مبارزه اساسی با آن و کنترل آن قانونی یا به اصطلاح دینی شرعی کردن آن است یادتان باشد اسلام از سرزمینی شروع شد که همسران پدران خویش را به عنوان ارث برمی داشتند چه برسد به شکست خورده های در جنگها.و این قانونی کردن به معنی اجازه دادن برای رشد آن یا به هدف رشد دادن آن نیست به قولی برای مبارزه باچیزی با آن خوب نجنگید بد دفاع کنید حداقل طبق کتاب و نظر و رفتار اهل بیت هیچ کدام با محدود کردن و برده کردن انسانهای آزاده موافق نبودند و از هر راهی برای آزاد کردن بردگان استفاده می کردند مثل کفاره روزه با در صورت بچه دارشدن آزاد محسوب شدنشان یا آزادب به دلیل جراحت حداقل اسلام بردگان را سرباز نکرد یا وسیله بازی گلادیاتورشان قرار نداد طبق بعضی روایات در تفسیر قمی جلد دو صفحه۲۲۴حتی امام علی این امر را بر شیعیان حرام کردند همین متفقین با زنان لهستانی که از خودشان بودند چه کردند مگر در تمام روسپی خانه های آسیا پخششان نکردند چون هزینه نگه داریشان را نداشتند یا ژاپن دویست هزار زن کره ای را در سربازخانه ها به روسپی گری نگرفت یا قضیه منشوری که بزرگترین آزمایشگاه بیولوژیک جهان با نمونه های طبیعی روی انسانهای اسیر رخ می داد یا همین آپارتاید تا چند سال پیش در قرن بیستم کجا رخ داد یا مگر هنوز بعد دویست سال برده داری سیاهان آمریکا تمام شد؟!؟!حداقل اینها را هم کمی بحث کنید بد نیست.

آیا ایران به وسیله مسلمانان فتح شد جواب بله است اما آیا به وسیله اسلام اتفاق افتاد جواب خیر است به نظر و مبنای دیگر و طبق اعتقاد شیعه آیا ایران باید فتح می شد و جنگ با ایران درست بود جواب این است که   امامین حسن و حسین توسط امام عصر به لشگر مسلمان فقط به عنوان نیروی ساده نه فرمانده ملحق شدند تا حد امکان از خرابی ها جلوگیری کنند اما اینکه آیا اقدام به زور درست بود آنهم تحت عنوان جهاد  یا آیا اعمال بعد فتح چگونه است جواب این است که امام عصر در این جنگها شرکت نکرد در ضمن پیامبر دقیقا قبل از وفات خواستار اعزام نیرو به مرزهای روم شدند سرنوشت آن لشگر چه شد؟مورد قرآنی دیگر در مورد بردگان امکان مکاتبه است که قانون مکاتبه نوع خود خری در نظام برده داری است که عملا برده داری را از هم می پاشاند حتی ازدواج دادن بردگان نیز مورد قرآن است سوره نحل قبلا هم قانون عدم حق مجبور به زنا نیز آمده بود اینگونه عملا برده به خدمتکار تبدیل می شود و قابلیت ارتقا دارد

نکته پاورقی ولی مهم اینکه برده داری نوین نیز با توجه به اصل سه چهره ی شیطان قابل انجام است و اساس آن قانون رییس و مریوس و بحث جنسی است که می تواند در مشاغل مختلف بروز کند در مورد صیغه هم اگر دو قانون اصلی جلوگیری از فساد یعنی خود خری و عدم اجبار از بین برود عین فساد است به ترجمه دیگر خانه عفاف حتی اگر فقط و فقط یک ریال توسط فردی به جز خود صیغه شونده به خاطر عمل زن دریافت شود عین مصداق برده داری است نکته اینکه ما هزینه کارت بهداشت یا مکان را می توانیم لحاظ کنیم اما شرعا حتی خود نیابتا صیغه خواندن نباید پول دریافت شود شاید شیرینی رسم بوده اما همان هم جای سوال دارد چون زیرمجموعه دین و هدایت است و نباید به عنوان منبع مادی لحاظ شود حکم دوم در این است که زن باید از بین افراد مختلف یکی را برگزیند نه برعکس که عملا خانه عفاف اینگونه نیست در ضمن این موارد نیز فقط برای قشر مفرح جامعه قابل دسترس است یک حکم دیگر نیز اینکه اگر ما موارد قرآنی همسر ابراهیم و و بچه دار شدنش در پیری و به دنیا آمدن عیسی را نشانگانی مکفی بر سوره طارق بدانیم دلیل حکم عدم نکاح برای ازدواج بعد از نزدیکی خود مقاربت است و دخول در نتیجه پوشش یا کاندوم یا حتی یایسگی و سن حتی بالای پنجاه سال نیز در اصل حکم تغییر نمی دهد و ملاک نیز در اصل همان فرزند حقیقی و طارق است و اتفاقا اصل نیز همان است نکته اینکه حتی تحقیقات روانشناسی در غرب نیز برده های جنسی که اغلب از بین مهاجران هستند این مورد را از لحاظ عاطفی اثبات کرده است شاید خیلی خوب نباشد ولی فیلم اکولایزر که به شدت جانب دارانه ساخته شده بر علیه روسیه و به شدت از آمریکاییها و جاسوس های آن قدرت امنیتی ساخته و کشورش را بهشتی دیگر توصیف کرده حتی برای مهاجرین ولی صداقت خوبی در نشان دادن نوع برده داری جدید به خرج داده است و علت اینکه اسلام با روش های دیگر برده داری را منسوخ کرد را نیز مشخص کرد-در فیلم از اول تا آخر فقط خشونت موج می زند البته قهرمان فیلم در اول پیشنهاد خریداری برده و آزاد کردنش را می دهد که قبول نمی شود-

در مورد اختلاف با اعراب نیز نمی دانم این حدیث چقدر صحیح است اما اینکه پیامبر فرمودند من از اعرابم ولی اعراب از من نیستند جواب تمام مسایل پیش آمده است البته این نکته به صراحت قابل ذکر است که اعراب و سایر نژادهای دیگر در ایرانمثل آذری های ایران به معنی واقعی کلمه با اعراب و آذریهای اطراف در همسایه از لحاظ فرهنگ کاملا متفاوت اند حتی بعد از جنگ تحمیلی ملت عراق در حوادثی مثل اربعین حسینی ثابت کردند که حقیقتا برادران ایمانی ما هستند و نباید فشار صدام و اشتباه قومی گرایی آنها را به حساب دین گذاشت در ضمن دقت کنید حدیث پیامبر در مورد اعراب جاهلی زمان خویش است که فرهنگشان هنوز تغییری نکرده است نه نژاد عرب به صرف عرب بودن منظور همان اعرابی اند که سر نوه پیامبر را به نام دین سر نیزه کردند در قرآن نیز یکبار به فردی که تسلیم پیامبر شد ولی ایمان نیاورد بود اما گفت ایمان آوردم با لفظ اعرابی اشاره کرده است دقت کنید اینجا ویژگی های اعراب از نظر نژاد نیست بلکه بحث بحث فرهنگهای اشتباه مطرح است وگرنه ابوذر و مالک هم عرب بودند و تمام امامان نیز عرب هستند و آنها که تبر بر این ریشه می زنند جز گروه تفرقه بیانداز حکومت کن نیستند اینها همان دسته ای هستند که به جای شهید خواندن شهدای حج واجب آنها را به نرفتن و خالی کردن فضای دین ترغیب می کنند اما اگر کسی از سفر تفریحی خودشان به کشورهای حامی تروریست آنهم با پولهای چندین برابر آنهم معمولا فقط برای گناه بپرسند ناراحت می شوند.

 

 

امیر حسین سوری


اسلام ناب محمدی چیست؟وقتی شما به دین و به طور خاص و کلیدی قرآن می نگرید مسایل خاصی پیش می آید که باید کمی محطاتانه تر نگریست اول اینکه قرآن هم هدایت می کند و هم ضلالت این جمله مبین و آشکار قرآن است حتی اگر ضلالت را عدم هدایت بگیریم باز بار معنایی و هدف جمله فرقی نمی کند بدین معنی که قرآن حتی برای شرور ترین افراد نیز راهکار ارایه می دهد و به گفته خود قرآن هدایت فقط در پرتو ایمان حاصل می شود اگر ما این موضوع را بپذیریم و با توجه به قسمت اول آیه آل عمران موضوعات دیگری را نیز مورد توجه قرار دهیم مثل اینکه اساسا از نظر فقهی و لغوی ما چیزی به نام تفسیر به منظور شفاف سازی قرآن نداریم چون قرآن مبین است و اگر هدف کنکاش بطون قرآن است اصل این وظیفه نیز به دست معصوم است پس باید اول این موضوع فهمیده شود چیزی که ما از قرآن می نویسیم اساسا تاویل به معنای نوعی برداشت است خواه نا خواه باید درک کنیم که ما باید تدبیر کنیم نه تفسیر طبق خود آیه عدم توجه به این موضوع و فهم روح و منطق قرآن و عدم تمسک به کل قرآن که شامل تمام روندها و تمام دستورها با هم است دقت کنید تمام دستور ها با هم است منجر به ایجاد فتنه خواهد شد بدین معنی که اسلام دو رو ندارد بلکه عدم فهم اسلام منجر به فتنه است نه نوع دیگری از اسلام مثلا در قوانین شرع به طور خاص برده داری را مد نظر قرار دهیم اینکه اسلام از جایی شروع شد که تکثیر از طریق پرچم سفیدها انجام می شد و کودکان دختر فقط به منظور بهره جنسی و کتثیر نسل زنده باقی می ماندند و زن جزو اموال مرد بود و بعد مرگ شوهر به فرزند ارث می رسید حال از بیان دیگر اشکال ازدواج معذوریم و هدف مقاله نیست این امر و برده داری حال به صورت قانونی و غیر قانونی شرعی یا غیر شرعی در دو ابر قدرت زمان یعنی ایران و روم جاری بوده و به طور خاص در ایران موارد بدتری و قوانین خاص تری موجود بوده است اما کلی در نظر می گیریم دقت کنید اسلام خود را از این نقطه شروع کرده است این یک بحث بحث دیگر اینکه آیا اسلام به معنی واقعی کلمه اسلام در زمان خود پیامبر و بعد حضرت آیا پیاده شد؟در مورد برده داری آیه نور 33 کامل تمام موارد را پوشش می دهد و طبق روایات و داستانهای باقی مانده از اهل بیت یعنی دو مورد اصلی شهربانو و حرمت نگاه به زن برده و قوانینی مثل اولویت آزاد کردن بردگان در شرع موضوع روشن می شود که جریان اصلی در اسلام نیست بعضی می گویند که اصلا برده داری در آن موقع رسم بوده و عیبی هم نداشته و هدف اسلام هم برداشتن آن نبوده اما ما می گوییم اتفاقا هدف اسلام تغییر فرهنگ است دقیقا به همان شیوه که در مقابل خمر و میسر پیش رفت یا همانطور که با فرهنگ شرک مبارزه کرد پس این استدلال مورد قبول نیست با این فهم حتی بعضی رفتارها در صیغه و متعه نیز صحیح نیست و می تواند شکل و نوع دیگری از برده داری شود و نباید استدلال در احکام را به هدف توجیح مفاسد در اسلام تلقی کرد این در مورد متعه با توجه به نحل 72 و نور 33 قابل تفسیر است که ملاک عده دخول است نه بچه دار شدن یا نشدن کسی هم نباید در قبل این ازدواج به جز خود فرد پول بگیرد و همچنین در انتخاب افراد این زن است که قبل از مرد باید آزاد باشد نه برعکس  شاید بگویید این موضوع غلو باشد ولی برای شناخت جریان منحرف می توان این طور استنباط کرد که جریانی است تجمل گرا که فساد را می خواهد با شرع توجیح کند و حکومت بر مردم را نوعی بازی تلقی می کند در مورد دوست و دشمن نیز اگر بخواهیم با قرآن پیش برویم مایده 82 طرح کلی دوست و دشمنان مومنان است و در خود آیه دلیل و برهان نیز آمده و ضمیمه دیگری نمی خواهد دو دلیل انتهای آیه جواب خیلی از مسایل خواهد بود در ضمن در مورد طرحها و شیوه های ازدواج نیز دو شیوه درون منجر به فحشا با پایه فساد در نور 58 آمده و دیگر موارد  در بقره 221 222  آمده ساختارهای انحراف در شیعه و سنی قابل مشاهده است و در هر سطحی اتفاق افتاده مثال اینکه چند وقت پیش در یک نرم افزار یک حوزه علمیه تعدادی زیادی از این موارد متشابه یکجا با ذکر متشابه بودن و حتی آوردن موارد کاملا متضاد در یک صفحه و ذکر تضاد آمده بود و این خطرناک است مثلا در آیه 221 آمده هر طریقی ازدواج صحیح نیست و حتی طبق روایات و احادیث مکروهات و واجبات و حرمات خیلی خیلی زیاد در ازدواج موجود است و اینکه قرآن در مورد ازدواج گفته در زمان خونروش از زن لطفا دور شوید متن صریح است و کلا از امر جنسی پرهیز شود البته طبیعی آیه است که بحث شامل روابط اجتماعی نشده و برعکس الویت پس از رفع مسایل جنسی در این برهه ایجاد فضای آرامش برای زن است تا بعد از تطهیر خیلی خیلی ساده.نکته جالب اینجاست که اگر خیلی از موارد و طرحهای کلی آیات را نبینیم با بعضی استدلالهای خیلی غلط حافظ کافر می شود سعدی انحراف دار جنسی می شود حلاج جادوگر قلمداد می شود و خیلی از موارد دیگر که کم نیستند و امروزه نیز در مورد برخی افراد به دلیل اعتقاد و دانش در مورد علومی مثل فلسفه و علوم غریبه و نوع نگرش به موسیقی وارد می شود .خط بال اسلام ناب محمدی و شیعه همان گذشته سرخ است و آینده سبز و تغییر ناپذیر است

یک بازی دیگر در واژه اسلام رحمانی در تفسیر الرحمن الرحیم است که رحمن نسبت به تمام موجودات حتی کافر و شیطان است اما رحیم فقط به مومنان است اتفاقا در اینجا اگر قصدمان خیر باشد باید اسلام رحیم معرفی می شد که قبل از آن رحمن بودن را نیز داشت

یک بحث دیگر نیز که شاید سنگین باشد این است که قرآن هدایتگر است اما کتاب هدایت نیست یعنی قرآن کتاب ذکر است و یادآوری و به راه پایدارتر هدایت می کند دقت کنید پایدارتر یعنی اقوم و در قاعده کلی نیز هدایت در پرتو ایمان است حال ایمان در وجود هر نوع و هر مسلکی که می خواهد باشد حتی ستاره پرستان که از آیین الهی پیامبر خویش تا شرک و بت پرستی کامل وارد شده اند یک نظریه هم در این مورد وجود دارد که اسلام برده داری را شرعی کرد و بعد با آن مبارزه کرد  در اسلام بنیانی ترین سازمان خانواده است و تنها سازمان رسمی نیز پیوند خویشاوندی و به نوعی قبیله-پدر بزرگ پدر پسر-است و مبارزه نیز باید در این سازمان انجام شود اساسا در شیطان شناسی اصلی ترین چهره چهره رحمانی بدون رحیم بودن شیطان که خود حارث و نگهبان کتاب بوده است است اهمیت دارد یادمان نرود اسلام حقیقی با برده داری مبارزه کرد نه اینکه با مشروعیت بخشی به آن هدفش گسترش آن باشد این موضوع دقیقا یک نقطه عطف و تیغ دولبه و پرتگاه فتنه است نکته دیگر در مورد فتنه که بازهم به آن اشاره می کنیم این است که تفسیر بطون آیات قرآن فقط و فقط و فقط متعلق به معصوم است و لاغیر در زندگی اجتماعی بشر حتی برای تفسیر کتابی مثل قانون اساسی کشورها مرجع در نظر می گیرند آن وقت قرآن همینگونه رها شده باشد؟اما حقیقتی دیگر در مورد فتنه اینکه بدون غرض شخصی اینکه اولین آیات قرآن در مورد خواندن و نوشتن بوده و عملا اهمیت سواد و اینکه اگر پیامبر مفسر قرآن بوده اند تفاسیر و صحبتهای ایشان در جامعه سوزانده شد و ایشان شروع کننده تغییر در نقطه صفر بی سوادی و جاهلیت محض بوده اند فتنه نه بعد از مرگ ایشان بلکه حتی در حیات ایشان حضور پررنگ داشته است تنها خط سیر منطقی فقط و فقط ولایت مداری براساس قرآن و خواست پیامبر است همین و بس در ضمن در موارد دیگر قرآن مثل بحث گروگانگیری و یا کتک زدن زن دقیقا همان جوابها کافی می باشد در قرآت اولین داستان از لحاظ زمان داستان شروعش با شیطان است و سپس اگر روند داستان ها در قرآن و پیشگویی های پیامبر و امامان را ادامه دهیم تا زمان گردن زدن شیطان ادامه پیدا می کند پس  ماجرا اصلا شوخی نیست و شاید از نظر معرفتشناسی توحیدی شناخت جایگاه و روش عملکرد شیطان جزو مهمترین بخشهای دین باشد در رابطه با فتنه مهمترین اصل انتقال هدایت است و سعی در به راه آوردن مگر زمان دست به شمشیر شدن که دیگر فقط قتال راهکار است در ضمن اولویت نیز اول سران فتنه است نه یک مشت مردم خام

یک پاورقی مهم اسلام دارای بدنه ی زنده است یعنی نمی توان بخش بخش نمود و جداگانه استفاده کرد اتفاقا اگر هر زمان این کار انجام شده بیشتر در محکمات نیز افتاده نه موارد متشابهات هرحکم اسلام جزیی از بدن است اگر این اشتباه تفکیک را دچار شویم نفاق ایجاد می شود البته این به معنی عدم استفاده از مطالعات و دانشهای دیگر ادیان مذاهب دانشمندان و سایر علوم نیست بلکه خود دین میزان و روش برخورد را نیز مشخص کرده و در آیات و احادیث کاملا مشخص است مثل کسب دانش از چین که دور بود کافر بود ولی پیشرفته یا مبین که می گوید ببین چه می گوید نمونه قرآنی نیز بحث جدایی ایمان از اسلام در داخل خود دین اسلام و وجود شرع و منهاج در آیات قرآن و اینکه بهترین دوست مومنان با دلایلی نصارا هستند که آنهم بحث پذیرش حق آنهاست و اینکه اگر کسی مسلمان مسیحی یا حتی ستاره پرست باشد ولی مومن ترس و ناراحتی ندارد  قرآن بزرگترین دوستان و دشمنان مومنان را معرفی کرده و در ضمن در قرآن از اصحاب اعراف یاد شده است و این نکته ی خیلی مهمی است در مساله عاشورا نیز جمله معروف اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید ناظر بر این بخش معرفت دینی است براین اساس اگر اسم خیابانی به نام گاندی یا چگوارا یا هر آزادمرد مبارز دیگری شد باید به این موضوع افتخار کرد نه اینکه با آوردن بعضی تعصبات و عصبیت های دینی بحث اصلی را منحرف کرد این مسایل در دیگر مسایل نیز وارد است مثل تلاشها و اختراعات  واتسون یا علوم دیگر مثل فیزیک نوین هاینزبرگ و انیشتین و حسابی یا علوم پزشکی پاستور و مثالهای فراوان دیگر دقت کنید اگر ما فکرمان را بخواهیم با فکر امام خامنه ای دامت برکاته حداقل نزدیک و واقع بینانه کنیم باید با حتی ویکتورهوگو را به عنوان یک حکیم بپذیریم و کتابی مثل بینوایان و سایر کتب ایشان را به عنوان حکمت بپذیریم دقیقا ایشان همین خط مشی را نسبت به فردوسی طوسی نیز دارند.و ما نیز باید با همین خط مشی پیش برویم و دنبال اصالت و اصل برویم و ایمان را مد مظر خود قرار دهیم و حق جو و حنیف باشیم و ارزشهای نفسانی و روحانی را ببینیم.


دقت کنید به عنوان کلیدواژه در حالت کلی فقه پویا یعنی عقل سلیم در پرتوعلوم وحیانی این گونه است که عقل و قرآن و سنت و اجماع با هم باعث دستیابی به اجتهاد می شوند و امانت در آن لحاظ می شود.کلماتی مانند فقه سنتی پ فقه بشری بیشتر بازی با کلمات اند و اصالت هم ندارند و البته خوشانید آمریکایی ها هم هست و هردو مصداق تحجر و بدعت اند و از طرف امثال اللهیاری  ها و شیرازی ها و مصدق ها کارآیی و ماهیت خود را نشان داده اند.دقت کنید مسایل بالا راه صحیح را از ناصحیح به طور سبکی کاملا مشخص می کند.و به هر میزان از این سبکها جدا شد و راه خودمان یعنی فقط عقل در پرتو وحی را دنبال می کنیم.با هم.نمی دانم چه ربطی دارد اما این دو نوع فقه با وجود ناسازگاری ظاهری-سنتی و بشری-با هم سازگازند اما با فقه پویا مشکل دارند.با اینکه علی الظاهر فقه پویا حد وسط این دو نوع فکر است اما در حقیقت با توجه به اصول فکری کاملا از آنها جدا و بیگانه است.

فقه پویا همان اصالت فقه جعفری را دارد.همان خط شیخ مفید و شیخ بهایی و امام محمد غزالی و امثالهم است و بحث اسلام هم هست و نه شیعه و سنی و با دید واقع بینانه و قرآنی خط تمام پیامبران الهی و میراثی گرانبها است



ضمیمه:جدیدا و بیشتر در سمت عراق و شام با کلمه اسلام مکی و اسلام مدنی مواجه شده ایم که از زبان بعضی روحانی نماهای حتی شیعه بر زبان رانده می شود بیایید کمی به این موضوع این بنگریم تا ببینیم واقعیت ماجرا کجاست بیایید اول یک واقعیت تاریخی که مربوط به شیعه و حتی اسلام نیست را بیاوریم و ارتباطش را بحث کنیم

در دو کشور ایتالیا و آمریکا برای مبارزه با مشروبات الکی اقدام ملی و قانونی شد اما در ایتالیا به خاطر ضعف و فساد سیستم پلیسی و قضایی و مافیایی این عدم قانونی بودن نه تنها باعث کاهش بلکه باعث گرانتر شدن بازار شد اما در آمریکا این قانون با تصویبش جنگ الکلی را راه انداخت چون سیستم به نسبت و نه کاملا قوی تر بود و بحث عمومی جامعه نیز مخالفتر. اما اینجا هم شکست خورد

حالا برمی گردیم به اسلام و اینکه در دین از ابتدا حلال محمد(ص) حلال بوده و حرامش هم حرام دقیقا در مورد مشروبات این سیر وجود دارد یعنی حلال حرام نشده بلکه در سیری منطقی و با توجه به فرهنگ هدف شارع اجرا شده این در مبانی توحیدی نیز ملاک است و اساسا خدا در ابتدا و انتهای قرآن در سیر نزولی هیچ تغییری ندارد و از اول تا آخر قرآن ما تضادی هم نداریم.این یک بحث بود بحث دیگر پیرامون این است که بعضی ادله می آوردند بعد حضور حضرت در مدینه جنگها شروع شد و قبل از آن جنگی در کار نبود و خونی هم ریخته نمی شد.یک سوال اساسی اینکه بیشترین تعداد شهدای شکنجه ی صدر اسلام چه زمانی بودند؟!؟برای مثال شهادتهایی از جنس سمیه و یاسر در چه زمانی بود در ضمن پیامبر نوعی تقیه انجام ندادند بلکه نوع تبلیغ نسبتا مخفی را در ابتدا و آرام آرام و با تغییر سطح اقدام کردند و کمی با تقیه متفاوت است که جای بحث دارد 

از دید دیگر هم یک بحث اساسی وجود دارد که اینها دسته ای هستند که حکومت اسلامی را مشکل و عامل دردسر می دانند دلیلش این است که دوست دارد آیات را بیشتر اخلاقی ببینند تا احکامی چون در اخلاقی ما یک معذرت خواهی داریم اما در احکامی، قصاص و دیه و از این جور چیزها مطرح می شود و این سیر تبدیل اخلاق به احکام در مدینه النبی کامل تر شد دقت کنید از اول هم بود بلکه نظام مند تر شد و اساس آن هم پیدایش مسجد بود .اگر اینها را ول کنیم به محل ذکر نام خدا هم گیر می دهند.که البته واقعا هم داده اندو البته قرآن نیز می فرماید که ظالم تر از اینها که نمی خواهند صدای ذکر خدا بیاید کسی نیست.البته در همان ابتدا هم مسجد ضرار را پیامبر خراب کردند و از همان ابتدا بحث نفاق به دلیل وجود قدرت در اسلام وجود داشت اما این موجب نفی قدرت نیست و اساسا قدرت محض ناشی از قدرت الهی است و فقط آن واقعی است که حتی اگر کسی یاریش نکند بازهم خداوند ابابیل را دارد و اگر هم کسی کمکش کند به خودش کمک کرده و درعین حال توانایی نبرد ده برابر را پیدا می کند.باید مراقب بود اسلام از گردنه ها درست عبور کند و مراقب باشیم سر امام حسین (ع) را سر نیزه نکنند و علی (ع)نیز تنها نماند.حقیقتا کسی هم که واقعا دنبال آبادانی دنیا و آخرت و قدرت طلب و جاه طلب و از همه مهمتر زیباشناس و محب باشد دنبال این خاندان باید برود.مورد دیگر بحث اسلام حسنی و اسلام حسینی است که باید بگوییم اینها اختلاف در اصل اسلام نیست بلکه تفاوت در راهبرد و روش است و در ضمن خود امامان معصوم نیز دلیل این تفاوت را گفته اند اول اینکه دلیل صلح مشروط حفظ جان بوده و دیگر اینکه دلیل قیام نیز حفظ اسلام و شریعت جد و اصلاح امور و امر به معروف و نهی از منکر بوده پس مابقی تفاسیری که با این اصول خود امامان معصوم تضاد داشته باشد دروغ محض و تفسیر نابجا و تاویل و سو استفاده است نظر تفاوت عمل کرد آیت الله بروجردی و امام خمینی نیز نشان از تفاوت عملکرد است و دلایل خود را دارد یکی حفظ حوزه را در برنامه داشت و دیگری که محصول حوزه است وظیفه انقلاب و ایجاد ساختارهای اولیه حکومت اسلامی یکی سید حسنی است و دیکری سید حسینی و امروزه نیز ما باید پشتیبان علم و عملی حکومت علوی برای رسیدن به آرمان مهدوی باشیم و پشتیبان ولایت. و راه حل اهداف بلند مرتبه نیز در جهان از همین رویه شکل می کیرد.یک مثال دیگر قرآنی یوسف پیامبر است در اینجا یوسف (ع) تا آخرین لحظات به امانت پایبند وبودند و خیانت نکردند حتی ازدواج ایشان با زلیخا در ادامه بازهم براساس امانت خواهی است و یوسف تغییر نکرد.

اگر هم بحث امکان ایجاد نفاق را بدهند خب می توان بحث ریا تقیه و بحثهای مبنای خداشناسی توحیدی و امانت خواهی را مطرح کرد و اساسا پیرو قرآن باشیم نه تاویل کننده ی آن و احادیث را نقل کنیم و نه کتاب سوزی.

پدران امت مشخص اند.خانواده پاک بدون رجس مشخص است.خانواده ای که باید به ایشان محبت شود مشخص است.راکعون مشخص است.اینکه چه کسانی مفتاح علم غیب اند مشخص اند.اینکه حتی ولی به معنی دوست هم باشد پس دوست پیامبر هم مشخص است دوستی ای که به خاطرش همه ی کاروانها باید بایستند و همه بیاند این دوستی را به شخصش تبریم بگویند و برایش شعر بگویند.اینها با هم صبر و صلاه اند و اگر از ولایت دور شویم از هیچ گردنه ای عبور نمی کنیم.همین قرآن خط مشی است و اگر گفت زنان پیامبر ام المومنین بدون شک حضرت عایشه(ع) را نیز که قضیه افک و رد ناپاکی ایشان از زبان قرآن مطرح شده است از جمله ی مادران مومنین هستند و رفتار حضرت علی(ع) در انتهای جنگ جمل الگوی رفتاری ما با ایشان است.این یعنی شیعه و محب اهل بیت بودن. البته در مورد دختری که مادر پدرش است و همسر امیر المومنین و دو نگین سبز و قرمز به گوشش آویخته چه بگویم.

یک نکته اساسی در خطبه فدکیه که خواندم و به نظرم جالب بود اینکه ایشان اعلام کردند شما هرکاری از دستتان برمی آید بکنید ما هم هر ماری از دستمان بر بیاید دریغ نخواهیم کرد و این یعنی حضرت زهرا(س) هنوز هم حتی همین حالا مادرمان اند و مادری می کنند و امامان معصوم جایگاه دارند واقعیت هم همین است اکر کسی کرامات را انکار می کند برود طبس و همه چیز را ببیند در ضمن ایشان در ادامه تاکید کردند که رحنت در خاندان ایشان است.دیگر بقیه اش و انتخاب با خودتان.


امیر حسین سوری