سخن تازه ی عاشقانه

love is when you find yourself and spend every wishes on him

سخن تازه ی عاشقانه

love is when you find yourself and spend every wishes on him

۴۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خدا» ثبت شده است


یک اعتقاد مهم در باب توحید و شیطان شاید این مورد مطرح شود که سطح توحید شیطان کامل است این موضوع اشتباه است شاید در باب توحید نتوان شیطان یا شخص ابلیس را در حیطه مستقیم کافر فقهی منافق یا در کل مغضوبین قرار داد اما در حیطه ضالین است و عشق الهی ندارد اگر توحید را به رحیمیت و رحمانیت تقسیم کنیم که رحیمیت شمول است در سطح رحمان علم صرف مطرح است شاید خدای گرگ و چوپان یک خداست اما مهربانی خدا شامل هردو نخواهد شد در ضمن در سوره ی جن اشاره شده که اجنه بزرگ سابق و سفیه حال در اندیشه خودشان را پس از تحول و فهم پیامبر دارای اعتقاداتی دروغین و اشتباه درباره خداوند توصیف کردند که بقیه اجنه را گمراه می کرده است در ضمن یک حدیث دیگر در مورد شیطان این است که عالم ترین موجود هر عصر بعد از امام زمان هر عصر شیطان است این موضوع تایید دیگری بر این موضوع است در بحث شُرور موارد دیگر در مورد شیطان را بحث خواهیم کرد

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۴ ، ۰۹:۳۶


سطح تسلیم و ایمان در اسلام

جدایی سطح تسلیم و ایمان به صراحت در قرآن آمده چرا که اعرابی ایمان نیاورده بود بلکه تسلیم شده بود سطوح اصلی عبارتند از اسلام(تسلیم)،ایمان،تقوا،اخلاص آیات مربوط به هر سطح نیز کاملا مشخص است جالب اینکه قرآن به صراحت این موضوع که مومن چه مسلمان چه مسیحی چه صائبی باشد نه ناراحتی دارند و نه ترسی و اینکه در قیامت به آنها امتیاز داده می شود صراحت دارد جالب اینکه بهترین دوست مومنان مسیحیان اعلام شده اند چراکه پایه کاری آنها سطح اسلام است و در صورت اضافه شدن هر مرحله ایمان ویژگی آن را بروز می دهند نه ریا اگر اسلام بر مبنای عملکرد ایمان باشد اما دارای این درونمایه نباشد ریا و تظاهر ایجاد می شود و در موارد خطرناک ماندن در ظاهر دین را در پی دارد که می شود همان جمله معروف اسد آبادی که در غرب اسلام ندیدم اما مسلمان دیدم اما اینجا اسلام دیدم اما مسلمان ندیدم مواردی مثل حجاب بر اساس ایمان درک می شود بدین معنی که یک بی حجاب بد نیست و حتما دنبال فساد نیست اما اگر یک خانم حجابی ظاهری داشته باشد و به دلیل عدم فهم دین به شدت آرایش کند و به دلیل اینکه ایمان را نفهمیده و فکر کند به جز ایمان تسلیمی وجود ندارد دست به آرایش غلیظ می زند و رفتار سطح شرک و کفر را شروع به انجام می دهد و حتی دشمن سطح ایمان می شود  البته این هم اشاره شود حتما بدحجابی مخالفت با ایمان نیست گاهی عمان تقید نسبی به سطح ایمان باعث امیدواری یا تعهد جدا نسبت به بحث ایمان است و شاید دلایل دیگری مثل عدم توجه به نیازهای بنیادین مثل ازدواج بازهم اشاره شود که در اینجا مخالفتی با ایمان نیست و بیشتر و تقریبا همیشه در اثر بی توجهی والدین به بحث ازدواج فرزندان اتفاق می افتد و این کم شدن ها دلیل بر بی ایمانی نیس و همین تقید درونی به ایمان حجاب و نماز اصل ذات را مشخص می کند و باید زودتر برای حل مشکل به طور بنیادین اقدام کرد و نمی توان صورت مساله و نیاز را با نادیده گرفتن حل کرد بلکه بدتر می شود  یادمان نرود درست نیست به این گونه اشاره شود اما حجاب و نماز بدون بحث خانواده امانت و ولایت مداری یکی از مدلهای منافقین یعنی همان مجاهدین خلق می شود که حتی زن با حجاب کامل خواننده هم می شود .نماز در سطح ایمان تعریف می شود نه اسلام حجاب بر مبانی موارد ارتباطی با خداوند معنی می یابد همان سه طریق حرف زدن بنده ی خدا با خدا .نماز نیز اثبات این موضوع است که حجاب در نماز واجب است در هر شرایطی حتی تنهایی سه مورد نیز قابل توجیه است زن بخشی از نعمت الله است دقت کنید بعد اول حجاب ایمان است و بخش دوم آن در تقوا و مراقبه بحث می شود 

سطح ایمان عقاید خودش را بر اساس اصول دین می طلبد

آفرینش و کلید واژه ها

عالم شهود و عالم غیب

ماهیت خلقت انسان براساس وجه شهود داروین DNA و غیب شامل ذرع الست و نفخ روح

ماهیت رشد کودک و مراحل رشد که شامل روح هم می شود قوانین سقط جنین و قتل

زنده بودن براساس باز بودن چشم دل نه ظاهر: شهدا زنده اند و روزیشان نزد خداست همه بعد مرگ معنی زندگی را می فهمند

 

 

یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه

و لا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربّهم یرزقون

من به نماز عشق می ورزم دنیای ایمان دنیای نمازه نماز جامع تمام حقایق ایمان است پس با خدا حرف بزن تا خدا هم باهات حرف بزنه تمام راز توی نماز ظهره که امام حسین حاضر نشد ترکش کنه

کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند خداوند آنها را در پرتو ایمانشان هدایت می کند،از زیر قصر آنها نهرها،در باغهای بهشتی جریان دارد.

سوره مومنون

مومنان رستگار شدند1آنها که در نمازشان خشوع دارند2و آنها که از لغو و بیهودگی رویگردانند3و آنها که زکات را انجام می دهند  4و آنها که دامان خود را از آلودگی به بیعفتی حفظ می کنند5تنها آمیزش جنسی با همسران و کنیزانشان دارند که در بهره گیری از آنها ملامت نمی شوند6و هر کس غیر این طریق را طلب کند تجاوز گر است7و آنها که امانتها و عهد خود را مراعات می کنند8و آنها که از نمازها مواظبت می نمایند9( آری)آنها وارثانند10که بهشت برین را به ارث می برند،و جاودانه در آن خواهند ماند.11ما انسان را از عصاره ای از گل آفریدیم12سپس آن را نطفه ای در قرارگاه مطمئن(رحم) قرار دادیم13 سپس نطفه را به صورت علقه(خون بسته) و علقه را به صورت مضغه(چیزی شبیه گوشت جویده) و مضغه را به صورت استخوانهایی در آوردیم،از آن پس آن را آفرینش تازه ای ایجاد کردیم،بزرگ خدایی که بهترین حلق کننندگان است!14....ما بر بالای سر شما هفت راه(طبقه)قرار دادیم،و ما از خلق (خود)غافل نبوده و نیستیم.17

سکینة

توبه 26 سپس خداوند سکینه خود را بر رسولش و بر مومنان نازل کرد،و لشکرهایی فرستاد که شما نمی دید و کافران را مجازات کرد و این است جزای کافران!-همسر می تواند به راحتی مایه سکینه شود آرامش و آسایش نیز با هم متفاوت اند

توبه 40

فتح  4 او کسی است که سکینه و آرامش را در دلهای مومنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان افزوده شود،لشکر آسمانها و زمین از آن خداست،و خداوند دانا و حکیم است

 

آثار ایمان

ایمان به خدا عبارتست از باور قلبی نسبت به خدا.در قرآن کریم غالبا ایمان به همراه عمل صالح آمده است.برخی از آیات قرآن نیز نتایج و آثار ایمان را بیان می کنند.به مواردی از آثار و ثمرات ایمان می پردازیم:

-ثبات و پایداری در راه حق1

2-هدایت به راه راست

3-یاری خداوند

4-آمرزش و پاداش خداوند

5-روزی ارزشمند

6-پذیرفته شدن در میان صالحان

ویژگی های مومنان

1-صدق و راستی 2-اقامه نماز و انفاق3-توکل4-آرامش در پرتو یاد خدا5-تبعیت از حق6-جهاد در راه خدا7- تحت ولایت خدا

وظایف فردی مومنان

1-خودسازی2-ایمان راستین-تقویت ایمان و شاخه های ایمان3-بندگی خدا4-روزه5-پاسخ به دعوت خدا و رسول برای پذیرش زندگی حقیقی6-دوستی نکردن با دشمنان خدا7-تقوا8-عمل به وعده های خود

وظایف اجتماعی مومنان

1-قیام برای عدالت اجتماعی2-انفاق3-امر به معروف و نهی از منکر4-پرهیز از حرام خواری5-پرهیز از سوء ظن

 

درون مایه ی ایمان

و الله جعل لکم من انفسکم ازواجا و جعل لکم من ازواجکم بنین و حفده ورزقکم من الطیبات افبالباطال یؤمنون و بنعمت الله هم یکفرون نحل 72

آناتومی روحانی

شامل هفت لایه بر روی بدن است که هر کدام نظامی از بدن را نیز تحت کنترل دارند.از اماره تا مرضیه اعتقاد به آفرینش بر اساس آفرینش الهی از ابتدا یعنی نطفه علقه مضغه استخوان و سپس آفرینش تازه یعنی دمیدن روح نکته روح همه جا منظور روح من امر الله نیست بلکه لایه های لطیف بدن انسان است لایه های اطراف بدن انسان از اماره تا مرضیه بعد مراحل بعدی روحانی و ازدواج درونی مطرح می شود تا مرحله هفت لایه سطح تسلیم است اما با تولد نوزاد نورانی ورود به لایه های بعدی و همچنین عوالم دیگر شروع می شود و سطح ایمان از نظر عرفانی در این سطح تعریف می شود یعنی رسیدن به حقیقت لایه هفتم و فهم مرضیه

 

نماز

در نماز مسایل علمی و اصول را طلب کنید تا بفهمید نماز سطح ایمان را دارد و سوره های خوانده شده بعد از حمد یعنی خدایا کمکم کن تا این آیات در من تجلی یابد و من خدایی شوم و من آیات را درک کنم این روش کلی ابن سینا نیز بوده است در کل در دو حالت انسان باید بیدار باشد و روشن بینی و خواستن را تجربه کند یکی نماز دیگری خواب همان خواب بیدار

خانه

در سطح ایمان خانه ی زندگی بشر مسجد است جایی که ذکر خداوند در آن انجام می شود.

 

دلایل دستورات دینی

در انجام دستورات دینی دلایلی هست که با گذشت زمان بیشتر به استدلالهای علمی آن پی می بریم اما حال وقت آن نیز رسیده است که علوم دین پایه خود راهکاری برای رسیدن هرچه سریعتر به اهداف شود

دلایل نجاسات با توجه به تنعمت الله و نماز خواندن بحث می شود

حجاب با توجه به نماز و حرف زدن با خدا معنی می یابد و در سطح مستقر ایمان است حجاب مصونیت نیز به فرد می دهد حجاب زن مایه ی آرامش اوست و دقیقا یک دفاع در برابر مریضان قلبی است چراکه یک فرد با ایمان خیلی بیشتر مورد حسد عنودان بدگهر قرار می گیرد

سلام فرستادن بر حسین هنگام آب خوردن بر آب و حتی شکل بلور تاثیر دارد در انتقال پرانا نیز آب یکی از بهترین اشکال حفط و انتقال انرژی است

روزه در استفاده و پاکسازی بدن از انرژی ها و مواد قدیمی اهمیت دارد

نکته در طبع های گوناگون نیز میزان نیاز به انجاک اعمال عبادی متفاوت است در حالت کلی بیشترین وابستگی طبع به جنس و سن است و فعالیت فرد چه کمی و چه کیفی همچنین محیط زیست او

سطح

 

ای کسانیکه ایمان آورده اید از خدا بپرهیزید و سخن حق و درست بگویید70 تا خدا اعمال شما را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد،و هرکس اطاعت خدا و رسولش کند به رستگاری(و پیروزی)عظیمی نایل شده است.71ما امانت(تعهد،تکلیف،مسوولیت و ولایه الهیه)را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم آنها از حمل آن ابا کردند و از آن هراس داشتند،اما انسان آنرا بر دوش کشید!،او بسیار ظالم و جاهل بود(قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد).72هدف این بود که مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک(صفوفشان از مومنان مشخص گردد و آنها)را عذاب کند و خدا رحمت خود را بر مردان و زنان با ایمان بفرستد خداوند همواره غفور و رحیم است73 احزاب

کلیت بحث از ابتدا بر اساس دفع شهوت است اگر عقل شهوت را بگیرد و یا شهوت اختیار عقل را.در نظام کفر نظام کودکانه حاکم است بحث مبانی جنسی همان روش خود ارضایی است اما این بار یا با همسر یا با همجنس در انتها نیز لواط است در شبکه منفی ارتباط با نامحرم نامحدود و لباس برهنگی  و نشاندهنده ی بدن در نواحی خاص پوشیده می شود ملاک به طور کلی افزایش شهوت است حتی اگر برای دغع شهوت زن مرد دیگری در کار باشد یا بخواهیم برای دفع شهوت از روشهای شیمیایی و غیر طبیعی استفاده کنیم مثل لارجرباکس در نفاق قلب مریض است حتی نوع آرایش ها نیز شیطانی خواهد بود نه بر اساس اصول زیبایی شناختی در ظاهر تمایل به ایمان ولی در باطن دورویی و ریا حاکم است خانواده را تهی می کند در شرک ظاهر و رفتار آمیخته می شود با عمل کفر آمیز در شرک رابطه ی با همسر علی رغم رفتار های صحیح در مسیرهای غلط نیز جریان می یابد یعنی هم خر هم خرما مثلا بگوید برای افزایش میل جنسی برای رابطه با همسر فیلم مستهجن ببینیم یا برای ازدواج درون بخواهد از عکس های پورنو استفاده کند دو سطح نفاق و شرک کاملا کفر نیستند در حقیقت کفر وقتی است که واقعا امکان رفتار صحیح نیز نباشد پس به طور کلی همجنس بازان در این سطح قرار می گیرند در سطح ایمان راهکار رضایت جلب محبت است و حتی انجام اعمال جنسی با رضایت همسر و اختیار او با نماز و روزه می توان از فحشا و منکر دوری نمود نماز تعهد به تمام ایمان هاست نباید در یک بخش ایمان سکون کرد بلکه باید در شاخه های دیگر ایمان نیز فعالیت نمود در ضمن در عرفان چه قدرت چه عرفانهای دیگر بالاخره بروز می دهد پس چه بهتر که با روش صحیح پیش برویم

تبصره   اصلاحیه برای تعریف سطح مشرک به دو طریق یک اینکه عین ازدواج اوپن شاید شرک محسوب نشود اما با توجه به مسایل درکی عین فساد باشد دقت کنید منظورمان هم زمان و نوع ازدواج بدون لباس یا لارج سکس است البته اگر نظر آیه تفاوت بین زیبای مشرک با معمولی مومن را بپذیریم و ترکیب با نور 58 کنیم این حالت عین شرک است یعنی حتی شاید عشق و لذت کاملا واقعی باشد اما نتیجه ای ندارد دقیقا مثل زلیخا از نظر کلی بازیگران آنهم آنهایی که پورنو بازی می کنند حالا در هر سطحی این عین شرک است جنبه بعدی اینکه جامعه زمان پیامبر مشرک بوده نه کافر و همچنین بت پرست شاید اینکه انسان با وجود انسان بودن از روش ازدواج سایر حیوانات مثل شیر یا سگ بهره ببرد یا موارد ملعون آمده مثل خودارضایی یا لوازم امروزی بت شده مثل همسر برقی مصادیق شرک باشد گفتیم دو آیه اصلی در سوره نور همه چیز را در روابط زناشویی مشخص کرده سخت ترین کار در این مثال کار یوسف بود کلیدواژه ها در اختیارتان هست خودتان قضاوت کنید

 

مجاز

دنیا از نظر عرفا مجاز است این به معنی غیر واقعی بودن نیست بلکه یعنی این عالم انعکاس حقیقت است در برابر حقیقت یا تسلیمی یا به آن ایمان می آوری این یعنی زنده ای.روح انسان بر جسم انسان سوار است عناصر اربعه ظرفی برای زمان و مکان اند-عصر و اتر و در حالت کلی تر نور-پس هر بحث روان تنی یک اصل روحانی دارد.اصل بدن انساس و کالبد او کالبد امانتی است و اگر لازم باشد ماهیت افراد دقیقا با بدنشان مطابقت پیدا کند حتی می شود یک قوم را به بوزینه و خوک تبدیل کرد.وقتی از مجاز حرف می زنیم یعنی این جهان و عالم شهود بازتاب عالم غیب است اگر از وجود خودمان حرف می زنیم به امانت هم توجه کنید خانه ی شما فقط خانه نیست کمی هم به مسجد و محل راز و نیاز نیز بیاندیشید اگر آناتومی پاس می کنید درباره هفت لایه روح و ترتیب و شکل و چیدمان آن نیز تحقیق کنید اگر می گویند بیوشیمی کمی هم درباره ی ماهیت نور  و انرژی اطلاعات کسب کنید اگر گفتند فیزیولوژی بروید بپرسید در سطح آلفا چه می گذرد علت خواب دیدن چیست اگر فرزندی به دنیا آمد معنی آزمایش بودن آن را درک کنید طارق اصل است افرادی هستند بدون فرزند حتی همسر اما طارق دارند اما بعضی همسر هم دارند اما طارق ندارند میزان رضایت حقیقی در انسان مربوط به کدام است همین حالا میل به علوم غریبه و معرفت و دین و ایمان در جوامع به اصطلاح پیشرفته بیشتر شده است چرا که آنها فهمیده اند رضایت حقیقی انسان فقط در طعام نیست در مقابل طعام شعور است رزق است  اینکه شهید زنده است واقعا یعنی چه؟چرا تحقیق نمی کنیم

امانت

حقیقت وجودی انسان است و همان روح خدایی خمیرمایه ی آن است انسانیت ملاک است و با توجه به رابطه ی با همسر و درک خدایی بودن ازدواج است نه نفس انجام ازدواج بلکه اهداف متعالی ازدواج انسان در بهترین تقویم آفریده شده و شایسته جانشینی خالق است اگر انسان باشد.بر اساس عدم درک امانت و رعایت آن فرد می تواند حیوان و پست تر از حیوان باشد.تمامی حیوانات حرام گوشت و گوشتخوار دارای مشکلات امانتی اند و خوردن آنها و تجزیه ی روح آنها همان تاثیر را در انسان دارد یک خروس ساده با خوردن گوشت جنگی می شود انسان نه نکته اینجاست که خوردن حرام گوشتها مشکل دارد نه حلال گوشتها بحث وجود عقل در انسان همراه با شهوت مطرح است.

رفتار

 

مومن از گذشته ناراحت نیست بلکه عبرت می گیرد و از آینده نمی هراسد بلکه به آن امید دارد چون در آن آینده ی خدایی را می بیند مومن ظوری برنامه ریزی می کند گویی تا ابد زنده است طوری زندگی می کند گویی فردا می میرد در خال زندگی کردن و درک موقیت حال خیلی مهم است یکی از مشکلات سینما ایجاد تشتت افکار است و همچنین وارد آوردن اضطرابهای تحمیلی

مومنون رستگاران اند نماز و زکات-زکات همه جانبه چه روزه چه مال و چه دانش-عفت حفظ امانت آمیزش جنسی محدود تنها  با محرم و نه طلب ماورای آن

نون والقلم و ما یسطرون

خداوند آیا بیکار بود اینهمه درباره بهشت و جهنم و حتی ریز جزییات آن بحث کند آیا خدا بی هدف نوشته ها را آورده یا داستانهای قرآنی را اینکه اینهمه از موسی حرف زده بی خود و بی جهت بوده است اصلا ما در قرآن معجزه داریم هیچ جا معجزه نیامده بلکه آیه به معنی نشانه آمده آیا ما نباید پیامران و روش زندگی آنان را الگو قرار دهیم چرا من موسی ای دیگر نباش نباید درس بگیریم استنباط کنیم و خود را ببینیم آن گونه که هستیم هدف خداوند از اینکه اینهمه داستان آورده چه بوده آیا تجسم خلاق آیا معنی ندارد آیا نمی توان پیامبر شد و بهشت را خلق کرد آدمای بهشتی توی بهشت زندگی می کنند  سطح زندگی بهشت راضیه است در این دنیا مرضیه عمل می شود پس بهشت رو بساز به هر قیمتی که شد بزرگترین بخش بهشت هم اول خودتی که باید بهشتی بشه اونوقت که واقعا تو هم یک ملت می شی برای ملتهای دیگه باید ذهن را ساخت در حالت کلی وقتی درون مایه داستانی بر اساس پیامبر شدن باشد و خود را نعمت اللهی حقیقی کرد-نحل 72 و طارق و نور 33 و توحید-قصه ها به واقعیت می رسند قصه های خدایی را دنبال کنید و خودتان را بیابید شخصیتهای داستان و حقایق آنها در فرد بروز خواهد کرد قصه های قرآنی را تا زمان رسیدن به بهشت برای خودتان دنبال کنید و خودتان را دست کم نگیرید نکته زندکانی بهشت در سطح راضیه است نه مرضیه پس در اینجا باید بهشتی شد اصول مرضیه در این جهان است که معنی پیدا می کند

فن برنامه ریزی شخصیتی و روحی بر اساس ساخته شدن روح انسان بر اساس اندیشه هایش است زندگی شما محصول اندیشه وبرنامه ریزی ذهن شماست اساسا رضایت نیز یک امر درونی است شما باید بر اساس دلایل و برنامه ریزی دقیق عمل کنید در مورد طارق وقتی شما با سبک بهشت عمل می کنید و بحث تجسم خلاق با علم به اینکه در روح شما چه اتفاقاتی خواهد افتاد به نوعی خود را برنامه ریزی کرده اید در اینجا جهان نیز تحت امر شما اطاعت خواهد کرد اراده ی خداوند نافذتر است و شما نیز خلیفه الله هستید در مبانی پیامبر شدن منظور مقام و جایگاه و روشهای مختلف نیز همین طور است اما به طور کلی ایجاد نوزاد نورانی یا همان طارق شما با جهانهای برتر ارتباط خواهید داشت اندیشه تان رشد خواهد کرد بزرگترین بحث ما ارتباط با خداوند است که به سه طریق با انسان صحبت می کند اینگونه بهترین روش ها و اندیشه ها پیش روی شماست

ذهن

قلب و گوش و چشم توانایی های ذهن اند در بعد جسمانی مغز را می سازند اما در حقیقت روح اندیشه است انسان روحش را وجودش را جسمش را و دنیای پیرامون خویش را بر اساس اندیشه ی خویش می سازد ازدواج درونی بلوغ فکری است و تبعات روحی مربوط به خود را دارد اینکه روح با جهانهای برتر ارتباط دارد فن برنامه ریزی مغزی عدم تلاش کردن نیست بلکه برنام ریزی برای تلاش است دو برنامه جهانی هری پاتر و جاذبه بروز مسایل بدون خداوند مطرح کردند دقیقا مثل خود داستان قرآنی  مرز ولایت و طاغوت باریک است داستان های خدایی و قصص قرآن است که حقیقت می یابند از نظر روحی عالی ترین نور خداوند است انسان برای هرچه خدایی تر شدن تلاش می کند انسان خلیفه الله است و جهان در اختیار اندیشه و روح اوست نحل 72 حقیقت دارد مریم حقیقت داشت مسیح زنده است یحیی به دنیا آمد خداوند با انسان حرف می زند و موکل و ذهن زیبا یعنی همین ها واقعیت رضایت از ذهن است و ذهنیت انسانها .شیطان قبل از آرماگدون توسط دجال ذهن انسانها را تسخیر و اول آنها را در ذهن شکست می خواهد بدهد این جادویی آشکار است انسان بهشتی بهشت می رود زندگی مسیح وارانه حیات بخش است از نطر کلی دیدن روح را دستور نیست  بلکه در عمل نیز واقعیات روح نیز بر مبنای امانت بینی و روح نه به عنوان امر الله است روح اشاره شده در عرفان در حقیقت نفس را می سازد و نور ملاک است در عمل نیز انسان بر اساس امانت زندگی می کند و حتی سطح زندگی مرضیه نیز بروز زندگی در امانت دارد و سطح راضیه نیز این گونه تعریف می شدچشم بصیرت نیز در همین حیطه خواهد بود درایت مرحله بالاتر نیز همین است پرداختن به این مسایل روحانی نیز در راستای رویکرد علمی به امور انتزاعی است که معنی می یابد چرا که اندیشه در  روح تاثیراتی دارد که باید شناخته شود همچنین هر پدیده ی دیگر.

راضیه مرضیه

از کلی انسان هفت لایه اصلی روح دارد اگر ورود او به دنیای متافیزیک فقط بر همین اساس باشد سطح تسلیم است اما با فهم ازدواج درونی ایمان رنگ پیدا می کنذ دنیای ایمان در سطح مرضیه است زندگی برای خداوند است عمل برای خداوند است در اینجاست که خلیفه بودن معنی می یابد تمام افعال نیز در گروی ایمان معنی می یابد اگر در دنیای ساحران جاذبه تعریف می شود اگر تسخیر موجودات غیرارگانیک مطرح می شود دلایل اصلی را ندارند اما در ایمان بزرگترین توانایی رسیدن به فهم اسمای الهی است وقتی تجلی باید وقتی اسم اعظم را بفهمد نور الهی را بفهمد در اینجاست که مثلا در بحث تسخیر مرید شکل می گیرد انسان در اینجا سجده ی موجودات دیگر را می خواهد خدایش معلوم است البته در سطح تسلیم نیز معلوم است اما ایمان پر رنگ تر است خیلی خیلی پر رنگ تر  گفتیم ایمان با قبول یک مواردی تجلی می یابد اما سطح زندگی می تواند در سطح ماده باشد اما خود به خود سطح ارتقا می یابد و خواسته ها به اصل نزدیکتر می شود

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۴ ، ۰۹:۱۶


 

ماهی یا ماهی گیری

با خدا میشه حرف زد با خدا حرف بزن تا خدا باهات حرف بزنه نماز حرف زدن با خداوند است و تمام تعهدات به ایمان و شاخه های آن را در خود جای داده است نماز ظهر مهمترین نماز است و باید به معشوق عاشق عشق ورزید-ثارة الله-سلام آخر نماز شروعی بزرگ است باید سلام در وجود تجلی یابد سلام رمز ورود و شروع صحبت است سلام نام خداوند است و معنی بر سلامت خواهی دارد یعنی شروعی با قصد و نیت سلامتی در نماز باید قلب را نگه داشت نماز باید اقامه شود نه اینکه فقط خوانده شود در ضمن چشم بستن هم مکروه پس بهتر است نداشته باشیم  این مورد در ادامه بحث می شود چون تغییر فاز می دهد.در ادامه قرآن حرفهای رسمی خداوند است استخاره قواعد خود را دارد و در آن قرآن بر اساس حقیقت زنده انگاشته می شود فال حافظ هم چون بر مبنای قرآن است معتبر است و از نظر فهمیدن راحتتر است.تمام جهان آیت الهی است و هیچ چیز اتفاقی نیست این موارد لحاظ می شود در آخر حرف زدن با خداوند که مورد نظر است موارد ارتباط مستقیم خداوند با انسان حرف زدن

وحی-فرشته-از ورای حجاب

حم عسق شوری 51شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن بگوید،مگر از طریق وحی،یا از وراء حجاب،یا رسولی می فرستد و به فرمان او آنچه را بخواهد وحی می کند،چرا که او بلند مقام و حکیم است

طارق به منظور فعالسازی اذکار مهم است

خداوند با انسان از سه طریق ارتباط مستقیم برقرار می کند حجاب مومنه نیز در این مرحله معنا می یابد مگرنه عدم جلوه گری برای غریبه حتی در فرهنگ غیر مسلمان مثل مسیحی نیز مذموم و نابسند است و از نظر مراحل تعالی روحانی سطح تسلیم است.سه مورد عبارت از وحی از طریق فرشتگان و از ورای حجاب معمولا دادن اخبار علم الهی هشدار و موارد این چنین را شامل می شود برای این موضوع حضور قلب ضروری است و اهتمام به خواندن نماز علل الخصوص نماز ظهر.در کل حتی با فتوای استنادی که توسط مراجع نیز تایید و اعلام شده ارتباط با فرشتگان و وحی فقط مختص پیامبران نیست-البته ما در قرآن اشاره به دشمنی با فرشتگان هم داریم یعنی اگر هم دیدند مایه ی خیر و برکت نیست مثل شمر که امام زمان خویش را دید و حتی حرف زد و شناخت اما چه نفعی داشت آنهم بدون ایمان؟و قبول حق- اما فرد مورد وحی در صورت ادعا قابل بحث و پیگیری است معمولا هم این افراد با ادعاهای پلکانی اقدام به جذب نیروها-مریدان-می کنند دقت کنید بیان ادعای ایمان داشتن خود دال بر عدم ایمان حقیقی است البته منظور عمل نکردن و بروز تظاهرات ایمانی نیست بلکه هرگونه داشتن ادعا در این زمینه اشتباه محض و خلاف سیر حقیقی است تاکید می شود معمولا مدعیان پلکانی عمل می کنند حتی برای شما خواننده محترم این مقالات فقط و فقط به منظور انتقال دانش و تجربیات به منظور رشد و رفع مشکلات و پیشرفت جامعه است و به هیچ وجه این علوم به فرد خاصی نیز نباید اختصاص یابد و یکی از اصلی ترین اهداف نیز این تابو شکنی بوده است چرا که هدف تثبیت و محکم تر کردن پایه های دین به کمک دانش است البته دانش حقیقی مثل دانش پیامبران ،دانشی که سعادت به دنبال آورد و انسان را زیاد کند و به مقام خلافت اللهی برساند.

دقت کنید در ادعای پلکانی معمولا از ارتباط سطح پایین شروع می شود مثلا ارتباط با یکی از نایبان امام زمان بعد خودش نایب معرفی می کند بعد امام زمان یا قطب یا باب معرفی می کند و حتی در ادامه خود خدا هم معرفی می کنند معمولا اینان دارای کراماتی نیز  هستند تا مورد قبول واقع شوندکه البته طیف بسیار زیادی از اینها فقط و فقط شیاد اند و از شعبده بازی و یا روشهای غیرقانونی و سرقت کسب اطلاعات می کنند اما به هر حال این طرح کلی است

یکی از موارد ارتباط مستقیم خداوند با انسان از طریق فرشتگان است گفتیم برای ارتباط نماز مهم است علل الخصوص نماز حال این نماز به جماعت باشد و معارف آن نیز درک شده باشد بیشترین بازده را خواهد داشت برای ارتباط با فرشتگان آیات و احادیث و اذکار موجود اند که تاحد امکان در جزوه آمده است در این جا موارد و نکات جمع آوری شده جدیدی را عرضه می نماییم در قرآن به تعداد جفتهای بالهای فرشتگان اشاره شده اما این در حالت روحانی آنهاست آنها درحالت ارتباط مستقیم آنها مانند انسان اند و معمولا در هر حالتی حتی ارتباط با مونث بازهم در هیبت مردانه حلول می کنند-مریم- و معمولا در کالبد فردی که از نظر شخص بسیار خوب است و در حقیقت نیز با خداوند ارتباطات قوی دارد و فرد مورد نظر را نیز قبول دارد در ارتباط خبر دادن تذکر دادن بیدار کردن برای نماز و حتی خبر دادن برای موارد شخصی را نیز شامل می شود ارتباط گفتیم نماز است حرف زدن خدا با انسان و دادن نعمات گوناگون فقط برای پیامبران نبوده حکومت ذوالقرنین و حکمت لقمان مثالهایی از این دست اند مگر نه این است که روح القدس بر مریم فرود آمد در ضمن تمام وحهای پیامبر نیز قرآن نبوده بخشهایی هم حدیث قدسی است مواردی مثل انسانهای نیکوکار و ابدال مثل نخودکی بهجت و 0000نیز گواههای دیگری از این باب اند در مورد حلقه نیز باید بگویم که خود فرد باید توانایی این را داشته باشد که خودش از طریق اذکار حلقه ایجاد کند و خودش ارتباط داشته باشد این گونه بهتر است فهم خواستن از خداوند در نماز مهم است نگاه کنید حتی شیطان برای گمراه کردن بشر که خود گناهی علاوه بر گناه عدم سجده بر انسان است چون دستور خداوند را لغو کرده از خداوند می خواهد تا رستاخیز فرصت گمراهی انسان را داشته باشد که البته خداوند تا وقت معین به او مهلت می دهد یا دعای موسی که خداوند او را در خانواده یعقوب وارد می نماید یا موارد دیگر اینها شروع ارتباط است و فهم مسایل بعد شروع ارتباط اولین مورد ارتباط فهم اسم سلام است

ذهن زیبا داشتن هدف است و اندیشه قوی اینجا اژدها در مقابل مارها اعتبار می یابد باید بدانیم چه می خواهیم بحث فهم زندگی ایمانی درونسازی و خودسازی بر اساس آن و خوابهای بیدار برای به نتیجه رساندن است اول ذهن باید ساخته شود.و توانایی های فرد افزایش یابد بحث ارتباط با خداوند دقیقا یادگرفتن ماهی گیری است خداوند انسان را براساس ایمانش هدایت می کند بر اساس کلیات اول ارتباط است و روند خواب بیدار بهترین شیوه است تا قبل رسیدن به بیداری و روشن بینی کامل و درون سازی تمام و کمال درک ایمان و اعتماد به خداوند و درک آیات است

موکل از جنس فرشته باشد یا اجنه به نوعی برادر است و سلام دادن به او اهمیت دارد ارتباط و رشد دو طرفه است اگر جن باشد بر اساس قاعده جدایی دنیاها هیچ وقت دنیای شما را خراب نمی کند ولی معمولا با روشهایی علل الخصوص در تنهایی اگر سمت خلاف بروید مانع خلاف شما شده آنهم به روش تذکر جالب اینکه هیچ وقت هم بحث ترس و ناراحتی هم نیست واقعا رابطه برادرانه است و سلام گونه

فیلم خبر مستند کارتون نماهنگ تفسیر و تحلیل خلاقیت همگی را خودتان خواهید دید حتی بالا بردن سطح یادگیری و آینده بینی و پیشبینی اتفاق بر اساس عملکرد فعلی در اینجا فیلمی در کار نیست شیطنتهای دجال هم نیست خودتانید به خودتان ایمان بیاوریدو همچنین زندگی کنید و فعالیت داشته باشید و تکامل خود را ادامه دهید در خواب بیدار مهم نیست دقیقا چه متد(منظور الگوی شخصی)هایی را می روید فقط یک نکته اصلی و اساسی دارد که برای جلوگیری از احتلام هم به کار می رود که این است با ذهن فعال به خواب بروید ولی به هیچ وجه من الوجوه در حین تغییر فاز به مسایل جنسی فکر نکنید قرار نیست کمبودهای فکری خود در بیداری را در خواب جستجو کنید خواب یک مرحله مجزا از زندگی است نه یک ضمیمه.در ضمن پس از یک فکر تحمیلی مثل دیدن فیلم نخوابید در حالت عادی هم کمی صبر کنید تا فعالیت ذهنی کمی آرامش یابد بیشتر درد متعالی یافتن و با آرامش خوابیدن مهم است اینکه با ذهن باز بخوابید نه با دلمشغولی یعنی  فکر حقیقی خودتان. این امر با توجه به مرگ موقت بودن خواب اهمیت می یابد پس از مرگ هم همین شرایط حاکم است یعنی اگر فرد نتواند روش تعالی خویش را بیابد در برزخ نیز نمی تواند شرایط را درک نماید.اصل خواب و رویابینی در سطح آلفا مغز اتفاق می افتد و از نظر فیزیکی در زمانی که چشم ها بسته است.

احتمالا به طور تاریخی با دید حکومتی و گسترده اولین موکل گیری از زمان ساسانیان شروع شد و بحث کی نژادی نیز به صورت علمی مورد توجه قرار گرفت چه در ارتباط مستقیم با خدا چه موکل سلام جایگاه ویژه ای دارد در ارتباط مستقیم با خداوند نماز ظهر مهمترین بخش کار است بحث ارتباط با موجودات غیر ارگانیک اصل نیست در حالت کلی چه جن چه انس هیچ کدام بر دنیای دیگری تاثیر ندارند و هیچ تسلطی نیز بر انسان ندارند شیاطین هیچ تسلی ندارند و از عالم غیب هم هیچ اطلاعی ندارند،بعد وارد شدن آنها از نظر جهان موازی امکان تاثیر مستقیم دارند روش بابازارها در عمل شیطان پرستی است و خودشان برده ی شیطان خواهند شد اما در کی نژادی رابطه متفاوت است امکان اینکه موکل ظاهر شود در صورت درخواست امکان دارد اما بر اساس سلام خواهد بود و نه سلطه خواهی افراد عادی هیچ گاه دست به احضار نزنند حتی برای سالکان نیز خطراتی وجود دارد در ارتباط با جن مسلمان یا کافر با توجه به شخصیت حساس اجنه هر گونه خطری محتمل است وجود حلقه های دفاعی قبل از هر گونه عملی مهم است یادتان باشد اجنه دیگر ثقلین این جهان اند شاید فهمیده باشید دلیل اینکه در زمان ورود به یک خانه خالی نیز مستحب است سلام بدهید چیست روش کلی آینده بینی از طریق موکل رسیدن به کتاب تقدیر است قضا و بلا بر اساس رفتار حال تغییر می کنند و آینده بر اساس حال است تقدیر ثابت است و به ندرت قابل تغییر است تقدیر مستقیما از سوی خداوند اعمال می شود مثال زمان و مکان مرگ شماست این موضوعی مشخص است می توانید از بس بخورید سکته کنید مرگ طبیعی داشته باید یا شهید شوید یا به عنوان یک خلافکار بد توسط پلیس بمیرید در ضمن بدون شک هیچ جنی برتری به انسان ندارد و قدرت آینده بینی هم ندارند اگر داشتند شیاطین از جنس جن خود را از عذاب خوارکننده رها می کردند.دقت کنید دلیل انجام کارهای محیر العقول در اجنه به دلیل خود جنس و امکانات وجودی آنهاست که اکتسابی هم نیست فقط خودشان آن را تقویت یا تضعیف می کنند سرعت و قدرت بالا و امکان نامریی بودن از چشم سایر موجودات خاکی-البته منظور انسان و نه همه ی حیوانت-و عمر طولانی باعث می شود در موارد مثل کسب اطلاعات از مکان یا افراد مختلف و یا حتی اطلاع از زمان ها و حوادث خیلی خیلی قدیمی مفید باشند اما در کل اعتماد به آنها سخت است حال از هر فرقه ای می خواهند باشند مهم نیست بحث در اینجا نوع رابطه است

 


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۴ ، ۰۸:۳۶

بخوانید و عبرت بگیرید


  زنی زیبا و نازا پیش پیامیر زمانش میرود و میگوید 

 از خدا فرزندی صالح برایم بخواه.

پیامبر وقت دعا میکند و 

 وحی میرسد او را نازا خلق کردم.

زن میگویدخدا رحیم است و میرود.


سال بعد باز تکرار میشود 

 و باز وحی می آید نازا 

و عقیم است.زن اینبار نیز به آسمان نگاه میکند و 

میرود.

 سال سوم پیامبر وقت زن را  با کودکی در آغوش میبیند.کودک از آن زن ....!!!


با تعجب از خدا میپرسد :بارالها،چگونه کودکی دارد 

او که نازا خلق شده بود!!!؟

وحی میرسد:هر بار گفتم عقیم است ،او باور نکرد 

و مرا رحیم خواند. رحمتم  بر سرنوشتش پیشی گرفت



 چه خوب بود اگر غم ها 

را در  برابر رحمت الهی 

 باور نمی کردیم.....


توکلت علی الله

با دعا سرنوشت تغییر میکند...


از رحمت الهی ناامید نشوید اینقدر به درگاهی الهی 

بزنید تا در باز شود... 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۴ ، ۰۱:۲۷

"غرور "

          هدیه ى شیطان است

 و 

"دوست داشتن "

          هدیه ى خداست ؛

جالب این است:

          هدیه ى شیطان را به رخ هم میکشیم

          و

          هدیه ى خداوند را از یکدیگر پنهان میکنیم...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۴ ، ۰۱:۲۳

پس از مطالعه بحث کلی پیدایش تعدادی نکات و موارد کلی را برای تحقیق معرفی می کنیم 

یک مورد اینکه طبق تحقیقات نود و هشت درصد ژنتیک انسان و شامپانزه یکی است؟!؟!و آیا این دو درصد انسان را بوجود آورده؟-شاید جالب باشد در یک مثال شبیه ترین موجود و گونه نزدیک فیل یک پستاندار فوق العاده کوچک در حد موش بود که حتی جزو آنها طبقه بندی می شد و این دلیل رد شباهت ظاهری فنوتیپی و یا ژنوتیپی در رده بندی است حالا تعمیم این مبانی به انسان علل الخصوص در بینش اجتماعی خطرناک است-یااتفاقا با توجه به بحث هزار هزار انسان و نسناس و با توجه به پیچیدگی رفتار انسان نظریه روح و نفس تقویت می شود و بحث حکمت در بخش جسم خاکی بیشتر تقویت می شود بحث بیماریهای مشترکی مثل افسردگی پس از زایمان مرز دقیق بحث روح و نفس و ایمان را تقویت می کند یا این بحث که خود غربی ها به این نتیجه رسیدند که فکر و تجربه دی ان ای را تغییر می دهد باید بحث شود یعنی یک طرفه نیست

درباره خفاش و رده ژنتیکی و بحث تکامل مجهول این پستاندار پرنده تحقیق و در کنار روایات موجود در کتب دینی بگذارید و خودتان نتیجه بگیرید رفتار و صفات خاص این موجود نیز قابل بحث است که شباهتهای انسانی هم دارد

طبق الگوی پذیرفته شده بین علما بر اساس روایات نظریه اسب سوار -روح-و اسب-نفس علل الخصوص نفس اماره و بحث کنترل آن- مطرح است طبق مدل دیگری روح و جسم به پرنده ای در قفس -شعر عرفانی از عرفا-و طبق مدل دیگری بحث هم سفری لاک پشت و پرنده مثال زده شده است همگی موارد مثال اند و برای ملموس کردن این واقعیت مجازی مطرح می شوند و طرح کلی جدایی روح و نفس از جسم اصل مورد قبول دینی است دقت کنید اینکه دنیا زندان مومن است و با مرگ رحت می شود به معنی جهنم بودن دنیا نیست بلکه این است که دنیا جایگاه اصلی روح مومن نیست طبق این الگو زندگی دنیا برای دیگران فرقی خاص ندارد چون جاه طلب حقیقی نیستند و اگر صفات زذیله پیش بیاید برای بهشت ساختن در این دنیا و حرص یه زنده بودن حاضرند هر کار دور از انسانیتی انجام دهند

قانون دلتا اس و آنتروپی در شیمی با روح خلقت با الگوی جهش در تناقض است چون بی نظمی پایدارتر از نظم است و از دست دادن انرژی راحتتر صورت می پذیرد

در بحث جهش اگر ما تکامل را به عنوان نظمی بر نظام احسن بببنیم و تغییر را جزوی از آن قلمداد کنیم و بدون اشاره به ناظم سراغ نظم برویم حتی با علم امروز امکان شانس غیر ممکن است مثلا در پرتاب یک تاس اگر شما قوانین فیزیکی خیلی ساده ی نیوتونی را لحاظ کنید و با یک دستگاهی ریز جزییات حرکات را محاسبه کنید اگر شرایط اول پرتاب و تمام فاکتورهای دخیل را بدانیم بدون شک عدد در آخر آمده را می دانیم در مدل اولیه خدا جاییست که نمی شناسیم یعنی همان یک درصد احتمال خطا در ضمن جهش در ژنتیک یک پدیده ی کاملا علمی است و تمام ریز جزییات آن قابل محاسبه است ما چوب درخت را آتش می زنیم و می گوییم ببینید چقدر قشنگ است حرارتش زیباست اما هیزم را خود آتش را و سوخت بنزین را نمی بینیم و می گوییم شانس اتفاقا رویکرد نظم محور در اینجا بیان می دارد که خدا آنجایی هست که ما می دانیم به بیان دینی خدا نور است و به نوعی تعریف سرچشمه آگاهی است پس برعکس تصور خدا آنجاییست که ما علم داریم نه برعکسش در ضمن اگر ما نظم را قبول کنیم تازه به جایگاه روح و خدا و ناظم می رسیم که با قانون من و سلوا قابل کشف است یک هستی بخشی روح در همین نظمها مثل فرشتگان در جهان و به تعریفی روح جسم سوار در بدن و موکل بودن دوم بحث برتری است که من و سلوا نسبت به عدس و پیاز دارد البته انتم الاعلون ان کنتم مومنین اینجا سطح تسلیم بیان نشده




یک بحث شهید مطهری را هم داریم ایشان در ابتدا مخالف کامل داریون بودند اما در ادامه اصل نظریه را با توجه به بحث ماده مخالف خلقت ندیدند اما مباحث پیرو را مطرح کردند در ادامه نکاتی را از ایشان مطرح می کنیم 


❗️❗️❗️اصل تکامل دلیلی بر وجود ماوراء



👈داروین شخصاً درباره اصل انطباق با محیط آنچنان اظهار نظر کرد که به او گفته شد تو درباره این اصل مانند اصلی ماوراء الطّبیعی سخن می‏گویی. 

🔸حقیقت هم همین است که نیروی تطبیق با محیط در جاندارها که نیرویی بسیار مرموز و حیرت انگیز است، نیرویی است ماوراء الطّبیعی؛ یعنی در تسخیر یک نوع هدایت و شعور به هدف است و به هیچ وجه نیرویی کور و بی‏هدف نیست. 

🔸دلالت اصل تکامل بر وجود متصرّفی غیبی درکار جهان از هیچ اصلی کمتر نیست.


علل گرایش به مادیگری،ص108.



📝کانال اندیشه مطهر 


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۴ ، ۱۰:۵۷

خدای یوسفخواستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد...خواستند آثارش را از بین ببرند، ارزشش بالاتر رفت...خواستند او رابفروشند که برده شود،پادشاه شد...خواستند محبتش از دل پدرخارج شود، محبتش بیشتر شد...از نقشه های بشر نباید دلهره داشت...چرا که اراده ی خداوند بالاتراز هر اراده ای است...یوسف میدانست، تمام درها بسته هستند، اما به خاطر خدا ؛حتی به سوی درهای بسته هم دوید...و تمام درهای بسته برایش باز شد...اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شد،به دنبال درهای بسته بروچون خدای "تو"و "یوسف" یکی ست...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۴ ، ۱۲:۵۹

اولادکم فتنه-فرزندان شما آزمایشند

اولادکم فتنه این یعنی عامل آزمایش آنها بروز و نتیجه زندگی با همسر و هدیه ای الهی است در طول مسیر زندگی در صورت از دست دادن وی فرد نباید خود را ببازد و سالمند شود فرزند برای افزایش ایمان باید باشد نه عامل گناه فرزند باید بلوغش مورد احترام واقع شود و آموزش داده شود و آرام آرام به استقلال برسد در بحث پیر شدن فقط ملاک اجتماعی یا پیری ظاهری نیست این یک فرآیند فیزیکی نیز بحث می شود و متعلق به جهان ماده است و در ابعاد ژنتیک بازهم مجموعه تناقضاتی را به وجود می آورد که جهش را رد می کند در ضمن حتی در بحث روحی هدف فقط استقلال بخشیدن به کارما و یا قدرت روح بر جسم نیست بلکه بحث ولایت بر نسل و قوم علاوه بر فرد حتی در حین حیات هم بحث می شود که کلا با ژنتیک حداقل تا الان نمی خواند زندگی دنیایی دارای واژه خاص و به نوعی کلیدواژه می باشد که دارای بحث خیلی خیلی خیلی زیادی است اما فقط به گفتن آن بسنده می کنیم کلمه مورد نظر گاو می باشد

—  اولادکم فتنه

—  افسردگی پس از زایمان کشته شدن فرزندان توسط شامپانزه

—  کودکانی که به بلوغ نمی رسند،کودکی که خضر کشت

—  بیمار شدن و پیری به خاطر فرزند

—  شناخت فرزند تازه به دنیا آمده و حتی تعیین ژنتیک

—  بچه دار شدن و افزایش توانایی باروری و همچنین بالا بردن رضایت روحی روانی افراد

 

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۴ ، ۰۷:۵۱


بدان که کلید معرفت خدای،عزوجل،معرفت نفس خویش است،و برای این گفته اند:»من عرف نفسه فقد عرف ربه«... در جمله هیچ چیز به تو از تو نزدیکتر نیست

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۴ ، ۰۸:۳۹