سخن تازه ی عاشقانه

love is when you find yourself and spend every wishes on him

سخن تازه ی عاشقانه

love is when you find yourself and spend every wishes on him

سخن تازه ی عاشقانه
به نام حضرت دوست
که هرچه داریم از اوست


اگر بخونید ممنون می شم
اگر بخونید و نظر هم بدید خیلی بیشتر ممنون می شم

توضیحات بیستر در بخش های درباره من و تماس با من در نوار بالای وبلاگ قابل مشاهده است
نویسندگان
آخرین نظرات
  • ۲۶ تیر ۹۶، ۱۴:۴۳ - رضا خسروخاور
    احسنت

۲۷۸ مطلب با موضوع «داستان کوتاه و ادبی» ثبت شده است

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

تا اشارات نظر، نامه رسان من و توست


گوش کن با لب خاموش سخن میگویم

پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست


روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید

حالیا چشم جهانی نگران من و توست


گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید

همه جا زمزمه عشق نهان من و توست


گو بهار دل و جان باش و خزان باش ، ار نه

ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست


این همه قصه فردوس و تمنای بهشت

گفتگویی و خیالی ز جهان من و توست


نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل

هرکجا نامه عشق است نشان من و توست


سایه ز آتشکده ماست فروغ مه و مهر

وه ازین آتش روشن که به جان من و توست


#هوشنگ_ابتهاج

امیر حسین سوری

یک بار بیا نام مرا ساده صدا کن

سهم دل و دنیای مرا با هم ادا کن !


دیدی اگرت پاسخی از مهر نیامد

از خویش مرا تا ابدالدّهر جدا کن  ،


بد در خفقانم نفسم سخت گرفته ..

یک بار بخندانم و این بغض رها کن ؛


من یخ زده ی اخم توام، باز به لبخند  

سرمازدگی های مرا خوب دوا کن .. 


دیدی که بدی کردی و نادیده گرفتم؟!

من هیچ، به اندازه ی انصاف حیا کن! 


بیخود تو مرا از دل وابسته نترسان !

اصلا به تو چه؟ سهم مرا جام بلا کن ؛

 

زشت است نخواهی و من اصرار کنم نه ؟

باشد برو، این دل به جهنّم، تو صفا کن !


#مریم_صفری

این پست هزار و یکمی ای هستش که که می گذارم

راستش نمی دونم تونستم با این لالایی هام کسی رو بخوابونم یا نه ولی این ترانه رو برای این پست خیلی دوست داشتم بزارم

دریافت
توضیحات: آهنگ دارم میام پیشت از آلبوم یه خاطره از فردا از احسان خواجه امیری

امیر حسین سوری

حسین بن منصور حلاج را در ظهر ماه صیام 

گذر به کوی جذامیان افتاد،

جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج 

تعارف کردند،حلاج بر سر سفره نشست و چند 

لقمه به دهان برد، جذامیان گفتند؛

دیگران بر سر سفره ما نمی نشینند

و از ما می ترسند !

حلاج گفت؛ آنها روزه اند و برخاست !

غروب هنگام افطار، حلاج گفت؛

خدایا روزه مرا قبول بفرما...!

شاگردان گفتند؛ استاد ما دیدیم که روزه 

شکستی ! حلاج گفت؛ ما مهمان خدا بودیم،

روزه شکستیم ولی دل نشکستیم...!


آنجا که دلی بود به میخانه نشستیم

آن توبه صد ساله به پیمانه شکستیم

از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب

ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم !


مولانا



امیر حسین سوری


ماجرای شیخ رجبعلی خیاط و مستاجر


امام صادق علیه السلام:

ای شیعیان، شما به ما منسوب هستید، پس مایه زینت ما باشید نه مایه آبروریزی ما. 


📚 مشکاة الانوار، ص67



امیر حسین سوری

جمله ای معروف از یوهان کرایف بازیکن و مربی معروف و عالی تیم آژاکس هلند و کاپیتان تیم ملی هلند.جمله ای فوق العاده زیبا به این مضمون در بازی مقابل ایتالیا برای هم تیمی هایش گفت:

ایتالیاییها نمی توانند شما را شکست بدهند اما شما می توانید از آنها شکست بخورید.

امیر حسین سوری

هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم

هر گه که یاد روی تو کردم جوان شدم

شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا

بر منتهای همت خود کامران شدم

ای گلبن جوان بر دولت بخور که من

در سایه تو بلبل باغ جهان شدم

اول ز تحت و فوق وجودم خبر نبود

در مکتب غم تو چنین نکته دان شدم

قسمت حوالتم به خرابات می‌کند

هر چند کاین چنین شدم و آن چنان شدم

آن روز بر دلم در معنی گشوده شد

کز ساکنان درگه پیر مغان شدم

در شاهراه دولت سرمد به تخت بخت

با جام می به کام دل دوستان شدم

از آن زمان که فتنه چشمت به من رسید

ایمن ز شر فتنه آخرزمان شدم

من پیر سال و ماه نیم یار بی‌وفاست

بر من چو عمر می‌گذرد پیر از آن شدم

دوشم نوید داد عنایت که حافظا

بازآ که من به عفو گناهت ضمان شدم



از پرداختن به عشق های مجازی پرهیز کن و اگر روزی عاشق شدی،بر غرایز خویش مسلط باش تا به عشق حقیقی و راستین تبدیل شود.در این راه ممکن است سختی های زیادی بکشی،اما این سختی ها باعث پخته تر شدن تو در زندگی می شود و به راحتی می توانی با مسایل و مشگلات برخورد نمایی.

امیر حسین سوری

🔴 ﺩﺭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﮐﻮﻫﻨﻮﺭﺩﯼ، ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﻪ ﺳﮕﯽ ﺩﺭ ﺑﻐﻞ ﺩﺍﺷﺖ، 



ﺷﺎﯾﺪ ﺍﮔﺮ ﻫﺮﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺗﺬﮐﺮ ﻣﯽﺩﺍﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﮓ ﻧﺠﺲ ﺍﺳﺖ؛ ﯾﺎ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺷﻮﺩ .



ﺍﻣﺎ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﻭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻢ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺍﺳﻢ ﺳﮕﺖ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ؟



ﺳﭙﺲ ﮔﻔﺘﻨﺪ:


 ﺧﺐ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺳﮓ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻣﯽﺩﺍﻧﯽ؟



 ﭼﻨﺪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﻣﻨﺒﻌﯽ ﺭﺍ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺭﺟﻮﻉ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ .


 ﺩﺧﺘﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﺤﻮﻩ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺍﺷﮏ ﺑﺮ ﺩﯾﺪﮔﺎﻧﺶ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﭼﻄﻮﺭ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩﺍﻡ . ﺭﻫﺒﺮﯼ ﭼﻔﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻫﺪﯾﻪ ﺩﺍﺩﻧﺪ . 

️ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮ ۲ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺩﻓﺘﺮ ﺗﻤﺎﺱ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﺁﻗﺎ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﺭﺍﺩﺗﻤﻨﺪﺷﺎﻥ ﻫستم...

نقل از سیدمظهر حسینی از اعضای بیت آقا

#آقا

#امر_به_معروف

#نهی_از_منکر


امیر حسین سوری

✅مردی پس از طلاق همسر خود با او تماس گرفت و گفت: خانم ببخشید! اشتباه کردم! لطفا مرا ببخش! و به خانه برگرد!!


🌀زن در جواب گفت : آیا در کنارت یک لیوان داری؟!؟!؟

مرد گفت: بله دارم!!

زن گفت: اکنون آن را محکم بر زمین بکوب.

مرد چنان کرد که زن گفته بود.


📕سپس زن گفت: حالا که دیدی آن لیوان شکسته و هزار تکه شده، آیا میتوانی تکه هایش را جمع کنی و دوباره بسازی!؟!؟


✅مرد در پاسخ گفت: نه  نشکسته! لیوان استیل بود :)


و زن پاسخ داد: خدا نکشتت... عصر بیا دنبالم😂😂



امیر حسین سوری

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت

که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم

که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

 

شهریار

امیر حسین سوری





‏تقدیم به 

بابا لنگ دراز عزیزم 

همین که هستی دوستت دارم 

حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم ♥



امیر حسین سوری

آرایشگاه حیوانات!


داشتم از کنار یه مغازه رد میشدم، که اسمش توجهم رو جلب کرد: "آرایشگاه و سلمانی حیوانات"! رفتم تو، دیدم دارند پشم و موی دو تا سگ رو کوتاه میکنند. از صاحب معازه پرسیدم میتونم عکس بگیرم؟ جواب داد: اگر صاحب سگ نیستید نه، نمیتونید عکس بگیرید. یه جورایی ورود به حریم خصوصی محسوب میشد!

از مغازه اومدم بیرون و پیش خودم گفتم عجب فرهنگ خوبی! بدون اجازه نمیشه به حریم خصوصی افراد وارد شد. بلافاصله یک لحظه به ذهنم اومد کاشکی بمبها هم برای ورود به خانه یمنی‌ها اجازه میگرفتند!  مطمئنم کودکان یمنی اجازه نمیدادن!

شما چی فکر میکنید؟ اجازه میدادن؟؟!


*خاطره یک ایرانی مقیم آمریکا


امیر حسین سوری

اظهارنظر رهبر انقلاب درباره فیلم «بابالنگ‌دراز»


چینی‌فروشان از مدیران سابق کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان:

🔹در دیداری رهبر انقلاب فرمودند فیلم بابا لنگ‌ دراز را بیاورید من ببینم چون داستان آن را در گذشته خوانده‌ام و می‌خواهم فیلم آن را نیز ببینم. 

🔹رهبری فرمودند: این فیلم یک فیلم سالم است ولی با رویکردی آمریکایی یعنی شما پرچم آمریکا را در تمام صحنه‌ها می‌بینید و ما اگر تمام وقت خود را صرف چنین کاری کنیم موفق بوده‌ایم.

fna.ir/PI3YMP


➕داغ|فوری‌|متنوع: telegram.me/joinchat/AsBo_zwErgsE9vGXfddIvA

امیر حسین سوری

وقتی لوک با بیلی د کید-بیلی بچه اه,شخصیتی که فقط توی کتاب داستانها بزرگ شده بود و اصلا هم توانایی ای حتی در ساده ترین کارها نداشت-که دستش بسته بود وارد اتاق کلانتر شهر میشه و ازش درخواست یه بازداشتگاه می کنه کلانتر از ترسش میگه اینجا جا نداریم برید شهر بعدی،لوک میگه ما از اونجا-شهر بعدی-میایم.

امیر حسین سوری

هر وقت خواستید کسی که دوسِتون داره رو زیاد اذیت کنید ملتفت به این باشید که شاید او هم مثل وحشی بافقی چنین عقیده‌ای داشته باشه:


دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند

از گوشهٔ بامی که پریدیم ، پریدیم


رم دادن صید خود از آغاز غلط بود

حالا که رماندی و رمیدیم ، رمیدیم


امیر حسین سوری