سخن تازه ی عاشقانه

love is when you find yourself and spend every wishes on him

سخن تازه ی عاشقانه

love is when you find yourself and spend every wishes on him

سخن تازه ی عاشقانه
به نام حضرت دوست
که هرچه داریم از اوست


اگر بخونید ممنون می شم
اگر بخونید و نظر هم بدید خیلی بیشتر ممنون می شم

توضیحات بیستر در بخش های درباره من و تماس با من در نوار بالای وبلاگ قابل مشاهده است
نویسندگان
آخرین نظرات
  • ۲۶ تیر ۹۶، ۱۴:۴۳ - رضا خسروخاور
    احسنت

۹۹ مطلب در آبان ۱۳۹۴ ثبت شده است

🌹🌹🌹💚🌹🌹🌹


󾀼 پیرزنی در خواب خدا رو دید و به او گفت:


خدایا من خیلی تنهام، مهمان خانه من می شوی؟!


خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش می رود...


پیرزن از خواب بیدار شد و با عجله شروع به جارو زدن خانه اش کرد..!


رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی که بلد بود رو پخت.


سپس نشست و منتظر ماند...


چند دقیقه بعد درب خانه به صدا در آمد...


پیرزن با عجله به سمت در رفت و اون رو باز کرد


پیرمرد فقیری بود، پیرمرد از او خواست تا به او غذا بدهد


پیرزن با عصبانیت سر فقیر داد زد و در را محکم بست


نیم ساعت بعد دوباره در خانه به صدا در آمد. پیرزن دوباره با عجله در را باز کرد


این بار کودکی که از سرما می لرزید از او خواست که از سرما پناهش دهد


پیرزن با ناراحتی در را بست و غرغرکنان به خانه برگشت


نزدیک غروب بار دیگر درب خانه به صدا در آمد


این بار نیز پیرزن فقیری پشت در بود. زن از او کمی پول خواست تا برای کودکان گرسنه اش غذا بخرد


پیرزن که خیلی عصبانی شده بود با داد و فریاد پیرزن فقیر را دور کرد


شب شد و خدا نیامد...!


پیرزن با یأس به خواب رفت و بار دیگر خدا را دید


پیرزن با ناراحتی گفت: خدایا، مگر تو قول نداده بودی که امروز به دیدنم خواهی آمد؟!


خدا جواب داد:


بله، من امروز سه بار به دیدنت آمدم اما تو هربار در را به رویم بستی...!



آنهایی که به بیداری خداوند اعتماد دارند ، راحت تر می خوابند . 

. .یک جمله زیبا از طرف خدا :

“قبل از خواب دیگران را ببخش 

چون من قبل از اینکه بیدار شوید شما را می بخشم.

خدایا! آنچه که دادی تشکر! ! 

آنچه که ندادی تفکر!

به آنچه که گرفتی تذکر!

که داده ات نعمت!

نداده ات حکمت!

و گرفته ات عبرت است!

یا رب؛ آنچه خیر است تقدیر ما کن!

وآنچه شر است از من و دوستانم جدا کن. 


دست هایم به آرزوهایم نرسید آنها بسیار دورند !

اما درخت سبز صبرم می گوید :

 امیدی هست ؛

 دعایی هست ؛

 خدایی هست ... 

همیشه شکر گزار نعمت های الهی باش


امیر حسین سوری

😂😂😂

چرا من سرما بخورم شما نخورید؟؟؟

الان عطسه میکنم مریض شید...


😐

<|>

_/\_


😦

<|>

_/\_


😧

<|>

_/\_


😩

<|>

_/\_


😫

<|>

_/\_


😖

<|>

_/\_


😪

<|>

_/\_



ویروس پخش شد

هرچی برای خودم میپسندم،برای شما هم میپسندم😜😜😜😜😜😜😜







هدف واقعی لیبرالیسم از این جمله همین است

امیر حسین سوری
؛ برخی قوانین عجیب وضع شده توسط دولت ها در کشورهای مختلف دارای اهدافی منطقی متناسب با فرهنگ آن کشور هستند ، برخی در جهت حفظ سنت های گذشته ، حفاظت از منابع طبیعی و یا جلوگیری از اعمال سلیقه های گوناگون در موردی خاص هستند. 

در ادامه برخی از این قوانین عجیب آمده است :‌

سس کچاپ در فرانسه : فرانسویها فکر می کنند اگر نوجوانان بیش از اندازه سس کچاپ استفاده کنند سنت آشپزی این کشور با خطر نابودی مواجه می شود به همین دلیل استفاده از کچاپ در مدارس ممنوع است. 


انتخاب اسم کودکان در دانمارک : دولت دانمارک کتابی متشکل از 24 هزار اسم چاپ کرده و تمامی خانواده ها را ملزم به انتخاب اسم فرزندانشان از میان اسامی همین کتاب کرده است زیرا دولت ابداع اسامی  جدید را در این کشور ممنوع کرده است. 


استفاده از روروئک کودک در کانادا : تحقیقات انجام شده نشان می دهد استفاده کودکان از روروئک مهارت های حرکتی آنان را به تأخیر می اندازد به همین دلیل استفاده و یا فروش روروئک در کانادا از سال 2004 تاکنون ممنوع شده است. 


تنبیه بدنی در سوئد :‌ سالهاست که تنبیه بدنی در سوئد ممنوع شده و این کار برای آموزگاران و یا اولیاء قدغن می باشد. اما در 19 ایالت آمریکا تنبیه بدنی در مدارس قانونی است. 


آدامس جویدن در سنگاپور : برای همه ما پیش آمده که گاهی یک تکه آدامس به کف کفشمان و یا حتی بدتر به لباسمان چسبیده است. شاید به همین دلیل است که از سال 1992 تاکنون فروش و جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع اعلام شده است. 


مصرف مواد غذایی مک دونالد در بولیوی : این قانون دولتی نیست بلکه مردم بولیوی خود بطور آگاهانه استفاده از غذاهای مک دونالد را کنار گذاشته اند. مردم بولیوی به آشپزی اهمیت زیادی می دهند و حاضر نیستند مک دونالد را جایگزین غذاهای خوشمزه خود کنند. 


لباس زرد در مالزی :‌ دولت مالزی از سال 2011 به بعد استفاده از رنگ زرد در تمامی پوشاک از جمله تی شرت ، کمربند ، روسری ، کفش و ... را ممنوع اعلام کرد. این قانون به دلیل استفاده جبهه مخالفان دولتی از رنگ زرد وضع شد. 


گل یاسمن در چین : انقلاب تونس که منجر به تغییر حکومت در این کشور شد با نام «انقلاب یاسمن» شناخته می شود. تعدادی از معترضان دولتی در چین نیز با استفاده از همین نام به دنبال قیام برآمدند اما دولت نه تنها پرورش و فروش گل یاسمن را ممنوع اعلام کرد بلکه استفاده از این کلمه در متن های ادبی و شعرها نیز ممنوع شد .


بازیهای کامپیوتری در یونان : دولت یونان هرگونه بازی یارانه ای را ممنوع اعلام کرده و اگر نوجوانی در کافی نت به هنگام بازی آنلاین دستگیر شود بدون شک بازداشت خواهد شد. 


روز ولنتاین در عربستان : مقامات سعودی جشن روز ولنتاین را یک سنت غربی می دانند که هیچ تناسبی با فرهنگ این کشور ندارد.


کنسولهای بازی در چین : دولت چین به دلیل هدر رفتن وقت نوجوانان بر سر بازیهای کامپیوتری از سال 2000 استفاده از کنسولهای بازی را ممنوع اعلام کرده و آنان را به درس خواندن و پرداختن به کارهای مفید دیگر تشویق می کند. 

امیر حسین سوری


 

 

عجیب ترین قوانین دنیا

 

1. جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.


2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.


4. مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.


5. در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.


6. در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.


7. در تایلند همه سینما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.


8. در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک کردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.

 

9. در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد و قبل از خارج شدن ازخانه حتما باید لباس زیر پوشیده باشید.


10. در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.

 

11. در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.


12. در فنلاند زمانی پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت اصلیت سریال ممنوع بود.

 

13. تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.


14. در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.


15. اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.


16. صد ها سال پیش هر فردی که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام می شد.


17. در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشیدن جوراب سفید برای زنان به علت تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده نشوند.


18. در ایالت میسوری بخش سنت لوئیس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب، برای ماموران آتش نشانی ممنوع است.


19. در انگلستان، سر لاشه هر نهنگی که پیدا شود متعلق به پادشاه است و دم آن متعلق به ملکه.


20. در فرانسه صدا زدن خوک با نام ناپلئون ممنوع است.


21. در ویکتوریای استرالیا پوشیدن شلوارک های صورتی تحریک آمیز در غروب های شنبه ممنوع است.


22. در ویکتوریای استرالیا، تنها متخصصان برق اجازه تعویض لامپ برق را دارند.


23. در انگلستان چسباندن برعکس تمبر حاوی عکس ملکه، نشانگر خیانت و پیمان شکنی با سلطنت است.


24. در ورمونت، زنان تنها با اجازه کتبی همسرانشان حق استفاده از دندان مصنوعی را دارند.


25. در واشنگتون، وانمود کردن به داشتن خانواده پولدار ممنوع است.


26. در اوهایو آمریکا, ماهیگیری در زمان مستی ممنوع است.

 

27. در بخش اروکای ایالت نوادا، بوسیدن زنان توسط مردان سبیلو ممنوع است.


28. در میامی آمریکا، تقلید کردن رفتار جانواران ممنوع است.


29. در لوای آمریکا، بوسیدن بیش از 5 دقیقه مجاز نیست.


30. زمانی در کشور سوئیس، محکم بستن در خودرو جرم به حساب می آمد.


31. در روآتای ایتالیا، عبور افراد غیر مسیحی از 20 متری کلیسا ممنوع است. اما عبور بزرگراهی از فاصله 15 متری کلیسای آن منطقه موجب دردسر پلیس شده بود، زیرا امکان توقف حودرو ها در آن منطقه بزرگراه برای چک کردن مسیحی بودن یا نبودن شان وجود نداشت.

 

32. در سوئیس داشتن یک پناهگاه برای شهروند الزامی است.

 

33. در لینوئیس آمریکا دادن سیگار روشن به حیوانات ممنوع است.

امیر حسین سوری

خ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﯾﻮﺭ 1323ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺘﻔﻘﯿﻦ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ،

>ﺣﺴﯿﻦ ﮔﻞ ﮔﻼ‌ب تصنیف ﺳﺮﺍﯼ ﻣﻌﺮﻭﻑ، ﺍﺯ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺷﻬﺮ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ.

>ﺍﻭ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﯿﻦ ﯾﮏ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻭ ﯾﮏ ﺍﻓﺴﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﮕﻮ ﻣﮕﻮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ، ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻣﺤﮑﻤﯽ ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﺍﻓﺴﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺯﺩ.

>ﮔﻞ ﮔﻼ‌ﺏ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥِ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ، ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺍﺷﮏ ﺁﻟﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻮﺩﯾﻮﯼ ﺭﻭﺡ ﺍﻟﻠﻪ ﺧﺎﻟﻘﯽ (ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺩﺍﻥ)

>ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.

>ﻏﻼ‌ﻣﺤﺴﯿﻦ ﺑﻨﺎﻧن می ﭘﺮﺳﺪ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﺍﻭ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ:

>ﮐﺎﺭ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺍﺟﻨﺒﯽ ﺗﻮﯼ ﮔﻮﺵ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺰﻧﺪ ! ﺳﭙﺲ ﮐﺎﻏﺬ ﻭ ﻗﻠﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﺣﺎﻝ، ﻣﯽ ﺳﺮﺍﯾﺪ:

>ﺍﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﯼ ﻣﺮﺯ ﭘﺮﮔﻬﺮ

>ﺍﯼ ﺧﺎﮐﺖ ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﯼ ﻫﻨﺮ

>ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺑﺪﺍﻥ

>ﭘﺎﯾﻨﺪﻩ ﻣﺎﻧﯽ ﻭ ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ

>ﺍﯼ ﺩﺷﻤﻦ! ﺍﺭ ﺗﻮ ﺳﻨﮓ ﺧﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﻣﻦ ﺁﻫﻨﻢ

>ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﻓﺪﺍﯼ ﺧﺎﮎ ﭘﺎﮎ ﻣﯿﻬﻨﻢ... 

>ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ، ﺧﺎﻟﻘﯽ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ ﻭ ﺑﻨﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﻇﺮﻑ ﯾﮏ ﻫﻔﺘﻪ، ﺗﺼﻨﯿﻒ "ﺍﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ" ﺩﺭ ﯾﮏ ﺍﺭﮐﺴﺘﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺟﺮﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. 

>ﺳﺮﻭﺩ «ﺍﻱ ﺍﻳﺮﺍﻥ» ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ 27 ﻣﻬﺮ ﻣﺎﻩ ﺳﺎﻝ 1323 ﺩﺭ ﺗﺎﻻ‌ﺭ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ﻧﻈﺎﻣﻲ [ﺩﺍﻧﺸﮑﺪﮤ ﺍﻓﺴﺮﻱ ﻓﻌﻠﻲ] ﻭ ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺟﻤﻌﻲ ﺍﺯ ﭼﻬﺮﻩ‌ﻫﺎﻱ ﻓﻌﺎﻝ ﺩﺭ ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﺪ. ﺷﻌﺮ ﺍﻳﻦ ﺳﺮﻭﺩ ﺭﺍ «ﺣﺴﻴﻦ ﮔﻞ ﮔﻼ‌ﺏ» ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺳﺮﻭﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﻭ ﺍﺯ ﻭﻳﮋﮔﻲ‌ﻫﺎﻱ ﺁﻥ، ﺍﻭﻝ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﮏ‌ﺗﮏ ﻭﺍﮊﻩ‌ﻫﺎﻱ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺩﺭ ﺳﺮﻭﺩﻩ، ﻓﺎﺭﺳﻲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻴﭽﻴﮏ ﺍﺯ ﺍﺑﻴﺎﺕ ﺁﻥ ﮐﻠﻤﻪ‌ﺍﻱ ﻣﻌﺮﺏ ﻳﺎ ﻏﻴﺮ ﻓﺎﺭﺳﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺳﺮﺍﺳﺮ ﻫﺮ ﺳﻪ ﺑﻨﺪ ﺳﺮﻭﺩ، ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻭﺍﮊﻩ‌ﻫﺎﻯ ﺧﻮﺵ‌ﺗﺮﺍﺵ ﻓﺎﺭﺳﻰ ﺍﺳﺖ. ﺯﺑﺎﻥ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩ‌ﺍﻯ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﺍﮊﻩ ﺑﻴﮕﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﺍﻩ ﭘﻴﺪﺍ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﺍﮊﻩ‌ﺍﻯ ﻧﻴﺰ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻬﺠﻮﺭ ﻭ ﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻣﺘﻦ

ﺭﺍ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻧﻤﻰ‌ﺳﺎﺯﺩ. 

>ﺩﻭﻣﻴﻦ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﺳﺮﻭﺩ «ﺍﻱ ﺍﻳﺮﺍﻥ» ﺩﺭ ﺑﺎﻓﺖ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺷﻌﺮ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ‌ﮔﻮﻧﻪ‌ﺍﻱ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻣﻲ ﮔﺮﻭﻩ‌ﻫﺎﻱ ﺳﻨﻲ، ﺍﺯ ﮐﻮﺩﮎ ﺗﺎ ﺑﺰﺭﮒ‌ﺳﺎﻝ ﻣﻲ‌ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺟﺮﺍ ﮐﻨﻨﺪ. ﻫﻤﻴﻦ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﺳﺒﺐ ﺷﺪﻩ ﺗﺎ ﺍﻳﻦ ﺳﺮﻭﺩ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﻲ ﻣﺮﺍﮐﺰ ﺁﻣﻮﺯﺷﻲ ﻭ ﺣﺘﻲ ﮐﻮﺩﮐﺴﺘﺎﻥ‌ﻫﺎ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﺍﺟﺮﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. 

>ﻭ ﺑﺎﻻ‌ﺧﺮﻩ ﺳﻮﻣﻴﻦ ﻭﻳﮋﮔﻲ‌ﺍﻱ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻦ ﺳﺮﻭﺩ ﻗﺎﺋﻞ ﺷﺪﻩ‌ﺍﻧﺪ، ﻓﺮﺍﮔﻴﺮﻱ ﺍﻳﻦ ﺳﺮﻭﺩ ﺑﻪ ﻟﺤﺎﻅ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺕ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮔﺮﻭﻩ ﻳﺎ ﻓﺮﺩ، ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻣﻲ‌ﺩﻫﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﺳﺎﺯ ﻭ ﺁﻻ‌ﺕ ﻭ ﺍﺩﻭﺍﺕ ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ ﻧﻴﺰ ﺑﺘﻮﺍﻥ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺟﺮﺍ ﮐﻨﻨﺪ.

>ﺁﻫﻨﮓ ﺍﻳﻦ ﺳﺮﻭﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻭﺍﺯ ﺩﺷﺘﻲ ﺧﻠﻖ ﺷﺪﻩ،ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻪ‌ﻫﺎﻱ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭ «ﺭﻭﺡ‌ﺍﻟﻠﻪ ﺧﺎﻟﻘﻲ» ﺍﺳﺖ. ﻣﻠﻮﺩﻱ ﺍﺻﻠﻲ ﻭ ﭘﺎﻳﻪ‌ﺍﻱ ﮐﺎﺭ، ﺍﺯ ﺑﺮﺧﻲ ﻧﻐﻤﻪ‌ﻫﺎﻱ ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ ﺑﺨﺘﻴﺎﺭﻱ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻓﻀﺎﻳﻲ ﺣﻤﺎﺳﻲ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ، ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ. 

>ﺍﻳﻦ ﺳﺮﻭﺩ ﺩﺭ ﺍﺟﺮﺍﻱ ﻧﺨﺴﺖ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ‌ﺻﻮﺭﺕ ﮐﺮ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪ. ﺍﻣﺎ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﻣﺤﮑﻢ ﺷﻌﺮ ﻭ ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ ﺁﻥ ﺳﺒﺐ ﺷﺪ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺩﻫﻪ‌ﻫﺎﻱ ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﻄﺮﺣﻲ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ «ﻏﻼ‌ﻣﺤﺴﻴﻦ ﺑﻨﺎﻥ» ﻭ ﻧﻴﺰ «ﺍﺳﻔﻨﺪﻳﺎﺭ ﻗﺮﻩ‌ﺑﺎﻏﻲ» ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ‌ﺻﻮﺭﺕ ﺗﮏ‌ﺧﻮﺍﻧﻲ ﻫﻢ ﺍﺟﺮﺍ ﮐﻨﻨﺪ.

>

>ﺍﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﯼ ﻣﺮﺯ ﭘﺮ ﮔﻬﺮ

>ﺍﯼ ﺧﺎﻛﺖ ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﻫﻨﺮ

>ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺑﺪﺍﻥ

>ﭘﺎﯾﻨﺪﻩ ﻣﺎﻧﯽ ﻭ ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ

>ﺍﯼ …ﺩﺷﻤﻦ ﺍﺭﺗﻮ ﺳﻨﮓ ﺧﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﻣﻦ ﺁﻫﻨﻢ

>ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﻓﺪﺍﯼ ﺧﺎﻙ ﭘﺎﻙ ﻣﯿﻬﻨﻢ

>ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﭼﻮﻥ ﺷﺪ ﭘﯿﺸﻪ ﺍﻡ

>ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﻡ

>ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺗﻮ ، ﻛﯽ ﺍﺭﺯﺷﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﺟﺎﻥ ﻣﺎ

>ﭘﺎﯾﻨﺪﻩ ﺑﺎﺩ ﺧﺎﻙ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺎ

>

>ﺳﻨﮓ ﻛﻮﻫﺖ ﺩُﺭ ﻭ ﮔﻮﻫﺮ ﺍﺳﺖ

>ﺧﺎﻙ ﺩﺷﺘﺖ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺯﺭ ﺍﺳﺖ

>ﻣﻬﺮﺕ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻛﯽ ﺑﺮﻭﻥ ﻛﻨﻢ

>ﺑﺮﮔﻮ ﺑﯽ ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﭼﻮﻥ ﻛﻨﻢ

>ﺗﺎ …ﮔﺮﺩﺵ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﺩﻭﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﭙﺎﺳﺖ

>ﻧﻮﺭ ﺍﯾﺰﺩﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﻫﻨﻤﺎﯼ ﻣﺎﺳﺖ

>ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﭼﻮﻥ ﺷﺪ ﭘﯿﺸﻪ ﺍﻡ

>ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ ، ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﻡ

>ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺗﻮ ، ﻛﯽ ﺍﺭﺯﺷﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻳﻦ ﺟﺎﻥ ﻣﺎ

>ﭘﺎﯾﻨﺪﻩ ﺑﺎﺩ ﺧﺎﻙ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻣﺎ

>

>ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﯼ ﺧﺮﻡ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﻦ

>ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﻦ

>ﮔﺮ ﺁﺗﺶ ﺑﺎﺭﺩ ﺑﻪ ﭘﯿﻜﺮﻡ

>ﺟﺰ ﻣﻬﺮﺕ ﺑﺮ ﺩﻝ ﻧﭙﺮﻭﺭﻡ

>ﺍﺯ …ﺁﺏ ﻭ ﺧﺎﻙ ﻭ ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﺳﺮﺷﺘﻪ ﺷﺪ ﺩﻟﻢ

>ﻣﻬﺮﺕ ﺍﺭ ﺑﺮﻭﻥ ﺭﻭﺩ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺩﻟﻢ

>ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﭼﻮﻥ ، ﺷﺪ ﭘﯿﺸﻪ ﺍﻡ

>ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ ، ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﺍﻡ

>ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺗﻮ ، ﻛﯽ ﺍﺭﺯﺷﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻳﻦ ﺟﺎﻥ ﻣﺎ

>ﭘﺎﯾﻨﺪﻩ ﺑﺎﺩ ﺧﺎﻙ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺎ 





امیر حسین سوری

وحدت و کثرت

امیر حسین سوری

 i love hijab

امیر حسین سوری

در قانون اصالت ها فرد اصل نیست اجتماع هم اصل نیست شاید علی الظاهر درست باشد بگوییم اسلام اصالت را هم به فرد می دهد هم به جامعه اما از یک جهت درست نیست اصالت برای خداست امانت باید لحاظ شود و براساس فطرت و غریزه باید باشد اصالت متعلق به خانواده است شاید بگویید خانواده همان جامعه کوچک است اما اگر به خانواده اصالت بدهیم هم می توانیم به فرد و هم به جامعه اصالت دهیم اما اگر به فرد و جامعه اصالت بدهیم امکان عدم اصالت بخشی به خانواده وجود دارد در ضمن این اصالت ها مجازی و امکان پذیر است اما اصالت واجب اصالت خود خداست و تعریف انسانیت و انسان به عنوان بنده خدا و خلیفه الله در جهان بدون هیچ نوع بردگی و در آزادی و آزادگی حقیقی علل الخصوص آزادی ازدبند شیطان و نفس اماره 


چند نکته دنباله دار

ببینید گفتیم خانواده اصل است اما امانت و ایمان قبل از آن اصالت دارد مثل کنعان پسر نوح و یا همسر لوط که از قومش طرفداری می کرد حالا کمی جلوتر می رویم و اصالت را از امانت هم می گیریم و به امانت دهنده می دهیم مثل قضیه حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل یعنی خدا امری را دستور می دهد باید اجرا شود و هیچ عذری و بهانه و استدلال هم نداریم اینجا اصالت خود خدا مطرح می شود.

امیر حسین سوری

خاطره ای شنیدنی از 

استاد شفیعی کدکنی


آخر سال تحصیلی بود بیشتر بچه ها غایب بودند

یا اکثراً به شهرها و شهرستان های خودشان رفته و یا گرفتار کارهای عید بودند؛

اما استاد بدون هیچ تاخیری سر کلاس آمد

و شروع به درس دادن کرد ...

بالاخره کلاس رو به پایان بود که یکی از شاگردان خیلی آرام گفت:

«استاد آخر سال است؛

دیگر بس است!».

استاد هم دستی به سر خود کشید!

و عینکش را از روی چشمانش برداشت

و همین طور که آن را روی میز  می گذاشت

خودش هم برای اولین بار روی صندلی جا گرفت

استاد 50 ساله‌ با آن کت قهوه‌ای سوخته‌

که به تن داشت، گفت:

«حالا که تونستید من را از درس دادن بیاندازید، بگذارید خاطره ای را برایتان تعریف کنم:

من حدوداً 21 یا 22 ساله بودم،

مشهد زندگی می کردیم،

پدر و مادرم کشاورز بودند،

با دست های چروک خورده و آفتاب سوخته،

دست هایی که هر وقت آنها را می دیدم دلم

می خواست ببوسمشان،

بویشان کنم

کاری که هیچ وقت اجازه به خود ندادم با پدرم بکنم!

اما دستان مادرم را همیشه خیلی آرام

بو می کردم و در آخر بر لبانم می گذاشتم.

استاد اکنون قدری با بغض کلماتش را جمله می کند

نمی دانم شما شاگردان هم به این پی برده اید که هر پدر و مادری بوی خاصّ خودشان را دارند یا نه؟

ولی من بوی مادرم را همیشه زمانی که نبود و دلتنگش می شدم از چادر کهنه سفیدی که گل های قرمز ریز روی آن نقش بسته بود حس می کردم

چادر را جلوی دهان و بینی‌ام می گرفتم و چند دقیقه با آن نفس می کشیدم...

اما نسبت به پدرم؛

مثل تمام پدرها؛

هیچ وقت اجازه ابراز احساسات پیدا نکردم؛

جز یک بار، آن هم نه به صورت مستقیم.

نزدیکی های عید بود، من تازه معلم شده بودم و اولین حقوقم را هم گرفته بودم، صبح بود، رفتم آب انبار تا برای شستن ظروف صبحانه آب بیاورم.

از پله ها بالا می آمدم که صدای خفیف هق هق گریه مردانه ای را شنیدم، از هر پله ای که بالا می آمدم صدا را بلندتر می شنیدم...

استاد حالا خودش هم گریه می کند...

پدرم بود، مادر هم او را آرام می کرد، می گفت: آقا! خدا بزرگ است، خدا نمیگذارد ما پیش بچه ها کوچک شویم! فوقش به بچه ها عیدی نمی دهیم!...

اما پدر گفت:

خانم! نوه های ما، در تهران بزرگ شده اند و از ما انتظار دارند، نباید فکر کنند که ما...

حالا دیگر ماجرا روشن تر از این بود که بخواهم دلیل گریه های پدر را از مادرم بپرسم،

دست کردم توی جیبم، 100 تومان بود

کل پولی که از مدرسه (به عنوان حقوق معلمی) گرفته بودم

روی گیوه های پدرم گذاشتم و خم شدم و گیوه های پر از خاکی را که هر روز در زمین زراعی همراه بابا بود بوسیدم.

آن سال، همه خواهر و برادرام ازتهران آمدند مشهد، با بچه های قد و نیم قد که هر کدام به راحتی، با لفظ "عمو" و "دایی" خطابم می کردند.

پدر به هرکدام از بچه ها و نوه ها 10 تومان عیدی داد؛ 10 تومان ماند که آن را هم به عنوان عیدی به مادر داد.

اولین روز بعد از تعطیلات بود، چهاردهم فروردین، که رفتم سر کلاس.

بعد از کلاس، آقای مدیر با کروات نویی که به خودش آویزان کرده بود گفت که کارم دارد و باید بروم به اتاقش؛ رفتم، بسته ای از کشوی میز خاکستری رنگ کهنه گوشه اتاقش درآورد و به من داد.

گفتم: این چیست؟

گفت: "باز کنید؛ می فهمید".

باز کردم، 900 تومان پول نقد بود!

گفتم: این برای چیست؟

گفت: "از مرکز آمده است؛ در این چند ماه که شما اینجا بودی بچه ها رشد خوبی داشتند؛ برای همین من از مرکز خواستم تشویقت کنند."

راستش نمی دانستم که این چه معنی می تواند داشته باشد؟!

فقط در آن موقع ناخودآگاه به آقای مدیر گفتم: این باید 1000 تومان باشد، نه 900 تومان!

مدیر گفت: از کجا می دانی؟

کسی به شما چیزی گفته؟

گفتم: نه، فقط حدس می زنم، همین.

در هر صورت، مدیر گفت که از مرکز استعلام می‌گیرد و خبرش را به من می دهد.

روز بعد، همین که رفتم اتاق معلمان تا آماده بشوم برای رفتن به کلاس، آقای مدیر خودش را به من رساند و گفت: من دیروز به محض رفتن شما استعلام کردم، درست گفتی!

هزار تومان بوده نه نهصد تومان!

آن کسی که بسته را آورده صد تومان آن را

برداشته بود

که خودم رفتم از او گرفتم؛

اما برای دادنش یک شرط دارم...

گفتم: "چه شرطی؟"

گفت: بگو ببینم، از کجا این را می دانستی؟!

گفتم: هیچ، فقط شنیده بودم که خدا ده برابر کار خیرت را به تو بر می گرداند، گمان کردم شاید درست باشد. ..


امیر حسین سوری

ﻧﺎﺧﺪﺍ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺑﺎﺩ ﺑﺠﻨﮕﯽ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ

ﺑﺎ ﺷﺐ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﯿﺪﺍﺩ ﺑﺠﻨﮕﯽ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ


ﭘﺎﺩﺷﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺩﮊ ﺗﺴﺨﯿﺮ ﺷﺪﻩ

ﺗﺎ ﺩﻡ ﻣﺮﮒ ﻓﻘﻂ ﺷﺎﺩ ﺑﺠﻨﮕﯽ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ


ﺑﺎﺭ ﻫﺎ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﻻﺷﻪ ﺍﻡ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﮐﻪ

ﻭﺳﻂ ﮔﻠﻪ ﯼ ﺻﯿﺎﺩ ﺑﺠﻨﮕﯽ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ


ﻋﺸﻖ ﺑﯽ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺧﺎﺹ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ

ﺑﺎ ﺩﻝ ﻭ ﻣﻨﻄﻖ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﺑﺠﻨﮕﯽ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ


ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺗﻨﮓ ﻭﻟﯽ

ﻣﺜﻞ ﯾﮏ ﻣﺎﻫﯽ ﺁﺯﺍﺩ ﺑﺠﻨﮕﯽ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ....

امیر حسین سوری

✍ کمی درنگ(مطلب ویژه)

حتما بعد از خواندن به اشتراک بگذارید 


🎓استاد رحیم پور ازغدی: 

چرا کوروش پرستان و اسلام ستیزان در فضای مجازی جولان کرده اند!


⁉️چرا کوروش پرستان و اسلام ستیزان در فضای مجازی جولان کرده اند؟!

واقعا چرا؟!


⁉️چرا مطالب به ظاهر علمیشان را در دانشگاه ، حوزه، محفل علمی، کتابها و انتشارات داخلی و خارجی و یا مقاله علمی ، مجلات و حتی روزنامه های خارجی نمی نویسند و نشرش نمیدهند و تمام فعالیتشان محدود می شود به نت، فضای مجازی و شبکه های اجتماعی ؟!


🔰حالا بگذریم از طراحی ساختار شبکه های اجتماعی که مخصوص این نوع شایعه سازی ها است. علت را میتوان اینطور دسته بندی کرد:


📣۱-در محافل علمی و دانشگاهی به راحتی دستشان رو خواهد شد و نمیتوانند دلایل مستند و قانع کننده ای بیاورند و به راحتی پذیرفته نخواهد شد!!!


📣۲-مجلات علمی و پژوهشی تنها با ارائه مستندات و تحلیل های علمی پذیرفته خواهد شد و با نشر مطالب کذب بدون سند( مثل پاسخ نامه یزد گرد سوم به عمربن خطاب که کاملا کذب محض است) پذیرفته نخواهد شد.


📣۳-کاملا مشخص است که در فضای مجازی افراد، بدنبال سند دقیق نخواهند بود ! و اگرهم سندی ذکر بشود کسی فرصت بررسی پیدا نخواهد کرد ! و اگر کسی هم مطلع باشند و مطلب را ردکند با هجمه زیاد به ایشان حمله خواهند کرد و از مسیر بحث خارج می شوند و به جای بحث در خصوص موضوع اصلی به توهین به اسلام ، ایجاد شبه های بی اساس و نژاد پرستانه می پردازند و از اصول اولیه مباحثه خارج میشوند و تمام منابع خودشان معتبر و تمام منابع طرف مقابل را غیر معتبر می دانند.


📣۴-کاملا واضح است که افرادی که اهل علم و پاسخ دهنده هستند در فضای مجازی نیستند و یا فرصت پاسخگویی به این همه هجمه را پیدا نخواهند کرد(حوضی که ماهی نداره قورباغه هفت تیر کش میشه) در مواردی هم که با صرف وقت زیاد پاسخی داده می شود به هیچ عنوان نخواهند پذیرفت (چون نیامده اند که آگاه شوند آمده اند تا گمراه کنند!)


📣۵-دقیقا قصدشان گرفتن پاسخ نیست بلکه قصدشان تخریب ، شبهه و شایع پراکنی است.


📣۶- همه دانشمندان مسلمان را نادان فرض کرده و خود را دانشمند و علامه دهر میدانند!


📣۷-تکرار تکرار و تکرار، وقتی یک مطلب دروغ هر روز تکرار شود و بعضی از دوستان بدون بررسی انتشار میدهند و تکرار تکرار و تکرار آن را باعث می شوند! خیلی ها هم میگویند ؛ خوب همه میگن! اینهمه میگن حتما درسته دیگه!


📣۸- از ترفند های حرفه ای استفاده میکنند:


💽دادن حجم زیاد اطلاعات درست و غلط که برای مخاطب قابل تشخیص نیست کدام یک درست و کدام یک غلط است .


🎭تحریک احساسات و عرق ملی مردم که در مقابل ارائه مطالب کذب و دروغ را به عرق ملی و احساسات وصل خواهند کرد.


برداشتن گام های تخریب طرف مقابل

گام ارائه مطالب به ظاهر صحیح و

پیشنهاد حذف اسلام و جایگزینی بی خدایی


📣۹ -بدون تحقیق هم می شود فهمید که سیاست صهیونیست و انگلیس ( اختلاف بینداز حکمت کن) را دنبال میکنند! چه دلیلی دارد در این مقطع زمانی که شرق و غرب و شمال و جنوب کشور ما در حال درگیری های نظامی و تهدید های امنیتی است با ایجاد اختلاف بین ادیان و اقوام مختلف امنیت کشورمان را به خطر بیندازیم ؟! چه هدفی را دنبال میکنند ؟! هر عقل سلیمی اختلاف را به صلاح نمیداند و مردم به اتحاد و همدلی دعوت میکند !

چرا اینها هم صدا با دشمن بدنبال ایجاد اختلاف هستند ؟! از ایجاد اختلاف به چه هدفی خواهند رسید ؟!


🔵من به همه مردم فهیم و زیرک ایرانی عزیزم پیشنهاد میکنم از پذیرش مطالب به ظاهر علمی ، تاریخی و مذهبی اعتقادی در فضایی مجازی خودداری و خدای ناکرده ، خدای ناکرده با انتشار آن دشمن را به هدفش نزدیک نکنید!


🔵🔴⚪️هخامنش گرایی ضدیت با تاریخ کهن ایرانی است!


امیر حسین سوری

اهمیت کتاب از دیدگاه مقام معظم رهبری(ره)

امیر حسین سوری

به دلیل اهمیت موضوع به طور جدا مطرح می شود اینکه ربا جنگ با خدا و پیغمبر است در مثال ربا اگر شما یک برنج از یک نوع را با برنج دیگری حتی از نوع دیگر اما غیر هم وزن مبادله کنید ربا است در شراکت شرط اصلی مشارکت در سود و زیان و عدم اصل گرایی خود پول(ثروت غیر هدف مثل سکه)است در اسلام مال قراردادی نداریم مصداق حقیقی روح رباخوار نیز در قرآن جن زده است اما مورد ما بحث برده داری است برخلاف حرفها اصل برده داری براساس جنگها شکل نمی گرفت بلکه بیشترین بخش آن دقیقا مربوط به ربا و به بردگی گرفتن خانواده ی فرد ربا گیرنده بوده که نمی توانسته پول را بپردازد و ربا دهنده برده داری می کرده بقیه اش را خودتان بفهمید و مراقب خودتان باشید اولویت خودتان است و مراقب باشید مثل اصحاب سبت عمل نکنید که واقعیت ماجرا عوض نمی شود ما کاری مهمتر از خودسازی نداریم و ان شا الله با این خود سازی بتوانیم جامعه ای الهی بسازیم و اهداف نظام اسلامی را برای ظهور حضرتش به سرانجام برسانیم

امیر حسین سوری

آقا یک سوال اساسی اینکه تمام فنتزی نوشتن هاشون مثل هری پاتر ها و تخیلی هایی مثل بتمن و ...از پیامبران و امامان بوده حتی ارسطو هم در فلسفه با روایتی پیامبر بوده حتی در فراماسونری با وجود نگاه کاملا غیرتوحیدی و دید عدم پیامبردیدن سلیمان باز هم مجبورند از نام سلیمان استفاده کنند یا در شیمی-در اصل کیمیا و با ماهیت خودش- رازی یا در پزشکی ابن سینا یا در نجوم نام خواجه نصیر یا در ریاضی الگوریتم و خورازمی یا در موسیقی نام فارابی .تمام رشد و پیشرفتشان از چه از پولی و سرمایه و چه از نظر علمی را مدیون برده داری چه به شیوه سنتی و چه مدرن اند تمام دانشمندانشان هم در رده های بالا نوابغ کشورهای دیگرند که از ملیت و مذهب خالیشان می کنند سپس جایگاه می دهند یعنی هم علم دزدی هم عالم دزدی تاریخچه جنگ جهانی و موارد اصلی فناوری مثل وی دو انیگما هانیبو بل ربات جنگی ماشین بدون روغن موتور جت بی سیم و زیردریایی پروتزهای نوین  و ....نیز مشخص است منظور اینکه حتی در فناوری های اروپایی هم کومونیسم و سرمایه داری یهودی همجنس باز تکامل گرای دارای خدای خودساخته ی ضعیف و مخالف دید علمی به دین به زندگی چسبیده ی پول جمع کن ربا خوار صاحب شرکتهای مشروب فروشی و سلاح در اروپا و آمریکا که با دروغ هلوکاست می خواهند دنیا را بگیرندعاملش نبود.حتی در بحث انقلاب هم نیروها و اصول انقلاب کبیر خودشان که حداقل گذار از فیودالیسم به سرمایه داری-حداقل در ظاهر-بود امروزه با آن اصول وجود ندارد و به اعتقاد خودشان در سه مرحله سرکوب شد تا به مدل امروزی شان برسد.خب خودشان-لیبرالهای سرمایه دار یهودی  یا با فکر یهودی و آتییست- با اینهمه به اصطلاح فرهنگ دقیقا چه کار می کنند نکته پاورقی اینکه در هردو کشور فرانسه و آلمان قوانین نورنبرگ بدون اصل قوانین شرعی ازدواج و عدم احترام به اعتقادات ادیان الهی و اصل عدم تمایز بین خود یهودیان نگارش شد و این از ایرادات آن بود.البته به طرز اشتباه تری رژیم صهیونیستی با ریختن قوانین شناخت یهودی و قضیه ایگرگ هارونی خودشان نماد تبعیض اند.این جدا از بحث نامشروع بودن حکومتشان است.در ضمن تاریخ حمام سرویس بهداشتی و مسواک را هم یادآوری کنیم.البته این هم عدالت خواهی و ثروت فراوان را هم نمی دانیم با صنعت پورنو و مواد مخدر افغانستان و فروش سلاح به اینهمه جنگجو در جنگهای داخلی آفریقا و حتی فروش سلاح بین خودشان و مردم آمریکا به دست می آید در ضمن همین علم و دشمنی هایی هم که دارند با علم کامل نیست مثلا در قرآن اقوامی آمده که با جبرییل دشمن بودند یعنی هم فرشتگان را نه تنها می شناختند و می دیدند بلکه با بزرگ ترینشان یعنی خود جبرییل دشمنی می کردند و خود را در حد بزرگترین می دیدند اما ما امروزه حتی از بحث علم تعبیر خواب و حتی اثبات وجود جن که وجود مادی دارد عاجزیم و حتی پیامدهای جاری را نادیده می گیریم پس خیلی هم پیشرفته نیستیم البته نکته جالب اینجاست که در زمان ظهور فقط دو باب از بیست و هفت باب علم باز شده البته در زمان ظهور که نمی دانم شاید فردا باشد شاید هزار سال دیگر پس طلب کار واقعی منم که از علم محروم شده ام و اگر حضرت می آمد این مشکلات حل می شد جالب اینجاست همان غربی های علم دوست اگر در کشوری عالمی باشد ترورش می کنند این مورد نه فقط در مورد ایرانیان و دانشمندانش از مطهری بگیر تا احمدی روشن صورت گرفته بلکه در دیگر کشورها مثل عراق علل الخصوص بعد از اشغال نیز شاهد آن بوده ایم حالا طلبکار واقعی ما باید باشیم یا آنها 

امیر حسین سوری

به نام خدا

در این مقاله سعی در واکاوی شخصیت خاص بتمن می کنیم 

از لحاظ تاریخچه بتمن در بازی ماقبل مارول و دی سی به نوعی مقابل شخصیت استارک در آیرنمن قرار دارد و مثل او آدمی پولدار است و از فناوری و تکنولوژی و لباس خاص استفاده می کند در نقش تکمیلی داستان کاپیتان دوست استارک و سوپر من در داستانهای بتمن قرار دارد اما از لحاظ عملیاتی کاپیتان از سوپرمن و بتمن به طوری از مرد آهنی برتر است بتمن شخصیت حقیقت جو دارد و وام دار کسی نیست حتی پلیس و برای دفاع از عدالت به دلایل شخصی از هیچ کاری کوتاهی نمی کند برای شکل گیری این شخصیت از یک پرنده ی پستاندار خاص یعنی خفاش که در ادبیات غرب معنای نسبتا متفاوتی با همین موجود در ادبیات شرقی و اسلامی دارد الهام گرفته شده حتی برای همسر و معشوقه بتمن از طرحهایی مثل مدل گربه برای زن نیز اقتباس شد اما رویکرد اصلی در خفاش و تجزیه تحلیل عملیاتی برای شخصیت سازی انسانی برای یک هیرودیا قهرمان است شاید داستان از اصل دینی اقتباس و پیروی نکرده اما با دست گذاشتن روی این موجود خواه ناخواه خود را وارد مسایلی خاص کرده نگاه ما نگاه اصلی به خالق این پرنده یعنی شخص مسیح است که اتفاقا رفتارهای خاص خفاش گواه رویکرد -و نه شخصیت-خالقش است بدین معنی که در اقتباس شخصیت بتمن از خفاش مسایلی مثل مخفی کاری و حرکت در شب علاقه شدید به علم نداشتن دوست و تعهد برادری و نداشتن همسر  از جمله اینها هستند که همگی با توجه به زمان خاص حضرت عیسی (ع) در مورد ایشان رخ داده است اما ماموریت این شخصیت بزرگوار کامل نشد و ایشان در معراج به سر می برند تا ظهور.دقت کنید زمان پیامبر طوری نبود که بتوانند ازدواج کنند نه اینکه نخواهند ازدواج کننددقت کنید حواریون به عنوان جانشین و برادر دینی به عنوان خلیفه نیستند اما در مورد حضرت موسی(ع)هارون حکم برادر و خلیفه را دارد و در اصل امور هدایت دخالت دارد و خود پیامبر نیز به شمار می رود البته تبلیغی حضرت موسی ازدواج نیز کردند اما حضرت عیسی به دلیل سفر زیاد از ترس جان خویش فرصت ازدواج نیافتند نه اینکه نخواهند اما در مورد بتمن اینچنین نیست و در داستانها روایتهای خیلی متفاوتی از این شخصیت داریم و البته با توجه به سبک تحمیلی غربی در رسانه های غربی ندل پارتنری نیز داده شده است رفتارهای بتمن از خفاش تقلید شده و همچنین توانایی هایش مثل پرواز گوشهای خاص و بدن قوی و هوش استراتژیک در حل مسایل برخلاف استارک دوست دایمی ندارد و دوست دایمی سوپر من نیست و در برخی کمیک ها با وی می جنگد و در برخی دوستش است مخفی کاری اش هم از همه ی هیروها بیشتر است چون این مخفی کاری در عین داشتن جای ثابت است و نه مدل یک جاسوس و مثل مرد عنکبوتی هم جداییدبین دنیای واقعی و دنیای قهرمانی خویش را ندارد یعنی در تضاد موفقیت و شکست نیست در تضاد شهرت و عدم شهرت است بتمن کلا تنهایی کار می کند و علاقه ای هم به شهرت ندارد گفتیم این شخصیت به دلایل نام برده الگوی صحیحی نیست بلکه برای استفاده حتما در موارد مختلف باید اصلاح شود البته این به معنی دست بردن کامل در شخصیتش نیست بلکه اتفاق همین شخصیت توانایی های خاضی را ایجاد می کند به نوعی این مدل رفتاری غرب هم هست آمار ها را دقیق نمی دانم اما از نظر الگوی رفتاری و محبوبیت عمل از نظر فکری این مدل اصلی غرب است اما با الگوی عملی جوانانشان تفاوت دارد اما این مورد هم مانند هری پاتر در اصلش مشکلی نیست و به نوعی ناخواسته دست روی دم شیرگذاشته اند فراموش نشود خفاش معجزه(اصلش نشانه است نه معجزه)زنده و باقی مانده از عصر خودش است و این مورد قابل تبدیل به شخصیت دلخواه می باشد و اگر از این دید نگاه کرد می توان جواب قانع کننده ای برای جوانان غرب باشد یعنی اگر حق جو باشند جواب را می یابند و الگوی صحیح اصلی را می یابند و حتی اگر غیر مذهبی نگاه کنیم بازهم بتمن واقعی با الگوی اولیه و با تکمیل و تخیل گرایی و همراه با فانتزی گرایی با این الگوی مدل سازی شده رسانه ای تفاوت خواهد داشت و قابلیت رشد بیشتری خواهد داشت مثلا در رسانه هیچ وقت علوم شامل علوم خاص مثل علوم غریبه نشده یا مورد شفا دادن یا زنده کردن موجودات اینها همه قابل دستیابی با این شخصیت است اتفاقا روح علمی گرا و تکنولوژی خواه بتمن بیشتر به این موارد نیز علاوه بر سایر متدها جریان خواهد داشت مثلا ساخت ابزارهای دفاعی ترکیبی از علوم و فنون مختلف اتفاق شخصیت خود بتمن یک شخصیت کاملا الهام گیر است و به همین دلیل اولین الگوی الهامی خفاش است و به عنوان پایه قرار گرفته است در ضمن موارد داشتن یا نداشتن همسر و برادر همراه صرفا به عنوان یک نقطه ضعف مطرح نیست و حتی به عنوان نقطه قوت با توجه به خط داستان مطرح می شود و یک ویژگی است اما باید بتمن طوری باشد که بتواند این موارد را هم کسب کند و مثلا با حذف خدا و یا عدم رویکرد حقیقی به علوم طوری شود که بگوییم اینهم طرفدار همجنس بازی است دقیقا در هری پاتر این خط مشی رقم خورده است بلکه حتی در مورد تکامل شخصیت و حتی فانتزی سازی حقیقت جویی و اینگونه بهتر است مدل بتمن حتی از سبک هری پاتر نیز پایه ای تر محسوب می شود و در دنیای کمیک  و ساختن آمریکای مدرن امروزی جایگاه ویژه ای دارد اگر هم برایتان مهم است این مورد هم ضروری است که حضرت آقا از بین تمام قهرمانهای داستانهای غربی در مورد بتمن و عدم امکان الگو بودن این قهرمان غربی برای جوانان ما نظر داده اند این مقاله سعی در واکاوی این موضوع داشت تا پیامد الگوبرداری غرب زده وارانه را بررسی و منابع آنها و طرز تفکرشان به مسایل سنجیده و هدف آنها مشخص شود نکته اینجاست که ما به هیچ عنوان با دشمن بی سواد روبرو نیستیم و حتی آگاهی آنها به خیلی از مسایل ما و جهت دادنهایشان به فکر و ذهن نویسندگانشان و طراحانشان و اتاقهای فکریشان توسط شیطان قابل توجه است 

چند نکته دیگر

نوع پوشش بتمن به طور خاص برگرفته از خفاش نیست بلکه به نوعی از شوالیه های قرون وسطی الهام گرفته شده و داستانهای آن مشخص است بخش دوم همپاهای بتمن است یکی سوپر من که به عنوان رقیب گاه در کنار و گاه در مقابل بتمن قرارگرفته اما به دلایلی مثل عدم داشتن منشا آدمی در زمین نمی تواند الگو شود جوکر هم به عنوان دشمن همیشگی در اصل خیلی در توان الگو شدن و در اصل مهم شدن نیست و در حقیقت اصل بتمن خود را بروز می دهد و با وجود فضایی بودن سوپر من بتمن با الگوهای اصلی ایمانی تطابق دارد بازهم تاکیید می کنیم این مقابرت ها آنهم به دلیل الگو قرار گرفتن یک معجزه یعنی خفاش رخ داده و اینجا به دلایل عدم اشاره به ایمان و ولایت الهی ابعاد کاربرد در ولایت طاغوت است و ما خلا نداریم البته با دادن آگاهی منشا و مشخص کردن حقایق و امکان رشد و پیشرفت حقیقی و سرعت دادن به آن و وصل به منبع الهی و ایمانی اشخاص اتفاقا آنها مستعد تر برای ایمان اند 



ما تا الان در باره بتمن و این شخصیت کردیم و بحث خفاش را مطرح کردیم.درست است که خفاش خاص ترین معجزه و دارای امکان نابود کردن کردن تمام اصول خاص داستانهای بنی اسراییل است چرا که معجزه آخرین پیامبر از نسل بنی اسراییل است و تمام داستانهای پیامبران قبلی در این قوم با مدل حضرت عیسی و آیات وی و نوع نگرش کاملا ایمان گونه به علوم غریبه به نوعی مهر پایان بر بازی های این قوم است نکته هم اینکه بعد از ظهور حضرت عیسی شیاطین فقط دیگر می توانستند تا آسمان چهارم پیش بروند نه همه ی آن و بعد از ظهور حضرت خاتم (ص) تمام دسترسی شان قطع شد.به نوعی داستان این حضرت در تمامی داستانهای پیامبران قبلی جایگاه خاصی دارد از لحاظ دسترسی به اسم اعظم نیز جایگاهشان معلوم است نکته اینکه در زمان ایشان خواستن معجزه ی غذای آسمانی اصلا اصل نیست و اصل ایمان سلامت و امنیت است اما در مورد رفتار خداوند در قبل با این قوم این ویژگی نیست و قضیه من و سلوی را داریم این پیامبر در حقیقت پس از ترد جایگاه بنی اسراییل آمده در رویکرد پیامبران پیشین ما هیچ اشتباهی نمی بینیم ولی نقاط خاصی وجود دارد مثلا در مورد حضرت یوسف و بانو زلیخا و ازدواج این  بعد از مرگ عزیز قبلی مصر و جوان شدن زلیخا و بحث خاص اسم اعظم در این نقطه یا بحث رقابت آصف بن برخیا با عفریت در تسخیر سلیمان و در ادامه مورد خاص رواج جادو و اختلاف افکنی بین زن و شوهر و در عین حال عدم نابودی تخت سلیمان یا بحث شهادت جادوگران ایمان آورده که خورده شدن چوبهای آنها مثل داستان رسوایی زنان در مقابل فرعون و داستان یوسف است و مطلب مهمتر اینکه شهید زنده است و یکی از آیات حضرت عیسی زنده کردن مردگان است و همه ی این روندها خاص است دقیقا در زمان حضرت عیسی است که کشتارهای دسته جمعی پیامبران و مومنام در قوم یهود اتفاق می افتد  و حضرت مسیح به خواست و اراده خدا زنده می ماند و معراج می کند حتی در بخشهایی از تلمود ما اندیشه کشتن و به شهادت رساندن ماشیح در صورت عدم پیروی از بزرگان یهود را داریم که کاملا عجیب و غریب است و پا را فراتر از گلیمشان گذاشته اند-تلمود حاصل اندیشه های خاخام های یهود در طول قرنهاست که در بعضی فرق یهود از تورات نیز جایگاه بالاتری دارد-اما چه دلایلی داشته که خفاش باید با وجود اینکه اتفاقا جایگاهی در شیطان پرستی مثل جغد ندارد اما اقتباسات خاصی گرفته شده است 

این پرنده در غارهای خالی و سرد و جدا از محیط زیست معمولی زندگی می کند و در ضمن به طور وارونه می خوابد و صورتش را نیز به صورت نیمه می پوشاند

شب گرد است

تقریبا جزو تنها پرندگان دارای گونه خهای خون آشام است و البته پستاندار است در ضمن حتی در نوع خون آشام هم یک قاتل گوشت خوار  بی رحم باشد معمولا حضور ندارد

دارای امکان  و تمایل همجنس بازی هم هست 

چند مورد خاص مثل سیستم شنوایی و وجود سیستمهای جلوگیری از پیری و تفاوت مدل دی ان ای تلومری در این پرنده پرسشهای زیادی را مطرح کرده است که در دین و تعریف روح و تعریف روش بوجود آمدن این مخلوق به واسطه ی انسان جپاب داده شده است اما علم پزشکی با مدل غربی جوابی ندارد


تقریبا مثل داستان اول خلقت است که نوعی ظلوما جهولا و فساد و خونریزی را داریم در عین حال روندهای مثبت هم هست و اینجا ما بحثهای بیشتری باید بکنیم 

البته درست است که ما اینها را ذکر کردیم اما دقت کنید این موجود حیوان است نه انسان و امانت انسان نیست بلکه یک نشانه است .در ضمن رویکرد ما سعی می شود مثل رویکرد حضرت امام علی(ع) در مورد سگ باشد که صفات دهگانه نیکوی.این حیوان را نیز شمرد 

این اقتباسهای خاص معمولا با نام دراکولا در اساطیر غرب رواج دارددقت شود اگر بدون امانت فقط بخواهیم حیوان بودن و نفس اماره را بپذیریم دچار انحراف می شویم مثال تاریخی در خود غرب چیزی شبیه گروه راد فرل در ۱۹۹۸ در آمریکا می شود. یعنی اینها خود حیوان را الگو قرار دادند،اما نه برای انسان ساختن بلکه برای حیوان شدن و فقط نفس اماره ای بودن.

مورد خاص بعدی یکی بحث سامری و گوساله ی صدا در آر است و خدا خوانده شدن آن توسط قوم با آنکه ارزش خدا شدن نداشت و دیگری تفرقه انداختن بین زن و شوهر در انتهای حکومت سلیمان به وسیله جادو برآیند این دو در تیاتر و رسانه تصویری و به طور خاص در نام هنر هفتم یعنی سینما بروز پیدا می کند حداقل آمار نسبی ازدواج و طلاق در بین بازیگران که خود الگوی قشر عظیمی از جامعه هستند و نوع تفکرات خاص به نام هنر و بحث رواج ازاج سفید و یا هر طرح دیگری در بین آنها و بحث بیماری های روانی رواج یافته در این افراد قابل تامل است که تقریبا هیچ وقت هیچ صحبت جدی ای در این مورد نمی شود دقت کنید خواه ناخواه امکان هیچ گونه فیلمبرداری مثبتی در بحث زناشویی و ازدواج نداریم در روایات نیز بحث خر دجال  و دجال مطرح می شود که در بحث روایات و نظرات علما به آن بحث کرده ایم و یکی از احتمالات و محتمل ترین آن در همین موضوع است 

امیر حسین سوری