سخن تازه ی عاشقانه

love is when you find yourself and spend every wishes on him

سخن تازه ی عاشقانه

love is when you find yourself and spend every wishes on him

سخن تازه ی عاشقانه
به نام حضرت دوست
که هرچه داریم از اوست


اگر بخونید ممنون می شم
اگر بخونید و نظر هم بدید خیلی بیشتر ممنون می شم

توضیحات بیستر در بخش های درباره من و تماس با من در نوار بالای وبلاگ قابل مشاهده است
نویسندگان
آخرین نظرات
  • ۲۶ تیر ۹۶، ۱۴:۴۳ - رضا خسروخاور
    احسنت

۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ایمان» ثبت شده است

#داستـــــان هاے

                    پنــــــد آمــ👏ـوز 🍃🍂


🍃توبه سردسته دزدان و تشرف به حرم امام حسین(علیه السلام)🍃


عالمی می گوید: « من کتابی داشتم که سالها با زحمت و مشقّت زیادی آن را نوشته بودم و چون خیلی مورد علاقه ام بود در سفر و حضر همیشه با من همراه بود ولذا کتاب یاد شده نیز به سرقت رفت. به ناچار به یکی از سارقین گفتم من کتابی در میان اموالم داشتم که شما آن را به غارت برده اید و اگر ممکن است آن را به من برگردانید زیرا به درد شما نمی خورد ولی من برای نوشتن آن خیلی زحمت کشیده ام.»

آن شخص گفت: «ما بدون اجازه رئیس و سردسته مان نمی توانیم کتاب شما را پس بدهیم و اصلاً حق نداریم دست به اموال بزنیم .»

گفتم: « رئیس شما کجا است ؟»

گفت: « پشت این کوه جایگاه او است .»

لذا من به همراهی آن دزد به نزد رئیسشان رفتم، وقتی وارد شدم دیدم که رئیس دزدها نماز می خواند! موقعی که از نماز فارغ شد آن دزد به رئیس خود گفت:

«این عالم یک کتابی بین اموال دارد و آن را می خواهد و ما بدون اجازه‎ی شما نخواستیم بدهیم .»

من به رئیس دزدها گفتم: « اگر شما رئیس راهزنان هستید، پس این نماز خواندن چرا؟ نماز کجا؟ دزدی کجا؟ »


گفت: «درست است که من رئیس راهزنان هستم ولی چیزی که هست، انسان نباید رابطه خود را با خدا به کلّی قطع کند و از خدا تماماً روی گردان شود، بلکه باید یک راه آشتی باقی گذارد. حالا که شما عالمید به احترام شما همه اموال را برمی گردانیم.»

و دستور داد همین کار را کردند و ما هم خوشحال با اموالمان به راهمان ادامه دادیم.

پس از مدّتی که به کربلا و نجف برگشتم، روزی در حرم امام حسین - علیه السّلام - همان مرد را دیدم که با حال خضوع و خشوع گریه و دعا می کرد. وقتی که مرا دید شناخت و گفت:

«مرا می شناسی؟»


گفتم: « آری!»

گفت: « چون نماز را ترک نکردم و رابطه ام با خدا ادامه داشت، خدا هم توفیق توبه داد و از دزدی دست برداشتم و هر چه از اموال مردم نزد من بود، به صاحبانشان برگرداندم و هر که را نمی شناختم از طرف آنها صدقه دادم و اکنون توفیق زیارت پیدا کرده‌ام....


✍رابطه من و شما با خدا نباید قطع بشه حتی در زمان گناه ...



امیر حسین سوری

🔔رابطه علم وایمان🔰



🔸علم به ما روشنایی و توانایی می‏بخشد و ایمانْ عشق و امید و گرمی؛ علم ابزار می‏سازد و ایمان مقصد؛ علم سرعت می‏دهد و ایمان جهت؛ علم توانستن است و ایمانْ خوب خواستن؛ علم می‏نمایاند که چه هست و ایمان الهام می‏بخشد که چه باید کرد؛

 علم انقلاب برون است و ایمان انقلاب درون؛ علم جهان را جهان آدمی می‏کند و ایمان روان را روان آدمیت می‏سازد.


انسان وایمان،ص23

امیر حسین سوری

جانباز

امیر حسین سوری

✅ راز های موفقیت امام  خمینی (ره) از منظر رهبر انقلاب


⚡️ ارتباط ایشان با خدای یگانه : «امام خمینی بدین خاطر توانست این حرکت عظیم را در دنیا بوجود آورد، که با خدا ارتباط داشت و دراین راه ملاحظه هیچ چیزی را نمی کرد. 


⚡️به اعتقاد من، اخلاص و توجه و اتصال به خدا مهمترین رمز موفقیت او بود. 


⚡️وقتی یک انسان، خود را به اقیانوس بی پایان وصل می کند، دیگر هیچ عاملی وجود ندارد که بتواند بر او فائق آید


⚡️بر اساس یک حقیقت قرآنی هرکس خداوند را یاری کند خداوند در مقیاسی عظیم او را نصرت می کند و امام با ایمان کامل به این قانون الهی، با تلاش بی وقفه برای تحقق دین خدا یعنی آباد کردن دنیا و آخرت ملت ایران، به نصرت خدا برخاست


⚡️مردمی بودن ایشان : « امام وارد صحنه شد، وسط میدان آمد، میان مردم بود، با مردم حرف زد، اصول خود را براى مردم تبیین کرد و آنها را به ایمان روشن بینانه و آگاهانه اى مثل ایمان خود رساند؛ آنگاه ایمان و انگیزه مردم و تعالیم اسلام، معرکه را به سود حقّ و حقیقت تمام کرد. 


⚡️« محور همه اصول و قواعد کار امام بزرگوار ما در دو چیز خلاصه میشد: اسلام و مردم. 


⚡️نگاه بین المللی :مخاطب امام در سخن و ایده سیاسی اش فقط ملت ایران نبود، بلکه او بشریت را مخاطب پیام خود قرار می داد. 



امیر حسین سوری

پقنبه 27 آبان 1392 09:4 1318تفاوت «عاشورا» با «Ashura»؛ از زیبایی تا انزجار 1

گروه فضای مجازی: در موتورهای جستجوگر، دو کلمه «عاشورا» و «Ashura» ما را با چه تصاویری رو‌به رو می‌کند؟



قصد این یادداشت یک اطلاع‌رسانی و یک همیاری است. اصل مطلب این است که با نوشتن کلمه «Ashura» در موتور‌های جستجو مانند گوگل که نه‌تنها ما ایرانی‌ها بلکه اکثر کاربران اینترنت در جهان به استفاده مداوم و همیشگی از آن عادت کرده‌ایم، با تصاویری از صحنه‌های قمه‌زنی و استفاده از آلات و ابزاری مانند زنجیرهای تیغ‌دار رو‌به‌رو می‌شویم  که فضایی پر از خون و وحشت را در تصاویر نمایان کرده است.



نوحه و عزاداری بر مصیبت‌های سید‌ و سالار شهیدان عالم، حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و گردهمایی شیعیان برای عزاداری، علاوه بر اینکه باعث صفای باطن می‌شود، خود شیوه‌ای است که یاد این قیام عظیم را گرامی بداریم و هرساله در ماتم آن ظلم بزرگ اشک بریزیم؛ اما آن زمانی که دچار افراط می‌شویم و چهره دیگری را به نمایش می‌گذاریم که به هیچ‌وجه شایسته نیست، مورد سوء‌استفاده دشمنان قرار می‌گیریم و در نتیجه کار به سرانجامی نامطلوب می‌رسد.



جستجوی کلمه«Ashura»کاربران سراسر جهان را با صدها تصاویر از روز عاشورا مواجه می‌کند؛ البته این تصاویر اغلب از مراسم عاشورا شیعیان در دیگر کشورها به ویژه عراق و پاکستان است.




جستجوی کلمه«عاشورا» ، کربلا، حسین و... (به زبان عربی) کاربر را با تصاویر گرافیکی زیبا روبرو می‌کند  چرا که از این تصاویر به کرات در سایت‌های متعدد استفاده شده و بارها روی آن کلیک شده و میزان بالای بازدید‌کننده، آن را بر ردیف‌های اول بخش تصاویر موتورهای جستجو نشانده است.



شاید بتوان جایگزینی و جابه‌جایی این تصاویر دور از شأن تشیع را با یک همت جمعی و فراخوان از تمامی عاشوراییان جهان میسر کرد.



برگزاری مسابقات متعدد عکاسی، مسابقات فتوبلاگ، تشویق جوانان ایرانی و دیگر کشورها به تهیه عکس از مراسم‌ عزاداری در نقاط مختلف کشور و جهان و آپلود آن در وبگاه‌های متعدد و به نمایش گذاشتن آن با جذابیت‌های بصری بالا به همراه توضیحات کامل از این آئین‌های عزاداری به زبان‌های زنده دنیا به ویژه انگلیسی ـ برای آنکه بازدید بیشتری از آن صورت گیرد ـ قطعاً به مرور کمک خواهد کرد که این تصاویر جایگزین شود.



دبیر سرویس فضای مجازی ایکنا



تفاوت «عاشورا» با «Ashura»؛ از زیبایی تا انزجار 1
امیر حسین سوری

در قانون اصالت ها فرد اصل نیست اجتماع هم اصل نیست شاید علی الظاهر درست باشد بگوییم اسلام اصالت را هم به فرد می دهد هم به جامعه اما از یک جهت درست نیست اصالت برای خداست امانت باید لحاظ شود و براساس فطرت و غریزه باید باشد اصالت متعلق به خانواده است شاید بگویید خانواده همان جامعه کوچک است اما اگر به خانواده اصالت بدهیم هم می توانیم به فرد و هم به جامعه اصالت دهیم اما اگر به فرد و جامعه اصالت بدهیم امکان عدم اصالت بخشی به خانواده وجود دارد در ضمن این اصالت ها مجازی و امکان پذیر است اما اصالت واجب اصالت خود خداست و تعریف انسانیت و انسان به عنوان بنده خدا و خلیفه الله در جهان بدون هیچ نوع بردگی و در آزادی و آزادگی حقیقی علل الخصوص آزادی ازدبند شیطان و نفس اماره 


چند نکته دنباله دار

ببینید گفتیم خانواده اصل است اما امانت و ایمان قبل از آن اصالت دارد مثل کنعان پسر نوح و یا همسر لوط که از قومش طرفداری می کرد حالا کمی جلوتر می رویم و اصالت را از امانت هم می گیریم و به امانت دهنده می دهیم مثل قضیه حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل یعنی خدا امری را دستور می دهد باید اجرا شود و هیچ عذری و بهانه و استدلال هم نداریم اینجا اصالت خود خدا مطرح می شود.

امیر حسین سوری

ما از مردن نمی هراسیم...

میترسیم بعد از ما ایمان را سر ببرند...

باید بمانیم تا آینده شهید نشود و از دیگر سو باید شهید شویم تا آینده بماند...


عجب دردی!


شهید سید مهدی رجب بیگی

امیر حسین سوری

واسه رد شدن از سیم خاردارها نیاز به یه نفر داشتن تا روی سیم خاردارها بخوابه و بقیه از روش رد بشن ...

داوطلب زیاد بود

قرعه انداختند... افتاد بنام یه جوون...

همه اعتراض کردند الا یه پیرمرد!

پیرمرد گفت: " چیکار دارید، بنامش افتاده دیگه! "...

بچه ها از پیرمرد بدشون اومد... دوباره قرعه انداختند بازم افتاد بنام همون جوون ... 

جوون بلافاصله خودش رو به صورت انداخت رو سیم خاردار،

بچه ها با بی میلی و اجبار شروع کردن به رد شدن از روی بدن جوون... همه رفتن الا پیرمرد...

گفتند: " بیا! "

گفت " نه! شما برید! من باید وایسم بدن پسرم رو ببرم برای مادرش!


پیرمرد پدر اون جوون بود...


(نقل از گنجینه خاطرات جنگ)



__________________________

امیر حسین سوری

♻♻♻♻♻♻♻♻♻

🍃حضرت علی (ع)میفرمایند:🍃


✳✨زیبایی زمین به انسان,💫

❇✨زیبایی انسان به عقل,💫

✳✨زیبایی عقل به ایمان,💫

❇✨زیبایی ایمان به عمل,💫

✳✨زیبایی عمل به اخلاص,💫

❇✨زیبایی اخلاص به دعا,💫

✳✨وزیبایی دعابه صلوات,💫

❇✨برمحمد وال محمد صلوات ,💫 

امیر حسین سوری

ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﻣﻴﮕﻦ : ﺑﺎﺑﺎ ﺩﻟﺖ ﭘﺎﮎ ﺑﺎﺷه!


ﺟﻮﺍﺏ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ :

ﺁﻧﮑﺲ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺍﮔﺮ ﻓﻘﻂ ﺩﻝ ﭘﺎﮎ برایش ﮐﺎﻓﯽ ﺑﻮﺩ، ﻓﻘﻂ ﻣﯿﮕﻔﺖ: ﺁﻣﻨﻮﺍ ‏


ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﮔﻔﺘﻪ است:

‏[ ﺁﻣَُﻨﻮﺍ ﻭَ ﻋَﻤِﻠُﻮﺍ ﺍﻟﺼَّﺎﻟِﺤﺎﺕ ‏]

ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻢ ﺩﻟﺖ ﭘﺎﮎ ﺑﺎﺷﺪ ،

 ﻫﻢ ﮐﺎﺭﺕ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ .


ﺍﮔﺮ ﺗﺨﻤﻪ ﮐﺪﻭ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻨﯽ ﻭ ﻣﻐﺰﺵ ﺭﺍ ﺑﮑﺎﺭﯼ ﺳﺒﺰ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ .


ﭘﻮﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﮑﺎﺭﯼ ﺳﺒﺰ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ . ﻣﻐﺰ ﻭ ﭘﻮﺳﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﺪ .

ﻫﻢ ﺩﻝ ؛ ﻫﻢ ﻋﻤﻞ!


 ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﻣﺠﺘﻬﺪﯼ

امیر حسین سوری
عذرخواهی به عنوان بخشی از توبه مطرح نیست بلکه یک صفت اخلاقی عرفی محسوب می شود احادیث خاصی مطرح است که خودتان می توانید با رویکرد کلیسایی علل الخصوص در قضایای قبل رنسانس و خرید بخشش خدا مقایسه کنید اول اینکه اظهار گناه خود به دیگران و عذرخواهی و اظهار پشیمانی از گناه پنهانی و حتی تا حدی آشکار غیر عمومی در مقابل دیگران حرام است دقت کنید در برابر هر فردی حرام است در خدیث است که اگر برادر دینی ات عذری هم نداشت برایت عذری بتراش دقت کنید آبروی مومن از قداست کعبه هم به نوعی بالاتر است حدیث دیگر این است که منافق زیاد عذرخواهی می کند با توجه به حدیث و مفهوم توبه و مقایسه با عذرخواهی ذکر این نکته ضروری است که خواه ناخوه جز اظهار عجز در برابر فقط و فقط خالق باعث ریختن آبروست و ربطی به انکسار نفس ندارد پس نباید شخصیت مومن شکسته شود در ضمن این اظهار درخواست های ببخشش در دراز مدت و اگر عمومی باشد باعث شکستن قبح عمل زشت و آن گناه می شود و نتیجه برعکس حاصل می شود این کار دقیقا یکی از روشهای ترویج بی بند و بارانه در عرفانهای نو ظهور است تاثیر دیگر آن گفتیم شکستن شخصیت و کنترل افراد بی اراده و تربیت مریدان پوچ است که خودباخته اند و اتفاقا دیگر هم عرضه کاری صحیح و سالم نیز نخواهند داشت این مدل و الگو در گروه منافیق خلق توسط سران این فرقه اعمال می شود
حالا دقیقا برعکس این موضوع در مورد مکتب اسلام و ارایه آن توسط امام خمینی(ره) مطرح است.یعنی برعکس منافقین که حتی به دلیل داشتن ریش و ظن به حزب اللهی بودن اشخاص را ترور می کردند و در تاریخ مکتوب کاملا موجود است.در فرمان هشت ماده ای امام در مبارزه با منافقین کاملا آمده که اگر به شخصی ظن منافق بودن و عضویت در گروه تروریستی رفت و با حکم قاضی شهر به منزل فرد وارد شدید اما مشخص شد که فرد منافق نبوده اما در منزلش گناه دیگری مثلا آلات قمار یا خلاف دیگری کشف شد شما حق ندارید آن گناه را دنبال کرده و یا افشا کنید،چون به آن دلیل وارد خانه نشده بودید.خودمانی بگوییم همان شتر دیدی ندیدی است .حالا خودتان این را حتی با جاسوسی های رسمی و غیر رسمی و دقیقا نیز به هدف شانتاژهای مختلف و رانتهای اطلاعاتی در زمینه های مختلف حتی اقتصادی و همچنین داشتن نفوذ حتی در شخصی ترین مسایل خانه ها در سیستم های غربی و شرقی و حتی از همدیگر که گاها علنی هم می شود نگاه کنید.
دین نیاز به بزک ندارد.اگر خودمان لکه دارش نکنیم همه ی جهان طالب آن است.روایات را حتی بیان کردنش هم کافی است.سعی کنید الگو باشید.الکی هم حرف تکراری نزنید.
امیر حسین سوری


خدا غیر قابل شناخت است بلکه میزان شناخت ما از خداوند همان قدری است که خودش را به آن وسیله به ما شناسانده و قوه ی شناخت را در ما قوی کرد. هیچ آیه ی قرآن برهان نیست آیه است حتی آیاتی نیز با لفظ انا آمده است تعدادی سوره کلمه ی قل را جزو آیه دارد خاص ترین سوره نیز فاتحه الکتاب یا حمد است و اینکه قرآن مبین است تدبیر در آن مجاز است  تفسیر نیز در آیات دارای تاویل و متشابه انجام می پذیرد نه همه ی آیات مابقی همان تدبیر است نه تفسیر و اصل عدم دخالت دادن پیش فرضها در خواندن قرآن است.علم عامل شناخت خود خدا نیست بلکه علم در راستای حکمت است اصل عامل شناخت امانت است و امانت بدون اشباع است  و مستی دارد.دنیای بهشت چون با مغز و اندیشه یکی است در کن فیکون است برای جلوگیری از اشباع نیاز به مستی دارد.اصلی ترین کار شناخت خدا نیست شناخت خود است.هیچ لذتی حرام نیست به جز شراب چون تطبیق صد در صد ذهن با بیرون غیرممکن است و دنیا مجاز است اما اندیشه مجاز نیست.حرمت شراب و وجود حجاب اصلش به خاطر گناه نیست بلکه حکمتش مجاز بودن جهان است.شاید برایتان جالب باشد که شیطان که مورد اصلی خطر در صورت عدم رعایت حجاب یا رمان مست بودن می باشد خود از نمازگزاران است این موضوع بعدا بحث خواهد شد.گفتیم از نظر برهان خدا غیر قابل اثبات است بلکه واجب الوجود قابل اثبات است به همین دلیل بعضی براهین مثل نظم کارکرد دو لبه دارد بحث سنگین تر اینجاست که خدا نیاز به اثبات ندارد یک نظریه خاص وجود دارد که می گوید امکان زندگی در حال وجود ندارد دقت کنید مومن نه ناراحت می شود نه می ترسد یعنی نه خاطره ی بد دارد و نه ترسی در آینده  بلکه رویا دارد.زندگی در حال امکان ندارد چون دنیای ما این قابلیت را نداردفکر بدون استفاده از رمان معنی ندارد فکر یا در آینده است یا در گذشته حال برای حس است اما موجودات شعور دارند و فکر .این ویژگی فکر برای واجب الوجود یا حال مطلق نقص است نه برتری.یک پارادوکس  در مجاز مغز تجربه حسی را حال می داند اما فکر حال و آینده دارد معاد آینده نیست بلکه حال واقعی است این تدبیر نفخ فی صور است و اینکه کفار معاد را دور می بینند اما خدا نزدیک در دید خداگونه مومنان نیز مبنی همین است این موضوع بر اساس اینکه معاد برای هرکسی بعد از خواب ابدی است صورت نمی گیرد بلکه همین خواب معمولی بیانگر مصداق موضوع است همچنین رویاهای صادقه.زندگی در مجاز با فکر حال غیر ممکن است  نوع فکر ثقلین خاص است  اما اگر شخصیت سازی ذهنی صورت بپذیرد زندگی واقعی است یعنی حال واقعی و هرفکری براساس حال است شخصیت ساخته شده ی ذهنی برمبنای کتاب یا نوشته یا هر روش دیگر از نظر ذهن واقعی تر و زنده تر از مجاز است نکته جالب اینکه ما برای زندگی مجازی بیشترین استدلال ها را می خواهیم اما برای قصه هیچ دلیلی ارایه نمی کنیم با اینکه قصه و فیلم خیلی قوی تر و واقعی ترند پس یک قصه واقعی تر از مجاز بیرون است آخرین پازل مجموعه قدرت فکر در مورد بدن مثالی کامل می شود این مورد تمام مسایل را پاسخ می دهد در مورد ازدواج مورد فوق به شدت وارد و علاوه بر طارق می شود یعنی کامل ترین ازدواج رخ خواهد داد یعنی زمانی که هردو حداقل در سطح ایمان باشند و مبانی تسلیم را نیز با خود همراه کنند آنهم همراه با هم

نکته در مورد بدن مثالی و برزخ این مورد وجود دارد که حقیقت برزخ از همین جهان قابل فهم و درک است  و اینکه  سطح فکر افراد اصل برزخیشان را می سازد در ضمن دنیا مزرعه آخرت است ایمان صرف مهم نیست ایمان منجر به عمل صالح ملاک رشد و سعادت است

 

امیر حسین سوری


سطح تسلیم و ایمان در اسلام

جدایی سطح تسلیم و ایمان به صراحت در قرآن آمده چرا که اعرابی ایمان نیاورده بود بلکه تسلیم شده بود سطوح اصلی عبارتند از اسلام(تسلیم)،ایمان،تقوا،اخلاص آیات مربوط به هر سطح نیز کاملا مشخص است جالب اینکه قرآن به صراحت این موضوع که مومن چه مسلمان چه مسیحی چه صائبی باشد نه ناراحتی دارند و نه ترسی و اینکه در قیامت به آنها امتیاز داده می شود صراحت دارد جالب اینکه بهترین دوست مومنان مسیحیان اعلام شده اند چراکه پایه کاری آنها سطح اسلام است و در صورت اضافه شدن هر مرحله ایمان ویژگی آن را بروز می دهند نه ریا اگر اسلام بر مبنای عملکرد ایمان باشد اما دارای این درونمایه نباشد ریا و تظاهر ایجاد می شود و در موارد خطرناک ماندن در ظاهر دین را در پی دارد که می شود همان جمله معروف اسد آبادی که در غرب اسلام ندیدم اما مسلمان دیدم اما اینجا اسلام دیدم اما مسلمان ندیدم مواردی مثل حجاب بر اساس ایمان درک می شود بدین معنی که یک بی حجاب بد نیست و حتما دنبال فساد نیست اما اگر یک خانم حجابی ظاهری داشته باشد و به دلیل عدم فهم دین به شدت آرایش کند و به دلیل اینکه ایمان را نفهمیده و فکر کند به جز ایمان تسلیمی وجود ندارد دست به آرایش غلیظ می زند و رفتار سطح شرک و کفر را شروع به انجام می دهد و حتی دشمن سطح ایمان می شود  البته این هم اشاره شود حتما بدحجابی مخالفت با ایمان نیست گاهی عمان تقید نسبی به سطح ایمان باعث امیدواری یا تعهد جدا نسبت به بحث ایمان است و شاید دلایل دیگری مثل عدم توجه به نیازهای بنیادین مثل ازدواج بازهم اشاره شود که در اینجا مخالفتی با ایمان نیست و بیشتر و تقریبا همیشه در اثر بی توجهی والدین به بحث ازدواج فرزندان اتفاق می افتد و این کم شدن ها دلیل بر بی ایمانی نیس و همین تقید درونی به ایمان حجاب و نماز اصل ذات را مشخص می کند و باید زودتر برای حل مشکل به طور بنیادین اقدام کرد و نمی توان صورت مساله و نیاز را با نادیده گرفتن حل کرد بلکه بدتر می شود  یادمان نرود درست نیست به این گونه اشاره شود اما حجاب و نماز بدون بحث خانواده امانت و ولایت مداری یکی از مدلهای منافقین یعنی همان مجاهدین خلق می شود که حتی زن با حجاب کامل خواننده هم می شود .نماز در سطح ایمان تعریف می شود نه اسلام حجاب بر مبانی موارد ارتباطی با خداوند معنی می یابد همان سه طریق حرف زدن بنده ی خدا با خدا .نماز نیز اثبات این موضوع است که حجاب در نماز واجب است در هر شرایطی حتی تنهایی سه مورد نیز قابل توجیه است زن بخشی از نعمت الله است دقت کنید بعد اول حجاب ایمان است و بخش دوم آن در تقوا و مراقبه بحث می شود 

سطح ایمان عقاید خودش را بر اساس اصول دین می طلبد

آفرینش و کلید واژه ها

عالم شهود و عالم غیب

ماهیت خلقت انسان براساس وجه شهود داروین DNA و غیب شامل ذرع الست و نفخ روح

ماهیت رشد کودک و مراحل رشد که شامل روح هم می شود قوانین سقط جنین و قتل

زنده بودن براساس باز بودن چشم دل نه ظاهر: شهدا زنده اند و روزیشان نزد خداست همه بعد مرگ معنی زندگی را می فهمند

 

 

یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه

و لا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربّهم یرزقون

من به نماز عشق می ورزم دنیای ایمان دنیای نمازه نماز جامع تمام حقایق ایمان است پس با خدا حرف بزن تا خدا هم باهات حرف بزنه تمام راز توی نماز ظهره که امام حسین حاضر نشد ترکش کنه

کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند خداوند آنها را در پرتو ایمانشان هدایت می کند،از زیر قصر آنها نهرها،در باغهای بهشتی جریان دارد.

سوره مومنون

مومنان رستگار شدند1آنها که در نمازشان خشوع دارند2و آنها که از لغو و بیهودگی رویگردانند3و آنها که زکات را انجام می دهند  4و آنها که دامان خود را از آلودگی به بیعفتی حفظ می کنند5تنها آمیزش جنسی با همسران و کنیزانشان دارند که در بهره گیری از آنها ملامت نمی شوند6و هر کس غیر این طریق را طلب کند تجاوز گر است7و آنها که امانتها و عهد خود را مراعات می کنند8و آنها که از نمازها مواظبت می نمایند9( آری)آنها وارثانند10که بهشت برین را به ارث می برند،و جاودانه در آن خواهند ماند.11ما انسان را از عصاره ای از گل آفریدیم12سپس آن را نطفه ای در قرارگاه مطمئن(رحم) قرار دادیم13 سپس نطفه را به صورت علقه(خون بسته) و علقه را به صورت مضغه(چیزی شبیه گوشت جویده) و مضغه را به صورت استخوانهایی در آوردیم،از آن پس آن را آفرینش تازه ای ایجاد کردیم،بزرگ خدایی که بهترین حلق کننندگان است!14....ما بر بالای سر شما هفت راه(طبقه)قرار دادیم،و ما از خلق (خود)غافل نبوده و نیستیم.17

سکینة

توبه 26 سپس خداوند سکینه خود را بر رسولش و بر مومنان نازل کرد،و لشکرهایی فرستاد که شما نمی دید و کافران را مجازات کرد و این است جزای کافران!-همسر می تواند به راحتی مایه سکینه شود آرامش و آسایش نیز با هم متفاوت اند

توبه 40

فتح  4 او کسی است که سکینه و آرامش را در دلهای مومنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان افزوده شود،لشکر آسمانها و زمین از آن خداست،و خداوند دانا و حکیم است

 

آثار ایمان

ایمان به خدا عبارتست از باور قلبی نسبت به خدا.در قرآن کریم غالبا ایمان به همراه عمل صالح آمده است.برخی از آیات قرآن نیز نتایج و آثار ایمان را بیان می کنند.به مواردی از آثار و ثمرات ایمان می پردازیم:

-ثبات و پایداری در راه حق1

2-هدایت به راه راست

3-یاری خداوند

4-آمرزش و پاداش خداوند

5-روزی ارزشمند

6-پذیرفته شدن در میان صالحان

ویژگی های مومنان

1-صدق و راستی 2-اقامه نماز و انفاق3-توکل4-آرامش در پرتو یاد خدا5-تبعیت از حق6-جهاد در راه خدا7- تحت ولایت خدا

وظایف فردی مومنان

1-خودسازی2-ایمان راستین-تقویت ایمان و شاخه های ایمان3-بندگی خدا4-روزه5-پاسخ به دعوت خدا و رسول برای پذیرش زندگی حقیقی6-دوستی نکردن با دشمنان خدا7-تقوا8-عمل به وعده های خود

وظایف اجتماعی مومنان

1-قیام برای عدالت اجتماعی2-انفاق3-امر به معروف و نهی از منکر4-پرهیز از حرام خواری5-پرهیز از سوء ظن

 

درون مایه ی ایمان

و الله جعل لکم من انفسکم ازواجا و جعل لکم من ازواجکم بنین و حفده ورزقکم من الطیبات افبالباطال یؤمنون و بنعمت الله هم یکفرون نحل 72

آناتومی روحانی

شامل هفت لایه بر روی بدن است که هر کدام نظامی از بدن را نیز تحت کنترل دارند.از اماره تا مرضیه اعتقاد به آفرینش بر اساس آفرینش الهی از ابتدا یعنی نطفه علقه مضغه استخوان و سپس آفرینش تازه یعنی دمیدن روح نکته روح همه جا منظور روح من امر الله نیست بلکه لایه های لطیف بدن انسان است لایه های اطراف بدن انسان از اماره تا مرضیه بعد مراحل بعدی روحانی و ازدواج درونی مطرح می شود تا مرحله هفت لایه سطح تسلیم است اما با تولد نوزاد نورانی ورود به لایه های بعدی و همچنین عوالم دیگر شروع می شود و سطح ایمان از نظر عرفانی در این سطح تعریف می شود یعنی رسیدن به حقیقت لایه هفتم و فهم مرضیه

 

نماز

در نماز مسایل علمی و اصول را طلب کنید تا بفهمید نماز سطح ایمان را دارد و سوره های خوانده شده بعد از حمد یعنی خدایا کمکم کن تا این آیات در من تجلی یابد و من خدایی شوم و من آیات را درک کنم این روش کلی ابن سینا نیز بوده است در کل در دو حالت انسان باید بیدار باشد و روشن بینی و خواستن را تجربه کند یکی نماز دیگری خواب همان خواب بیدار

خانه

در سطح ایمان خانه ی زندگی بشر مسجد است جایی که ذکر خداوند در آن انجام می شود.

 

دلایل دستورات دینی

در انجام دستورات دینی دلایلی هست که با گذشت زمان بیشتر به استدلالهای علمی آن پی می بریم اما حال وقت آن نیز رسیده است که علوم دین پایه خود راهکاری برای رسیدن هرچه سریعتر به اهداف شود

دلایل نجاسات با توجه به تنعمت الله و نماز خواندن بحث می شود

حجاب با توجه به نماز و حرف زدن با خدا معنی می یابد و در سطح مستقر ایمان است حجاب مصونیت نیز به فرد می دهد حجاب زن مایه ی آرامش اوست و دقیقا یک دفاع در برابر مریضان قلبی است چراکه یک فرد با ایمان خیلی بیشتر مورد حسد عنودان بدگهر قرار می گیرد

سلام فرستادن بر حسین هنگام آب خوردن بر آب و حتی شکل بلور تاثیر دارد در انتقال پرانا نیز آب یکی از بهترین اشکال حفط و انتقال انرژی است

روزه در استفاده و پاکسازی بدن از انرژی ها و مواد قدیمی اهمیت دارد

نکته در طبع های گوناگون نیز میزان نیاز به انجاک اعمال عبادی متفاوت است در حالت کلی بیشترین وابستگی طبع به جنس و سن است و فعالیت فرد چه کمی و چه کیفی همچنین محیط زیست او

سطح

 

ای کسانیکه ایمان آورده اید از خدا بپرهیزید و سخن حق و درست بگویید70 تا خدا اعمال شما را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد،و هرکس اطاعت خدا و رسولش کند به رستگاری(و پیروزی)عظیمی نایل شده است.71ما امانت(تعهد،تکلیف،مسوولیت و ولایه الهیه)را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم آنها از حمل آن ابا کردند و از آن هراس داشتند،اما انسان آنرا بر دوش کشید!،او بسیار ظالم و جاهل بود(قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد).72هدف این بود که مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک(صفوفشان از مومنان مشخص گردد و آنها)را عذاب کند و خدا رحمت خود را بر مردان و زنان با ایمان بفرستد خداوند همواره غفور و رحیم است73 احزاب

کلیت بحث از ابتدا بر اساس دفع شهوت است اگر عقل شهوت را بگیرد و یا شهوت اختیار عقل را.در نظام کفر نظام کودکانه حاکم است بحث مبانی جنسی همان روش خود ارضایی است اما این بار یا با همسر یا با همجنس در انتها نیز لواط است در شبکه منفی ارتباط با نامحرم نامحدود و لباس برهنگی  و نشاندهنده ی بدن در نواحی خاص پوشیده می شود ملاک به طور کلی افزایش شهوت است حتی اگر برای دغع شهوت زن مرد دیگری در کار باشد یا بخواهیم برای دفع شهوت از روشهای شیمیایی و غیر طبیعی استفاده کنیم مثل لارجرباکس در نفاق قلب مریض است حتی نوع آرایش ها نیز شیطانی خواهد بود نه بر اساس اصول زیبایی شناختی در ظاهر تمایل به ایمان ولی در باطن دورویی و ریا حاکم است خانواده را تهی می کند در شرک ظاهر و رفتار آمیخته می شود با عمل کفر آمیز در شرک رابطه ی با همسر علی رغم رفتار های صحیح در مسیرهای غلط نیز جریان می یابد یعنی هم خر هم خرما مثلا بگوید برای افزایش میل جنسی برای رابطه با همسر فیلم مستهجن ببینیم یا برای ازدواج درون بخواهد از عکس های پورنو استفاده کند دو سطح نفاق و شرک کاملا کفر نیستند در حقیقت کفر وقتی است که واقعا امکان رفتار صحیح نیز نباشد پس به طور کلی همجنس بازان در این سطح قرار می گیرند در سطح ایمان راهکار رضایت جلب محبت است و حتی انجام اعمال جنسی با رضایت همسر و اختیار او با نماز و روزه می توان از فحشا و منکر دوری نمود نماز تعهد به تمام ایمان هاست نباید در یک بخش ایمان سکون کرد بلکه باید در شاخه های دیگر ایمان نیز فعالیت نمود در ضمن در عرفان چه قدرت چه عرفانهای دیگر بالاخره بروز می دهد پس چه بهتر که با روش صحیح پیش برویم

تبصره   اصلاحیه برای تعریف سطح مشرک به دو طریق یک اینکه عین ازدواج اوپن شاید شرک محسوب نشود اما با توجه به مسایل درکی عین فساد باشد دقت کنید منظورمان هم زمان و نوع ازدواج بدون لباس یا لارج سکس است البته اگر نظر آیه تفاوت بین زیبای مشرک با معمولی مومن را بپذیریم و ترکیب با نور 58 کنیم این حالت عین شرک است یعنی حتی شاید عشق و لذت کاملا واقعی باشد اما نتیجه ای ندارد دقیقا مثل زلیخا از نظر کلی بازیگران آنهم آنهایی که پورنو بازی می کنند حالا در هر سطحی این عین شرک است جنبه بعدی اینکه جامعه زمان پیامبر مشرک بوده نه کافر و همچنین بت پرست شاید اینکه انسان با وجود انسان بودن از روش ازدواج سایر حیوانات مثل شیر یا سگ بهره ببرد یا موارد ملعون آمده مثل خودارضایی یا لوازم امروزی بت شده مثل همسر برقی مصادیق شرک باشد گفتیم دو آیه اصلی در سوره نور همه چیز را در روابط زناشویی مشخص کرده سخت ترین کار در این مثال کار یوسف بود کلیدواژه ها در اختیارتان هست خودتان قضاوت کنید

 

مجاز

دنیا از نظر عرفا مجاز است این به معنی غیر واقعی بودن نیست بلکه یعنی این عالم انعکاس حقیقت است در برابر حقیقت یا تسلیمی یا به آن ایمان می آوری این یعنی زنده ای.روح انسان بر جسم انسان سوار است عناصر اربعه ظرفی برای زمان و مکان اند-عصر و اتر و در حالت کلی تر نور-پس هر بحث روان تنی یک اصل روحانی دارد.اصل بدن انساس و کالبد او کالبد امانتی است و اگر لازم باشد ماهیت افراد دقیقا با بدنشان مطابقت پیدا کند حتی می شود یک قوم را به بوزینه و خوک تبدیل کرد.وقتی از مجاز حرف می زنیم یعنی این جهان و عالم شهود بازتاب عالم غیب است اگر از وجود خودمان حرف می زنیم به امانت هم توجه کنید خانه ی شما فقط خانه نیست کمی هم به مسجد و محل راز و نیاز نیز بیاندیشید اگر آناتومی پاس می کنید درباره هفت لایه روح و ترتیب و شکل و چیدمان آن نیز تحقیق کنید اگر می گویند بیوشیمی کمی هم درباره ی ماهیت نور  و انرژی اطلاعات کسب کنید اگر گفتند فیزیولوژی بروید بپرسید در سطح آلفا چه می گذرد علت خواب دیدن چیست اگر فرزندی به دنیا آمد معنی آزمایش بودن آن را درک کنید طارق اصل است افرادی هستند بدون فرزند حتی همسر اما طارق دارند اما بعضی همسر هم دارند اما طارق ندارند میزان رضایت حقیقی در انسان مربوط به کدام است همین حالا میل به علوم غریبه و معرفت و دین و ایمان در جوامع به اصطلاح پیشرفته بیشتر شده است چرا که آنها فهمیده اند رضایت حقیقی انسان فقط در طعام نیست در مقابل طعام شعور است رزق است  اینکه شهید زنده است واقعا یعنی چه؟چرا تحقیق نمی کنیم

امانت

حقیقت وجودی انسان است و همان روح خدایی خمیرمایه ی آن است انسانیت ملاک است و با توجه به رابطه ی با همسر و درک خدایی بودن ازدواج است نه نفس انجام ازدواج بلکه اهداف متعالی ازدواج انسان در بهترین تقویم آفریده شده و شایسته جانشینی خالق است اگر انسان باشد.بر اساس عدم درک امانت و رعایت آن فرد می تواند حیوان و پست تر از حیوان باشد.تمامی حیوانات حرام گوشت و گوشتخوار دارای مشکلات امانتی اند و خوردن آنها و تجزیه ی روح آنها همان تاثیر را در انسان دارد یک خروس ساده با خوردن گوشت جنگی می شود انسان نه نکته اینجاست که خوردن حرام گوشتها مشکل دارد نه حلال گوشتها بحث وجود عقل در انسان همراه با شهوت مطرح است.

رفتار

 

مومن از گذشته ناراحت نیست بلکه عبرت می گیرد و از آینده نمی هراسد بلکه به آن امید دارد چون در آن آینده ی خدایی را می بیند مومن ظوری برنامه ریزی می کند گویی تا ابد زنده است طوری زندگی می کند گویی فردا می میرد در خال زندگی کردن و درک موقیت حال خیلی مهم است یکی از مشکلات سینما ایجاد تشتت افکار است و همچنین وارد آوردن اضطرابهای تحمیلی

مومنون رستگاران اند نماز و زکات-زکات همه جانبه چه روزه چه مال و چه دانش-عفت حفظ امانت آمیزش جنسی محدود تنها  با محرم و نه طلب ماورای آن

نون والقلم و ما یسطرون

خداوند آیا بیکار بود اینهمه درباره بهشت و جهنم و حتی ریز جزییات آن بحث کند آیا خدا بی هدف نوشته ها را آورده یا داستانهای قرآنی را اینکه اینهمه از موسی حرف زده بی خود و بی جهت بوده است اصلا ما در قرآن معجزه داریم هیچ جا معجزه نیامده بلکه آیه به معنی نشانه آمده آیا ما نباید پیامران و روش زندگی آنان را الگو قرار دهیم چرا من موسی ای دیگر نباش نباید درس بگیریم استنباط کنیم و خود را ببینیم آن گونه که هستیم هدف خداوند از اینکه اینهمه داستان آورده چه بوده آیا تجسم خلاق آیا معنی ندارد آیا نمی توان پیامبر شد و بهشت را خلق کرد آدمای بهشتی توی بهشت زندگی می کنند  سطح زندگی بهشت راضیه است در این دنیا مرضیه عمل می شود پس بهشت رو بساز به هر قیمتی که شد بزرگترین بخش بهشت هم اول خودتی که باید بهشتی بشه اونوقت که واقعا تو هم یک ملت می شی برای ملتهای دیگه باید ذهن را ساخت در حالت کلی وقتی درون مایه داستانی بر اساس پیامبر شدن باشد و خود را نعمت اللهی حقیقی کرد-نحل 72 و طارق و نور 33 و توحید-قصه ها به واقعیت می رسند قصه های خدایی را دنبال کنید و خودتان را بیابید شخصیتهای داستان و حقایق آنها در فرد بروز خواهد کرد قصه های قرآنی را تا زمان رسیدن به بهشت برای خودتان دنبال کنید و خودتان را دست کم نگیرید نکته زندکانی بهشت در سطح راضیه است نه مرضیه پس در اینجا باید بهشتی شد اصول مرضیه در این جهان است که معنی پیدا می کند

فن برنامه ریزی شخصیتی و روحی بر اساس ساخته شدن روح انسان بر اساس اندیشه هایش است زندگی شما محصول اندیشه وبرنامه ریزی ذهن شماست اساسا رضایت نیز یک امر درونی است شما باید بر اساس دلایل و برنامه ریزی دقیق عمل کنید در مورد طارق وقتی شما با سبک بهشت عمل می کنید و بحث تجسم خلاق با علم به اینکه در روح شما چه اتفاقاتی خواهد افتاد به نوعی خود را برنامه ریزی کرده اید در اینجا جهان نیز تحت امر شما اطاعت خواهد کرد اراده ی خداوند نافذتر است و شما نیز خلیفه الله هستید در مبانی پیامبر شدن منظور مقام و جایگاه و روشهای مختلف نیز همین طور است اما به طور کلی ایجاد نوزاد نورانی یا همان طارق شما با جهانهای برتر ارتباط خواهید داشت اندیشه تان رشد خواهد کرد بزرگترین بحث ما ارتباط با خداوند است که به سه طریق با انسان صحبت می کند اینگونه بهترین روش ها و اندیشه ها پیش روی شماست

ذهن

قلب و گوش و چشم توانایی های ذهن اند در بعد جسمانی مغز را می سازند اما در حقیقت روح اندیشه است انسان روحش را وجودش را جسمش را و دنیای پیرامون خویش را بر اساس اندیشه ی خویش می سازد ازدواج درونی بلوغ فکری است و تبعات روحی مربوط به خود را دارد اینکه روح با جهانهای برتر ارتباط دارد فن برنامه ریزی مغزی عدم تلاش کردن نیست بلکه برنام ریزی برای تلاش است دو برنامه جهانی هری پاتر و جاذبه بروز مسایل بدون خداوند مطرح کردند دقیقا مثل خود داستان قرآنی  مرز ولایت و طاغوت باریک است داستان های خدایی و قصص قرآن است که حقیقت می یابند از نظر روحی عالی ترین نور خداوند است انسان برای هرچه خدایی تر شدن تلاش می کند انسان خلیفه الله است و جهان در اختیار اندیشه و روح اوست نحل 72 حقیقت دارد مریم حقیقت داشت مسیح زنده است یحیی به دنیا آمد خداوند با انسان حرف می زند و موکل و ذهن زیبا یعنی همین ها واقعیت رضایت از ذهن است و ذهنیت انسانها .شیطان قبل از آرماگدون توسط دجال ذهن انسانها را تسخیر و اول آنها را در ذهن شکست می خواهد بدهد این جادویی آشکار است انسان بهشتی بهشت می رود زندگی مسیح وارانه حیات بخش است از نطر کلی دیدن روح را دستور نیست  بلکه در عمل نیز واقعیات روح نیز بر مبنای امانت بینی و روح نه به عنوان امر الله است روح اشاره شده در عرفان در حقیقت نفس را می سازد و نور ملاک است در عمل نیز انسان بر اساس امانت زندگی می کند و حتی سطح زندگی مرضیه نیز بروز زندگی در امانت دارد و سطح راضیه نیز این گونه تعریف می شدچشم بصیرت نیز در همین حیطه خواهد بود درایت مرحله بالاتر نیز همین است پرداختن به این مسایل روحانی نیز در راستای رویکرد علمی به امور انتزاعی است که معنی می یابد چرا که اندیشه در  روح تاثیراتی دارد که باید شناخته شود همچنین هر پدیده ی دیگر.

راضیه مرضیه

از کلی انسان هفت لایه اصلی روح دارد اگر ورود او به دنیای متافیزیک فقط بر همین اساس باشد سطح تسلیم است اما با فهم ازدواج درونی ایمان رنگ پیدا می کنذ دنیای ایمان در سطح مرضیه است زندگی برای خداوند است عمل برای خداوند است در اینجاست که خلیفه بودن معنی می یابد تمام افعال نیز در گروی ایمان معنی می یابد اگر در دنیای ساحران جاذبه تعریف می شود اگر تسخیر موجودات غیرارگانیک مطرح می شود دلایل اصلی را ندارند اما در ایمان بزرگترین توانایی رسیدن به فهم اسمای الهی است وقتی تجلی باید وقتی اسم اعظم را بفهمد نور الهی را بفهمد در اینجاست که مثلا در بحث تسخیر مرید شکل می گیرد انسان در اینجا سجده ی موجودات دیگر را می خواهد خدایش معلوم است البته در سطح تسلیم نیز معلوم است اما ایمان پر رنگ تر است خیلی خیلی پر رنگ تر  گفتیم ایمان با قبول یک مواردی تجلی می یابد اما سطح زندگی می تواند در سطح ماده باشد اما خود به خود سطح ارتقا می یابد و خواسته ها به اصل نزدیکتر می شود

امیر حسین سوری


 

مبانی و اصول ازدواج

بلوغ

گفتیم دوران بلوغ دوران بحران نیست بلکه باید جشن و شادی گرفت چرا که زمان ورود رسمی جوان به معنویات این زمان است که دین او را رسمی اعلام می کند نماز واجب می شود نباید از بلوغ جنسی تا بلوغ فکری فاصله بیافتد نباید فرد در سنین کم با مسایل جنسی مواجه شود و دچار بلوغ زودرس شود نباید به استمنا روی آورد و بزرگترین سرمایه ها را از دست داد

ازدواج

  هم کفوی مهمترین اصل پایداری زندگی مشترک است در سطوح توحیدی در هر سطح اگر هم کفوی رعایت شود افراد با هم هم فاز شوند و سطح توقعات را از همدیگر بدانند بزرگترین موفقیت را دست خواهند یافت در ازدواج اخلاق و دین مداری مهمترین شرط است،تعیین سطح قبل از ازدواج مهمترین کار است و اینکه دو طرف بدانند در جه سطحی می خواهند عمل کنند مثلا یک فرد نماز خوان باید تمام شرایط مربوط به ایمان را بپذیرد مثلا حجاب در سطح ایمان تعریف می شود نه در سطح تسلیم یعنی یک فرد بی حجاب حتما آدم بدی نیست البته به شرط اینکه ترک اولی نکرده باشد و قصد و نیت ارتباط با نامحرم نباشد ارتباط نامشروع در تمام ادیان ناپسند است همچنین در مسیحیت نکته عمل ناقص به هر سطح پیامدهای تحجر گرایی و احتمال اشتباه یافتن مسیر را دارد مثلا در سطح ایمان مسایلی همچون عرفان و علوم غریبه بحث می شود اما اگر به انسان تشنه به جای آب شیرین آب دریا بدهند چه می شود البته فهم ناقص نیز موجبات را فراهم می آورد اینکه افراد با کمی دانش فکر می کنند علامه دهر شدند و به سادگی در عرفانهای دروغین به دام می افتند البته از بحث دور نشویم،لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم یکی از کاربردهای این آیه در جلب محبت است البته باید معنی فهمیده شود بدین معنی که فرد باید همسر خویش را زیباترین انسان در جهان ببیند دیدن با فقط مشاهده کردن فرق دارد دیدنی که همسر را موهبتی از خدا بداند مورد نظر ماست-شناسایی هدف دجال یعنی اینکه هدف آنها از هم پاشیدن بنیان خانواده است و اختلاف افکندن بین زن و شوهر با جادو-در بحث نعمته الله و رشد و تعالی نگاه دو طرف به هم مهم است اینکه هدف خوب خواستن برای همدگیر وارد همسر از خود فرد است این باید در سطح ایمان درک شود تا بدانند در این جهان زودگذر باید برای بهشت ساختن در این جهان اقدام کرد افراد بهشتی لایق بهشت اند کسی که در این جهان رضایتی نداشته در آن جهان نیز رضایت نخواهد داشت رضایت مندی از ازدواج از زندگی و همسر با ایمان بدین معنی است که اگر زندگی فقط در یک سطح تسلیم ادامه یابد موفقتی حاصل نشده و رضایتمندی از بین خواهد رفت باید رشد داد ازدواج در سطح تسلیم و به دنیا آمدن فرزندان آزمایش است و ملاک نزد خدا نیست ملاک نزد خدا ایمان و عمل صالح است در ضمن افراد متاهل می توانند از خداوند طلب سکینه کنند که بر قلب نازل می شود وبرای ازدیاد ایمان است نماز این افراد با کیفیت بهتری انجام می شودسکینه با وقت متفاوت است

یک فرضیه عملی بیان می دارد که تنها راه حل رسیدن به هم فازی و رضایت جنسی دو طرفه ابراز محبت و میل قلبی زن به مرد است در ضمن یادتان باشد ازدواج یک نتیجه است بدین معنی که قرار نیست بعد ازدواج چیزی تغییر کند و کسی عامل تغییر دیگری باشد هرچه هست و خواهد بود دو نفری خواهد بود و اساسا هدف نیز بی نیازی به هدف طغیان است نه تغییر اصل و بنا در ازدواج هم کفوی است و یادتان باشد بعد ازدواج مثلا اگر فردی قبل ازدواج معتاد است و ترک نکرده اما قول ترک بعد ازدواج را می دهد امکان ندارد حداقل در این موارد خیلی سخت است ازدواج اهداف بنیادین ر فطری خویش را دارد و قرار نیست حلال همه ی مشکلات جانبی نیز باشد بلکه اساسا خود مستقل محسوب باید بشود

بنیادین-طارق

از نظر کلی شرط زندگی گرمی و تری است برای صفت مردانه گرمی و خشکی و زن سردی و تری لحاظ می گردد اما در حالت روحانی نور و ترکیب اتر مشخص کننده است و تلفیق نیروی یین و یانگ.در حالت بدنی سلولهای بنیادین در تمامی بدن وجود دارند اما پس از پر کاری فراوان در دوران جنینی تا زمان بلوغ به شدت توانشان کاهش و عملکرد تمایز آنها نیز خیلی تخصصی و تکراری می شود در بحث طارق و ازدواج درون عملا فرد از نظر بروز شهودی بر این بخش از حیطه ی وجودی خویش خود را چیره ساخته و بهره برده است در ماهیت اصلی روحانی ارتباط کالبد اختری نیز ایجاد و نیروی اذکار نیز فعال شده است و فرد به بلوغ فکری رسیده و به اساسی ترین سوال دوران بلوغ جواب داده است و می تواند وارد مراحل جدیدی از ایمان شود در حالت رسیدن به شرایط مطلوب جوان شدن ناگهانی و زیباتر شدن و روند جوان شدن حقیقی را نیز داریم فشار جنسی پیر می کند. از نظر شهودی اراده ی بر سیستم خودمختار است همچنین بر تنظیمات هورمونی.اهمیت بحث طارق در بچه داری مناسب جلوگیری از افسردگی رضایتمندی از زندگی فرزند دار شدن و ایجاد نطفه صحیح و سالم-اسلام حتی برای زمان مقاربت نیز احکام خود را ارایه کرده- و جوان شدن و سلامتی حقیقی است گفتیم طارق همان نوزاد نورانی حاصل از ازدواج درونی و فهم رندی-راضیه مرضیه- است طی روند بوجود آمدن این نوزاد در درون همچون یک فرزند عادی است از چاکرای یکم تا هفتم بالا می رود در مراحل مختلف خود را شکل کامل می دهد پس از به دنیا آمدن بند ناف آن به چشم سوم باز می شود خود نوزاد در  فازی نورانی تر و لطیف تر عمل می کند و برای ارتزاق کیهانی به کار می رود ارتباط با جهانهای عالی تر و شعور بالاتر و تسهیل روند رشد و تعالی روحانی را فراهم می آورد خیلی باید مراقب بود به دام شبکه منفی و انگلهای انرژیایی نیفتاد

 

 

نطفه

انسان قبل از تولد نطفه ای که باید از آن به دنیا بیاید انتخاب می کند این موضوع مثل تعیین خط در مسابقات ماشین سواری است انسان قبل از خلقت تعهد داده که از شیطان تبعیت نکند به دنیا آمدن یحیی وجود نور پنج تن و خانوادگی بودن آنها و وجود سلسله پیامبری بر اساس خانواده-چه خونی چه غیر خونی-به دنیا آمدن عیسی کشتن بچه توسط خضر و اطمینان دادن به عیسی که فرزند بعدی مایه ی افزایش ایمان خواهد بود موارد خاص کاربردی برای والدین قبل از آمیزش رعایت حرمت ازدواج و بحث رعایت حدود شرعی و قوانین ازدواج طبیعی و فطری و بر اساس همان گونه که قرآن گفته است و همچنین مسایل مستحب و مکروهات هم است که رعایتش بهتر است در ادامه در دوران حاملگی علاوه بر مراقبتهای پزشکی مواردی مثل قرآن خواندن تاثیر بسزایی در تشکیل صحیح روح نوزاد خواهد داشت

امیر حسین سوری


مدل آصف چیزی فراتر از مدل شرقی و مدل هندی است این مدل براساس نون و القلم  و مایسطرون استوار است و اذکار در آن با فعل و زبان و قلب در ارتباط است و تجسم خلاق بهشت و جهنم و فهم توحید اساس آن است و پایه و ستون و جلوه تام و کامل آن نماز است

 نمونه های این الگو فراوان است مثل ون یکاد در خانه ها هرز و دعای شرف الشمس بر روی انگشتر دعا نویسی در آب برای امام زمان یا رسیدن به فرد دیگر در کل با مدل سه گانه نمونه ( جاذبه  جبران و مزرعه)  در غرب شباهتهایی دارد ولی مدل شیعه ی ایرانی کامل تر است این مدل همراهی ذکر زبان مستولی شدن در قلب ایجاد عمل و نوشتن و خواندن و قیام را همراه با هم دارد بهترین منبع اذکار و افکار در علوم غریبه قرآن است مدل هری پاتر و بارتیمیوس همگی زیرمجموعه محسوب می شوند و اصل مدل آصف و مدل خضر است مدل  مدلی خضر مدلی مبهم است و عمل کامل به طریقت است و اگر بخواهیم با روش این فرد عمل کنیم سبک زندگی خاص خود را می طلبد .مبرهن است که اجرای کامل این مدل خیلی اجرایی نیست ولی الگوها و روشهای خیلی خوبی را معرفی می کند و آموزشهای اصلی کاملی نیز دارد

دقت کنید مثلا در مدل آصف که اصلش مدل ذکر و علم تجوید و ورود تفکر به سطح بهشتی است موارد مستحبی هم داریم مثل تسبیح یا انگشتر که باید فرق اینها با آلات جادو مثل چوبدستی و غیره مشخص شود اول اینکه تمام موارد فوق براساس استحباب و فقط به عنوان یادآور مطرح اند و اصل خود فرد است مثلا تسبیح فقط به عنوان اینکه انسان تعداد دقیق ذکر از یادش نرود مطرح است نه چیز دیگر و بازهم الگوی اصلی به درون فرد بر می گردد در مورد انگشتر تفاوت آن با حلقه مد نظر است اینکه حلقه مهمولا بدون شکل و طرح خاصی است و نگینی به طرح سنگ هم ندارد در ضمن انگشتر می تواند حاوی نوشته یا دعا و به نوعی هرز باشد اما در مورد حلقه این مسایل صادق نیست اصل حلقه بنا بر مشاهدات و پرس و جو از خود موبدان دقیقا مربوط به زرتشتیان است و وقتی بین زن و شوهر رد و بدل می شود نشان از تعلق دایمی و شکست ناپذیر به یکدیگر دارد و  مثل لباس ابن سینا که الان در تمام جهان به عنوان لباس فارغ التحصیلی به کار می رود این مورد نیز از فرهنگ ایرانیان ولی این بار در منظر یک آیین دیگر برخاسته است لازم به ذکر است در اصل فرهنگ ایرانی در اقوام و مذاهب دیگر و در آیین های سنتی ما حتما حلقه نداریم بلکه اساسا نشان کردن مطرح بوده است که هرچیزی به عنوان هدیه ممکن است

در کتب فانتزی مطالعه شده آنچه به طور مسلم دیده شد در کتاب داستان سابریل بود که یک روش تسخیر انداختن حلقه به دور گردن موجود مورد نظر-در اینجا نوعی از شیاطین-بوده است

 

*به جز قانون جاذبه که حواشی زیادی داشته قانون جبران به نوعی موازنه گری در طبیعت حساب می شود و نوعی معامله و داد و ستد قانون مزرعه نیز تقریبا با فرهنگ دینی تطابق داشته  و بر زندگی در حال و صبر برای نتیجه گیری استوار است تا حاصل یابیم و در خود مراقبه را نیز تعریف می کند صبر نیز با رضایت معنی می شود نه فقط تحمل در ضمن عجله هم نداریم

یک نکته پیرامون بحث تسخیر

این موضوع که خداوند هرچه آنچه در آسمانها و زمین است را در تسخیر انسان درآورده صحیح است اما در همین اول اشاره شد که خداوند این امکان را برای انسان قرار داده است.الکوی تسخیر مد نظر قرآن تسخیر با الگوی ارادت به شیطان و یا برده داری و بردگی نیست و باید تفاوتهای آن لحاظ شود مثل رابطه ی احضار جن با بحث موکل.رابطه ی تسخیر بر اساس علم و میزان آگاهی رخ می دهد و علم جزیی از وجود هر فردی است و جدا نیست و هرچه هم خدایی تر باشد اراده ی الهی قوی تری را پشتوانه خود دارد و واقعی تر هم هست مثل جمله امام علی ع که می فرمایند خدا را از گسستن اراده ها شناختم پس اصالت متعلق به خداست و اراده و خواست خدا.وقتی مساله علم را می آوریم مثال ها و موارد دینی زیادی در اثبات این قضایا وجود دارد مثل بحث جسم مثالی و یا اینکه چرا بعضی از ظن ها گناه است دقت شود ظن با نیت متفاوت است.مساله ی بعدی کن فیکون بودن ماجراست که خب در بحث تسخیر واضح و مبرهن است.دقت شود الگوی اصلی تسخیر بر پایه ی شناخت استوار است یعنی هر آنچه که بتوان شناخت قابل تسخیر هم هست،بازهم موکدا تاکید می کنیم منظورمان از تسخیر برده داری نیست.مثلا ما در کتب شهید مطهری از بحث تسخیر و تسخیر افکار اشاراتی داریم که مظنورشان اثبات ادله است.دقت کنید که خداوند نیز غیرقابل شناخت است جز آن میزانی که خودش خودش را به ما بشناساند.

در مقابل موارد فوق که ذکر کردیم مدل ارایه شده توسط شیطان اساسا توهم است و موارد امتداد آن بیشتر سحر و جادو است و این لفظ چشم بندی بر هر دو حالت -چشم ظاهر و چشم باطن-دلالت دارد اما منطق قرآنی بیشتر بر همان چشم است یعنی همان ظاهر و هیچ قدرت مستقلی برای آن قایل نیست. برای توهم یا جادو قابل ذکر است که این در حالت ضعف فرد صورت می گیرد یعنی در عمل ما نباید شیطان را شریک بگیریم شیطان ضعیف می خواهد یعنی نباید در هیچ کاری شریکش کنیم و بدانیم راه حل اصلی جلوگیری از این نفوذ پرداختن به امانت است نمونه رفتار خود آصف ع در برابر عفریت بیانگر حرف ماست

به طور حاشیه ای و برای تحقیق بیشتر می توانید در مورد مسواک و حمام و همچنین سرویس بهداشتی و تارخچه آن و چگونگی ورود این موارد به اروپای قرون وسطا تحقیق کنید نتایج جالبی دارد و می فهمید چرا مثلا فرانسه به اجبار بهترین ادکلن ها می زد

امیر حسین سوری