سخن تازه ی عاشقانه

love is when you find yourself and spend every wishes on him

سخن تازه ی عاشقانه

love is when you find yourself and spend every wishes on him

سخن تازه ی عاشقانه
به نام حضرت دوست
که هرچه داریم از اوست


اگر بخونید ممنون می شم
اگر بخونید و نظر هم بدید خیلی بیشتر ممنون می شم

توضیحات بیستر در بخش های درباره من و تماس با من در نوار بالای وبلاگ قابل مشاهده است
نویسندگان
آخرین نظرات
  • ۲۶ تیر ۹۶، ۱۴:۴۳ - رضا خسروخاور
    احسنت

۳۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خدا» ثبت شده است

به نام خدا

مکاشفه:با توجه به حدیث سلسله الذهب و همچنین پذیرش ولایت امام علی(ع) صورت می گیرد.ارتباط با خاندان مطهر مهم است و باید چشمتان به عصای موسی باشد این عصا همان نایب امام زمان(عج) است.

امام جماعت:دو شرط اصلی و عمومی تفاوت امام با رهبر:یک برتری دادن آخرت بر دنیا و خواستن دین برای آخرت و وسیله قرار دادن دنیا برای آخرت و شرط دوم کنترل بر نفس اماره است عدم رعایت شرط فوق خطر شروع یهودی-یهودایی- شدن را در پی دارد.

شرایط خاص:یوسف بودن و یوسفی عمل کردن یعنی در آن لحظه بتواند چهره ی واقعی زلیخا را ببیند و بداند چیزی عوض نشده و واقعا زلیخا او را نمی خواهد و خودش شوهر دارد و به خاطر ترس از مجازاتهای زلیخا و یا شوهرش تن به خواسته ندهد چون اتفاقا در این صورت شوهر زلیخا مجازاتهای بدتری را پیش می کشد و خطرناک تر است.یوسف نترسید و به سمت در رفت انتهای داستان و نقطه وصل یوسف و زلیخا مشخص است و کلیدواژه ی اسم اعظم را می توان ردیابی نمود.

روابط:چه بین الملل چه داخلی براساس امانت است 

اصالت :نه جامعه و نه فرد اصالت ندارند اصالت مربوط به خانواده است اما خانواده و فرزند آوری هم فقط ملاک نیست و امانت و ایمان اصالت دارد اما امانت هم اصالت ندارد و خدا اصل است.داستانها و سوره های مربوطه-کوثر ماجرای نوح و لوط و ماجرای حضرت ابراهیم و اسماعیل .در بحث بعدی جنگ اصالت ندارد اما جنگاور اصالت دارد و در ضمن کاری مهمتر از خودسازی نداریم.

ارزش صداقت در برد:من دیپلمات نیستم من انقلابی ام حرف را صادقانه و صریح می زنم.رمز برد و حکومت بر قلبها همین است

دلیل اصلی موفقیت امام خمینی(ره)از نظر امام خامنه ای(ره):اهمیت دادن به حرف خدا نه-قبل از-حرف مردم .

اصل ایمان و تمام حرکات مردمی و طبق نظر قرآن اصل رفتار ایمانی الگوی اکثریت مردم است مردم ما مومن و عاشق اهل بیت و امام حسین(ع)نیز هستند و بدون شک میزان رای مردم است

بحث مخالفت:دو قطبی جهل و خیانت یعنی همگی مخالفتها از سر عناد نیست مثل مخالفت فرشته ها در مقابل سجده بر انسان که پس از اگاهسازی و نشان دادن یک چشمه کوچک از اسم اعظم در برابر فرشتگان آنها سجده کردند اما نافرمانی شیطان که یک بخش خیلی کوچک از آن جمع بود از سر عناد بود.

شیطان مشخصا ابلیس:یک دشمن دانا بهتر از دوستان نادان است.وجود شیطان عین خیر محض است.(بازی باخت ندارد و فقط بحث احد الحسنین مطرح نیست بلکه می توان روی دشمنی شیطان حساب کرد در ضمن مثل داستان پیرمرد که در رادیو از خدا خواسته بود کمکش کند فردی ثروتمند ظالم به منشی اش گفت به او پول زیادی بده ولی موقع دادن بگو شیطان داد منشی اینکار را کرد اما مرد تشکر کرد اما از دهنده پول تشکر نکرد منشی از دلیلش پرسید گفت اگر خدا بخواهد و امری کند شیطان هم مجبور به اطاعت است دقت کنید خدا پیامبرانش را مثل حضرت ابراهیم حضرت موسی را در جلوی چشم و زیر نظر خودشان پرورش داد این یعنی اراده الهی ماجرای تمکین حضرت یوسف نیز مشخص است)خود شیطان مغبون است و در جهنم خلد است پیروان شیطان نیز با توجه به شرایط لحاظ شده در قرآن در جهنم خلد خواهند بود.تا قبل از مرگ امکان توبه وجود دارد. بزرگترین خیانتکار در جبهه شیطان خود شیطان است که نماز می خواند و حتی به خودش هم خیانت می کند شیطان بزرگ آمریکا می باشد و دشمن اصلی یهودی صهیونیست آمریکایی است تمام.

تقیه و ریا:این دو با هم شباهتها و تفاوتهایی دارند و باید بحث شوند.

ایمان:اصل ایمان قراردادی نیست و تاثیر روحانی دارد بهشت و جهنم ساختنی است و مومن چه مسلمان چه مسیحی و چه صایبی باشد نه ناراحت می شود نه می ترسد در ضمن باید به تمام پیامبران الهی ایمان آورد و قرآن کلیدواژه و  عامل تصحیح انحرافات و مرکز ثقل اتحاد جهانی مسلمانان موحدان آزادگان و مستضعفان جهانی است.قرآن رازناک نیست و رمز پایداری قرآن و اسلام رازآلود بودنش نیست بلکه صراحتش است و ایمان نتعق به عموم مردم است نه خواص این را خود قرآن نیز تایید کرده است برای فهم قرآن نیاز به چراغ قوه نیست فقط باید چشم را باز کرد.در ضمن جنگ جنگ اراده هاست این یعنی جنگ و پیروزی اصالت.

اتکا:اصلش به خدا و خود است مورد خاص شنهای طبس است.

ظهور:حکومت جهانی مستعفین-به ضعف کشیده شدگان-حکومتی براساس برادری خواهد بود و در ضمن امام زمان(عج) آمدنی نیست آوردنی است.

امیر حسین سوری


بدبخت ملتی که تاریخ خود را نداند،تیره بخت تر از آن ملتی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملتی است تاریخ خود را به ریشخند بگیرد


از تاریخ عبرت بگیرید تا از تکرارهای خطرناک جلوگیری شود....




وقتی پس از نماز این دعا را تکرار می کنید که ما به تمام پیامبران و کتب پیشین ایمان آوردیم دیگر حق ندارید بگویید پیامبر اسلام فقط یک شخص خاصی است که شریعت اسلام را آورده بلکه حتی خود قرآن را اگر مبنا قراردهیم و شریعتی قبول کنیم ابراهیم مسلمان است پس اصل داستان از زمان اولین پیامبر است و در اسلام باید تک تک تعالیم و داستان ها و تمام آموزه های پیامبران و تجربه های آنها و حداقل آنچه از ایشان در قرآن است باید آموخته شود تا بتوان مسایل و رخدادهای تاریخ را پیش بینی کرد و سرفراز از آنها بیرون آمد اگر مبنا را قرآن که به حق از تحریف دور مانده قرار دهیم می توانیم درون مایه ی دینی اصلی ادیان تحریف شده را نیز استنباط کرد و حقایق بیشتری را استفاده کرد مثال خاص ما فقط مثلا حضرت عیسی یا حضرت موسی که مهمترین مسایل قرآن به ایشان تعلق دارد نیست بلکه با شواهدی که در ادیان دیگر مثل صایبین یا زرتشتیان وجود دارد مثل مثال حضرت ادریس که تاریخ یونان هرودیس می خواندندش یا ارسطو را احتمالا پیامبر می خواندند دقت کنید تمام پیامبران الهی در یک خط اند و آموزه هایشان نیز در یک سیر است مثلا دلیل اینکه به احتمال قوی شاید زرتشت-نه آیین تحریف شده ای که موبدانش جیره خپر پادشاه شوند و نظام را طبقاتی کنند و شدید ترین احکام را تحت لوای ارتداد بر مومنین جاری کنند و همچنین ایشان یا پیامبران بوده اند یا حداقل پیابمران را درک کرده اند و آموخته اند یا به وسیله ای از ایشان درس گرفته اند مثل مالکی و شافعی-مسایلی وجود دارد مثل حجاب معاد موعود یکتاپرستی-شبه آتش قبلا بحث شد که در مورد توحید نیست در مورد ارزش توحید امانت و مسایل دیگر است تقریبا مثل یهود اما از یک بعد دیگر و ترکیب با بحث شیطان شناسی مثل ابتدای خلقت که بحث برتری انسان بر جهانیان پیش آمد-و یا جزای خیر و شر یا بحث خاص حلقه در مورد ازدواج یا نوروز که مورد نوروز نه تنها اسلام تایید بلکه تقویتش هم کرده است یا مسایل اصلی زناشویی و یا بحث طارق یا همان کی نژاد البته بدون بحث طارق .اینها تماما باید بحث شوند یک مسلمان واقعی نباید حداقل از نظر آموزه های تاریخی که تاریخ به او یاد می دهد فقط به ظواهر توجه کند مثلا اگر یاد نگیرد در زمان موسی چه بلایی سر ساحران ایمان آورده از روی علم آوردند یا فرعون چگونه سواستفاده ازشان می کرد نه تنها فرعون بلکه منتظر کیخسروهای دیگر باید باشیم که طغیان کردند و مثل فرعون که خدا را شناخت اما قبول نکرد می شوند مهمترین داستانهای قرآن که تمام حوادث بشری را در خود تفکیک کرده است داستان حضرت موسی است که باید جز به جز آموخته شود تا از خطر یهودی شدن اسلام جلوگیری شود. یا اگر ندانیم اصحاب اخدود چه کردند، باز هم  منصور حلاج ها را به آتش می کشند و قبر حافظها را چند باره زیر رو می کنند. اینها شوخی تاریخ نیست ما به تاریخ مسوولیت داریم که اگر در اینگونه امتحانات رد شویم مردودی تاریخ معولا در اینگونه موارد خاص خونین خواهد بود در امتحان تاریخ هیچگاه زمان به عقب برنمی گردد. مثلا هیچ گاه نباید بگذاریم سامری برگردد یا باید مراقب رفتارهای فرعون مآبانه بود یا یوسف ته زندان نماند یا زلیخای خواهان یوسف که پیر شده در حسرت زجر نکشد یا بهتر بگوییم اگر علی ما را صدا کرد تنهایش نگذاریم چون آنوقت خودمان زیر لگد دشمان بیدار می شویم یا اگر دست دست کنیم سر حسین را به نیزه می کشند و ما فقط نگاه می کنیم .این یعنی تاریخ
اگر امام خمینی فرمودند میزان رای ملت است بفهمیم وقتی ساسانیان خوارزشاهیان غزنویان و پهلوی ها شکست خودند دلیلش ضعف ظاهری حکومت و یا ارتش نبود بلکه عدم حمایت مردم بود یا اگر دیدید پیامبر به خسروپرویز نامه نوشت و او پاره کرد همان نامه را مثل آن را امام خمینی به کومونیستهای شوروری نوشت آخر عاقبت هر دو را ببینید اگر امروز امام خامنه ای به جوانان اروپا نامه می دهند و برای جوانان ایرانی نیز آینده ای درخشان پیش بینی می کنند بی شک حوادث درخشانی پیش رو است که این پیچ تاریخی جهانی روشن را ایجاد کرد شاید این افراد یعنی ولی فقیه معصوم نباشد ولی بدون شک با توجه به مسایل مشاهده شده قطعا حتی با این استنادات تاریخی و روشهای حکومتی می توان اقرار کرد اصل حکومت متعلق به معصوم است و ایشان ناظر اند حکومت علوی امروز دیگر سرکوب شدنی نیست و تاریخ حسینی ما را رهنمون به آینده ی مهدوی می کند




ضمیمه پیرامون بودا و آیین های هندو و آیین های اساطیری روم:
به طور کلی ما در قرآن در مورد اقوامی داریم که فرشتگان و حتی اجنه و شیاطین را می پرستیدند به طور واضح شاید اینکه در روایات است که اولین بت پرستی عالم ساختن بت خود آدم ابوالبشر به دست نوادگانش بود و کم کم از یک یادآور جد و آباد و نیاکان تغییر کاربری داد گویای این سبک انحرافات باشد که از روی جهل در توحید و عدم علم به علوم غریبه و سایر علوم با نگاه علمی می باشد.دقت کنید ابن موضوع انحراف حتی در زمان خود پیامبران نیز رخ داده یعنی در قرآن به صراحت حضرت عیسی خود را پیامبر خداوند خوانده و از اینکه سایرین او را خدا و فرزند خدا می خوانند برایت و تبری جسته است در زمان امامان و علل الخصوص این جریان غلات وجود داشتند و امروزه جریان علی اللهی خوانده نومی شوند طیف تفریطی نیز همان وهابی های سلفی اند یکی در دوستی اهل بیت غلو کردند و دیگری در دشمنی و سیات و بدخواهی کم نگذاشتند. پس این موضوع باید بحث شود که انحراف از اصل موضوع باعث لغو و حذف موضوع نمی شود و نباید هم بشود اما اصل حقیقت با همان شرایط یعنی توحید امنت خانواده ایمان و علوم غریبه و بحث شیطان شناسی و حتی نفس اماره قبل از همه.به قولی نمی توان از ترس طلاق ازدواج نکرد بلکه باید راه و رسم زندگی را آموخت و فهمید دیکته نانوشته غلط ندارد اما باید دانست روش انحرافی نه نمره ضعیف است نه تک و تجدیدی بلکه مثل خواندن یک تبلیغ اتومبیل سر درس ریاضی است.


شاید بپرسید چرا روی بحث جادو و رابطع اش با ایمان بحث کردیم و آیات و روایات را نیز در این مورد و بحثهای دیگر انجام دادیم خب نظر شما به یک نوشته از یک سایت تحلیلی جادو،البته علاقمند به جادو و فن فیکشن نویسی و فانتزی تخیلی جذب می کنم.متن کپی پیست است

جادوگر که باشی ...

محدودیتی در دنیایت وجود ندارد.
وارد دنیای شگفت انگیزی خواهی بود.
قدرت های ماوراطبیعی را خواهی داشت.
با دوستانت چیزهایی را خلق میکنی که جهان تا به الان قادر به خلق آن نبوده.
جادوگر که باشی معجزه میکنی.

و فراموشت نشود، هرچه که هستی،

تو خودت خودِ معجزه ای...


یا به این یکی توجه کنید


ایا میدانید❓

♦️♦️هری پاتر منجی است،در محفل ققنوس این نام برده است،مانند حضرت عیسی،ولی با این تفاوت که همش با سحر و جادو انجام می گیرد،و اسمی از خدا برده نشده است!♦️♦️




خب حالا اگر فرد با یهود آشنا نباشد و یا از اسلام مسیحیت بودا زرتشت و بحث تجزیه تحلیل ایمان و مسایل داستانها آشنا نباشد خدایی نمی شود بلکه بیشتر میل به صهیونیزم و افراطی گری خواهد داشت .در داستانها باید بین حسن فعلی و فاعلی نیز تفاوت قایل بود یعنی حتی آنجا که داستان زیبایی دارد حتی زیبایی دینی،بازهم اهداف و شکل ارایه باید شناخته شود-مثال رابطه ی هری و رون که ما می توانیم برادری تعبیر کنیم اما با توجه به اصالت جادوگری و نه ایمان,این رابطه به گفته خود رولینگ همجنس بازانه است- مثلا یکی از اصلی ترین و مهمترین مسایل در داستان هری پاتر بحث فضل تبلیغ و موگل-در مورد تبلیغ قبلا بحث کردیم اما در مورد موگل کلیدواژه گاو وجود دارد و نه چیز دیگر یعنی سطح زندگی مثل گاو و مورد زامبی در رابطه با شیطان و کفر و آنهم با کیفیتهای متفاوت و قابل درمان و متفاوت با الگوهای سینمایی بحث می شود-و چند مورد خاص دیگر یهودیان است که همگی تحریفی اند و از اصل دین جا به جا شده است و تحریف می باشند.پس ضروری است که اصل شناخته شود تا بتوان تحریف ها را شناخت نکات مثبت را درک کرد و ما بقی را اصلاح کرد.
امیر حسین سوری

✅ راز های موفقیت امام  خمینی (ره) از منظر رهبر انقلاب


⚡️ ارتباط ایشان با خدای یگانه : «امام خمینی بدین خاطر توانست این حرکت عظیم را در دنیا بوجود آورد، که با خدا ارتباط داشت و دراین راه ملاحظه هیچ چیزی را نمی کرد. 


⚡️به اعتقاد من، اخلاص و توجه و اتصال به خدا مهمترین رمز موفقیت او بود. 


⚡️وقتی یک انسان، خود را به اقیانوس بی پایان وصل می کند، دیگر هیچ عاملی وجود ندارد که بتواند بر او فائق آید


⚡️بر اساس یک حقیقت قرآنی هرکس خداوند را یاری کند خداوند در مقیاسی عظیم او را نصرت می کند و امام با ایمان کامل به این قانون الهی، با تلاش بی وقفه برای تحقق دین خدا یعنی آباد کردن دنیا و آخرت ملت ایران، به نصرت خدا برخاست


⚡️مردمی بودن ایشان : « امام وارد صحنه شد، وسط میدان آمد، میان مردم بود، با مردم حرف زد، اصول خود را براى مردم تبیین کرد و آنها را به ایمان روشن بینانه و آگاهانه اى مثل ایمان خود رساند؛ آنگاه ایمان و انگیزه مردم و تعالیم اسلام، معرکه را به سود حقّ و حقیقت تمام کرد. 


⚡️« محور همه اصول و قواعد کار امام بزرگوار ما در دو چیز خلاصه میشد: اسلام و مردم. 


⚡️نگاه بین المللی :مخاطب امام در سخن و ایده سیاسی اش فقط ملت ایران نبود، بلکه او بشریت را مخاطب پیام خود قرار می داد. 



امیر حسین سوری

خانواده، کلمه‌ای طیبه است. کلمه‌ی طیبه هم خاصیتش این است که وقتی یک جایی به وجود آمد، مرتب از خود برکت و نیکیمی‌تراود و به پیرامون خودش نفوذ می‌دهد. کلمه‌ی طیبه همان چیزهایی است که خدای متعال آن را با همان اساس صحیح به بشر اهدا کرده.15/12/79

خانواده یک اجتماع کوچک است که اول از زن وشوهر شکل می‌گیرد؛ بعد با آمدن فرزندان گسترش می‌یابد؛ از فرزندان باز فرزندانی به وجود می‌آیند و مثل درختی که شاخ و برگ می‌کند،بارور می‌شود.خدای متعال دوستدار این اجتماعات کوچک است.30/11/81

امیر حسین سوری

آگاهسازی

امیر حسین سوری

rise

امیر حسین سوری


نام گذاری بیماری وبــا در سخن حضرت امیر(ع) و امام زین العابدین(ع)

 

بیماری وبا بیماری واگیر عفونی است... عامل بیماری باکتری به نام ویبروکلرا است

که با تولید سم در روده ی کوچک تکثیر می شود عامل بیماری تا مدت زیادی در اب زنده می ماند و در مناطقی

که سطح آبهای زیر زمینی آن بالاست بیشتر شایع است...

آشامیدن آبهای آلوده بویژه در فصل گرما برای رفع تشنگی و یا استفاده از آبهای آبیاری درختان برای شستو شوی میوه ها، خرید انواع خوراکی های خام توسط دست فروشان، بستنی و مصرف یخ آلوده آمکان انتقال میکروب بیماریهای روده ای و اسهالی را شدت می دهد

بیماری وبا در فصل مساعد سال و در ایران در اردیبهشت ماه امکان بروز و شیوع پیدا می کنددر بیماران مبتلا به وبا، اسهال آبکی با دفعات زیاد می‌تواند به کمبود آب و املاح بدن منجر شود و در صورتی که آب و املاح از دست رفته به سرعت جبران نشود، موجب مرگ بیمار خواهد شد.

 

 

 

 

 

بعد از آشنایی با بیماری وبــا سراغ سخن حضرت علی(ع) می رویم که در کتاب نهج البلاغه به تاریخ بشریت این بیماری را اعلام می کند.

 

 

 

جای شگفتی است که امام علی(ع) در 14 قرن پیش آب را محل تکثیر و رشد انگل

<< وبـــا >> مطرح می کنند . درحالی که لوئی پــاستور پس از کشف باکتری در تداوم تحقیقات خود با استفاده از نظر تجربی ثابت کرد

 

 

 

خطبه 174-نهج البلاغه **نکوهش غافلان**

 

 

اى بى خبرانى که آنى مورد غفلت نیستید، و اى ترک کنندگان فرامین الهى که از تمامى کارهایتان بازخواست مى شوید، شما را چه شده است که از خداى خود رویگردان و به غیر او گرایش دارید؟ چونان چارپایانى مانید که چوپان آنها را در *بیابانى وباخیز، و آبهایى بیمارى زا * رها کرده است. گوسفندان پروار را مى مانید که براى کارد قصاب آماده اند. ولى خودشان نمى دانند! چه آنکه هرگاه به گوسفندان با مقدارى علف نیکى کنند یک روز خود را یک عمر پندارند، و زندگى را در سیر شدن شکمها مى نگرند.

 

این اعجاز در خطبه دیگر هم به این شکل آمده:

 

 

 

 

خطبه 162 نهج البلاغه:

 

 

بیا و داستان پسران ابوسفیان را به یادآور، که روزگار مرا به خنده آورد از آن پس که مرا گریاند،

سوگند بخدا! که جاى شگفتى نیست، کار از بس عجیب است که شگفتى را مى زداید،

و کجى و انحراف مى افزاید، مردم کوشیدند نور خدا را در داخل چراغ آن خاموش سازند،

جوشش زلال حقیقت را از سرچشمه آن ببندند،

چرا که میان من و خود، << آب را وباآلود کردند >>، اگر محنت آزمایش از ما و این مردم برداشته شود،

آنان را به راهى مى برم که س راسر حق است و اگر به گونه دیگرى انجامید ..

(با حسرت خوردن بر آنها جان خویش را مگذار، که خداوند بر آنچه مى کنند آگاه است)

 

 

بعد از سخنان حضرت امیر سراغ کتاب صحیفه سجادیه امام زین العابدین(ع) می رویم این کلمات در صورتی است که هنوز علم طب در آن دوران برای این بیماری نامی برنگزیده بود.

 

 

امام سجاد(ع) با مضامین عرفانی این بیماری را معرفی می کند والبته راههای انتقال آن را خوراک و آب آشامیدنی معرفی کرده و بشریت را در بهت علم خویش می گذارد..

 

 

ایشان در دعای 27 - پاراگراف 12 از طریق دعای خیر برای مرزداران ودعا برای دشمن

می فرمایند:

 

 

َللَّهُمَّ وَ امْزُجْ مِیاهَهُمْ بِالْوَبآءِ

 

وَ اَطْعِمَتَهُمْ بِالْاَدْوآءِ، وَ ارْمِ بِلادَهُمْ بِالْخُسُوفِ، وَ اَلِحَّ عَلَیْها

 

بِالْقُذُوفِ، وَ افْرَعْها بِالْمُحُولِ، وَاجْعَلْ مِیَرَهُمْ فى اَحَصِّ

 

اَرْضِکَ وَ اَبْعَدِها عَنْهُمْ، وَامْنَعْ حُصُونَها مِنْهُمْ، اَصِبْهُمْ بِالْجُوعِ الْمُقیمِ وَالسُّقْمِ الْاَلیمِ.

 

 

 

 

خدایا!آب آشامیدنی شان را به * میکروب وبــا * بیامیز,خوراکشان را به بیماری ها

بیالای,شهرشان را در دل زمین فرو بر و با فرو باریدن سنگهای آسمانی

آنها را ویران کن.

وبا تازیانه خشکسالی و قحطی بر سرشان بکوب و زادو توشه ی آنان را در بی برکت ترین و دورترین نقطه ی زمین قرار ده.

و سنگرهای زمین را به رویشان بربند و به گرسنگی دائم وبیماری دردناک دچارشان گردان!

 

 

والسلام

 برگرفته ازhttp://bargah.blog.ir/

 

 


 

80- آیا میدانید چرامتاع دنیا به بیماری وبا تشبیه شده است؟

موضوع :وجه تشابه متاع الدنیا به وبا

آیا میدانید چرامتاع دنیا به بیماری وبا تشبیه شده است؟

حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه حکمت 359 جمله فوق الذکر را فرمودند.
وجه تشابه:

1-وبا انسان رادچار دل پیچه واسهال میکند ، متاع دنیا هم در وجود انسان حقیقی نمیماند وباید دفع شود.

2-وبا فرد رادچار حالت تهوع میکند ، متاع دنیاهم درظرفیت انسان قرار نمیگیرد وباید بالا اورده شود.

3-وبا فرد را سیاه میکند، متاع دنیاهم انسان را ظلمانی میکند.

4-وبا مسری است ، دنیا طلبی هم بیماری مسری است وحتما به سایرین سرایت میکند.

5-وبا یکباره حمله میکند وفرد را هلاک مینماید ،متاع دنیاهم یکباره انسانیت انسان را از بین میبرد.

6-وبا کشنده است ، متاع دنیا هم گاهی ظاهر وهمبشه باطن انسان را نابود میکند.

7-منشاءوبا آب آلوده است ، علم غیر نافع هم از مصادیق متاع دنیاست وانسان را دنیا طلب میکند (در روایات از آب تعبیربه علم شده است)

 

 

برگرفته ازhttp://emamraoof.ir

 

 

 

به نام حضرت دوست که هرچه داریم از اوست

هو النور علی النور

حق با علی است و علی با حق است

این مقاله دوم می باشد

دعای امام حسن(ع):خدایا آبهای دشمنان ما را به وبا آلوده گردان.

به دلیل انتشار این مقاله برای عموم از ذکر نکات تخصصی و نامهای  خیلی خاص سعی شده استفاده نشود

مقالات قبلی از منابع دیگر در همین جا کپی شده و ذکر منبع نیز شده است

برای شروع از خود باکتری وبا شروع می کنیم این باکتری فلور طبیعی نیست اما در حالت عادی بیماری زا هم نیست بلکه باکتری مولد وبا باید با ویروس  آلوده شود تا به اصلاح خاصیت بیماری زایی داشته باشد و به این طریق جزو مباحث نسبتا پیشرفته در علم باکتری شناسی محسوب می شود و مشترک بین ویروس شناسی نیز می باشد

دقت کنید امام علی(ع) و امام سجاد(ع)هزار و چهار صد سال پیش زندگی می کرده است  نه الان و حالا به ذکر تاریخ عمومی باکتری شناسی واکر می پردازیم در سال 1677 هوک در مشاهدات ابتدایی با میکروسکوپ دستساز خویش وجود ارگانیسم هایی رابه انجمن سلطنتی لندن اعلام می کند اما به دلیل محرمانه نگه داشتن روش ساختن لنزها ادامه فعالیتهای تکنیکی شخص وی غیرممکن شد و ما بقی کارها با اصول دیگران پیش رفت آنهم توسط لینه البته بازهم بحث بیماری زایی باکتری مطرح نیست در ضمن بحث سرایت و انتقال بیماری در 1546 در کتاب سرایت فراگاسترو آمده که بحثهای کلی را ذکر کرده اما شناخت باکتری یا مولد بیماری زا یا میکروب در دسترس نیست .......از ذکر دیگر مسایل چشم پوشی می کنیم و وارد 1854 در لندن می شویم شهر دچار آلودگی با وبا شده است و شخصی به نام جان اسنو آب آلوده در یکی از چاهای شهر را به دلیل مشاهدات عینی عامل بیماری می داند و مسدود کردن آن را چاره رفع بیماری می داند و بدین گونه نام خود را به عنوان یکی از بنیانگذاران و به نوعی پدر علم اپیدمیولوژی وارد تاریخ می کند در نهایت رابرت کخ در 1876 بالاخره رمز باکتری سایه زخم و چرخه بیماری زایی و سبب شناسی اش کشف شد و به عنوان عامل بیماری شناسایی و معرفی گردید بحث ویروس نیز در 1900 در ارتش آمریکا و با ویروس تب زرد توسط والتر رید تکمیل شد البته قبل از آنها در 1890 ایوانوفسکی و مارتینیوس بجرنیک اولین ویروس  را شناسایی کرده بودند البته به طور جداگانه

حالا برمی گردیم به بحث قبلی خودمان طبق بحث ها اگر حق جو باشیم حداقل علی الظاهر امام علی(ع) بر طبق حدیث با سند و مدرک باید به عنوان  پدر علم باکتری شناسی ویروس شناسی و اپیدمولوژی معرفی شود و این فقط بحث اول ماست اگر بخواهیم با کلمه به کلمه ی تقسیر جلو برویم در حدیث کلمه آلودگی آب با عامل بیماری زا مطرح شده و رابطه ی بین بیماری و آب نیز وجود دارد اما وارد بخشهایی اصلی می شویم اول بحث خدایا و دعا بودن این متن است دوم بحث کلمه ی دشمن شناسی وبا و اینکه عامل بیماری زنده است و می تواند بین دوست دار اهل بیت و دشمنان ایشان تفاوت قایل شود که حتی با علم امروزی نیز قابل فهم نیست

اول از بحث دعا شروع می کنیم و به ذکر تفاوت آن با خطبه می کنیم که دعا رابطه بین خدا و انسان(بنده ی خویش)است و بزرگترین نکته و برتری آن این است که در این سمت ماجرا خداوند بشر نیست که بخواهیم بر اساس قدر عقولش صحبتکرد بلکه خودش است که فیض دعا کردن را داده و خودش هم می شنود و اجابت می کند هدف امام از  عمومی کردن دعا به منظور آموزش است این موضوع دقیقا در مورد صحیفه سجادیه تطبیق می کند و هر دو اصل عمق خیلی خیلی فراوان و بحث آموزش غیر مستقیم در آن وجود دارد.دقت کنید اینها دعا هستند و در هر شرایطی نیز قابل استفاده اند حتی در نماز.بحث دیگر خود بحث رابطه توحید و خداشناسی و بحث بیماری است اینکه دقیقا چه رابطه ی مستقیمی وجود دارد رابطه کاملا مستقیم و عین فقر بودن موجودات. و در ادامه به جز بحث دعا بحث ذکر و علم تجوید و جایگاه انسان و میزان قدرت او نیز خواه ناخواه مطرح می شود و اینجا نه تنها علم لدنی امام تایید و مورد ستایش قرار می گیرد بحث امکان دستیابی به آن نیز مطرح می شود مثل الگوی ابن سینا در نماز خواندن.دقت شود که ما به آرامی وارد بحث و مقوله تحت عنوان روح شدیم چه روح القدس چه نفس.کتاب ولاها و ولایتهای شهید مطهری و شرح حدیث نافله که مشترک بین شیعه و اهل سنت است بیانگر امکان دستیابی صحیح به علم و منبع حقیقی علم و بحثهای پیشرفته تر و پیچیده تر مثل تصرف می شود.شاید خیلی مد نظر  نباشد اما از دید حدیث شناسی چه در قرآن چه در روایات آب به معنوان مبدا و منشا حیات الهی است بیماری وبا با دفع آب موجب مرگ می شود.که البته منشا بیماری آب آلوده است و درمانش نیز وصل شدن به آب پاک است به همین سادگی و بیماری کشنده ی حتمی محسوب نمی شود نکته بحث جنگ بیولوژی نیست بلکه شناخت یک حقیقت است و یک عذاب چون بیماری می تواند نتیجه گناه نیز باشد و فقط بلا نباشد یا نتیجه بدبینی باشد یا نتیجه بدخوری باشد و همه اینها در در احادیث آمده و شفا و درمان نیز ذکر شده است.اینجا رویکرد علمی شناخت مساله مطرح است مثل حقیقت شناخت زلزله یا طوفانها(طبس)یا یکی از عذابهای نه گانه فرعونیان که یکی از آنها خون شدن آب بود قبل از نوشیدن

دقت کنید اصلا و به هیچ وجه هدف تبیین علم امام با علم امروز یا بحث تکمیل علم امروزی با علم امام نیست چون از ماهیت این سبک از علوم کاملا متفاوت است نگاه کنید فلسفه علم امروزی کاملا مادی گراست و این نگاه باعث می شود که حتی در علوم مثل روانشناسی کابردی و علوم تربیتی نیز حتی نتوان به این علوم اعتماد کرد چون مقوله به نام روح تعریف نمی شود و اساسا حتی کلمه روحانیت نیز دلیل بر بحث روح دارد مثلا نگاه دینی به مثلا نماز جماعت بحث امام و ماموم است اما با نگاه مادی بحث رهبر و نظم صفوف و از این جور چیزها مطرح می شود دقت کنید فلسفه علم غرب در علوم پزشکی بر روی تکامل سوار شده است به طور دینی و با توجه به نظریات شهید مطهری در عدم رد می توان نظریه حکمت و نظریه زمان خداوندی را مطرح کرد دقت شود نظریه تکامل اصلا نظریه نیست و فرضیه است و روح و موارد متافیزیکی جهان تعریف نمی شود و با قانون دوم ترمودینامیک فیزیک تناقض دارد و بحث موجود هوشمند خود ساز وخودبازیافت اولا در طی میلیونها میلیون سال قلمداد می شود و قابل آزمایش نیست و پیش فرض اول اول آن وجود موجودات فضایی و ورود حیات از کرات دیگر است؟!؟!در ضمن با موجودی به نام خفاش که نشانه ی جاودان حضرت عیسی نیز هست کنار نمی آید در غرب امروز نظریات مخالف و کاربردی مثل فرضیه اینتلجنت دیزاین همیشه مورد هجمه قرار می گیرد و بحث علمی نمی شوند نکته جالب اینکه پس از سوار شدن علم پزشکی بر روی قوانین فیزکی نیوتون و به تبع آن در شیمی پس از ورود هاینزبرگ و انیشتین حسابی و حتی استیون هاوکینگ ماتریالیست به علوم انتزاعی کاملا انتزاعی، علوم پزشکی را از این موضوع دور نگاه داشتند  با توجه به مسایل فوق می بینیم اساسا فلسفه و رویکرد علم غرب با ما متفاوت است و در حقیقت هم ما قرار نیست در این فلسفه غرب نفوذ کنیم و آن را تغییر دهیم بلکه با ارایه فلسفه  قوی تر و متصل به خداوند حتی می توان ساحران فرعون را به ایمان واداشت.و در اصل هدف هم همین است کاملا واضح و آشکار و بدون ترس از شیطان.

شاید بد نباشد بدانید زمل وایز به دلیل اینکه می  گفت بین دستان آلوده پرستاران و پزشکان و بیماری نوزاد تازه متولد شده رابطه مستقیم وجود دارد اما کسی حرف او را باور نکرد دیوانه شد –البته از نظر خودشون-و در بیمارستان روانی بستری شد-البته حق روانی شدن هم داشت.

اما

دیگر قرار نیست امام علی در چاه ناله کند .مسمانانان اعم از شیعه و سنی باید به دین برگردند و به قرآن و سه اصل اساسی در این رجعت علمی و رنسانس جدید این است که تمام علوم و تمام نکات به ریز ترین جزییات به هدف هدایت و حتی ضلالت بازهم در قرآن موجود است این قانون صفر بود و قانون مرجعیت قرآن قانون اول اینکه تمام مسایل حکمت خواهد بود نه دلیل و سیطره به علم شارع عملا و عقلا غیر ممکن است در ضمن رویرکرد با رویرکرد روش علمی نیز در حقیقت مخلوط شده و همین مبانی نیز تبعات و روش و سبکهای خود را دارد اما رجحان و اولیت بازهم با روش علمی با منطق اسلامی است و اصل سوم یا همان قانون دوم قانون سربریدن اسماعیل است یعنی شاید یک حکم را دلیلی نتوان بیان کرد ولی اطاعت از خداوند دستور عقل است و تمام

حکومت علوی در ایران(تمام مستضعفین جهان) باید مقدمه حکومت مهدوی در جهان باشد و به گفته مقام معظم امام خامنه ای هرکس در هرجایگاه از سازمان در نظام باید خود را مهمترین بخش در نظام بداند پس بر هرکسی علل الخصوص کسانی که نام سرباز امام زمان(عج)را بر خود ثبت کرده اند فریضه است که در این امر کوشش و یاری کنند و برادرانه و دلسوزانه دل کار ببندند و از قصور سردی و سرد کردن بپرهیزند و خود نیز نقشی ایفا کنند در ضمن دیکته نانوشته غلط املایی ندارد.




طیف بسیار بسیار زیادی از انسانها در طول قرنها به نام دین و به خیل زیادی به دلایل بیماری های روانی و یا میکروبیشان مجنون و جن زده خوانده شدند حتی کار به جایی می رسد که حتی نگارش با دست چپ جرم محسوب می شود و از شیطان که موجودی ضعیف و پست است که ابرقدرت ساخته می شود-اصالاتا خیلی از مشکلات به خاطر کوتاهی علمی و عملی خودمان و پیشبرد نفس اماره است_.طبق این احادیث که مفصل بحث و طیف های دیگر احادیث پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) و تفکیک بیماری ها و جن زدگی، اثبات عدم گرایش به این موضوع می باشد و این یکی از راههای شناخت بخشهای انحراف در بخشهای مختلف دین می باشد امروزه بعضی عرفانهای نوظهور و یا سبکهای فکری که به شدت به دنبال ارتباط دادن اجنه به بیماری ها هستند خالا در هر لباسی و با هر سطح علمی خطرناک اند.آنچه در احادیث و روایات معتبر است بحث تاثیر گناه و بدبینی و شکم پرستی در بیماری است و بقیه بیماریها نیز نه در حکم عذاب بلکه بلا و آزمایش الهی اند امل قابل تفکیک اند و حتی در نهج البلاغه داریم تا زمان امکان درمان  اتفاق نیافتد و بدن خودش عمل کند که امروزه ما بحث مقاومت (نه فقط دارویی)بلکه در همه ی ابعاد را داریم و در میزان سطح سلامت مهم است.ما برای پیامبر و هم امامان بحث طبابت داریم و خودشان نیز این علم را گسترش می دانند آنهم از منشا و نفی نمی کردند و به دنبال سلامت مردم بوده اند  و نه ققط درمان مثل قضیه پزشکی که به شهر وارد شد اما دید بیماری وجود ندارد  پرس و جو کردند فهمیدند چون قبل از آنکه سیر شوند دست از غذا خوردن می کشند.و بحث مسواک خیلی مهم است.

در مورد چشم زخم هم همین بحث فوق مطرح است و شهید مطهری در کتابشان گفته اند که شاید در یک شهر بزرگ یک نفر این توانایی ر ا داشته باشد و خیلی همگانی نیست.منظور اینکه به هر قسمی این شخص و آن شخص را دارای چشم زخم نخوانید و طرد نکنید تازه اگر هم اثبات شود خب آیه قرآن راه حل را ارایه داده و خیلی در جامعه مشکلی ندارد.

دقت شود آنچه در مورد شیطان آمده فقط قدرت وسوسه کردن و تاثیر بر نفس اماره است و اگر اولیای کسی شود او را فریب می دهد و به شراب و قمار و دنیازدگی و فریفتن گناه و زیبانشان دادنش دچار می شود استثنا رباخواری در حکم مس شیطان و هم رده با جن زدگی است اکر هم بعضی امکان اینکه شیطان در مکاشفات هم تصرف می کند را علم می کنند بعد از بحث امانت مشکل حل می شود چون شیطان نمی تواند خود را شبیه معصوم و اولیای به حق کند البته این موضوع و بحثهای امانت و خانواده بازهم جای بحث دارد اما شیطان شناسی باید در جایگاه علمی باشد و بازهم تاکید می شود شیطان بعد از امام عصر(عج)،دقت شود بعد از او عالم ترین موجود است .

امیر حسین سوری

زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس گرفت و از خدا درخواست کمک کرد. مرد بی ایمانی که داشت به این برنامه رادیویی گوش می داد، تصمیم گرفت سر به سر این زن بگذارد. آدرس او را به دست آورد و به منشی اش دستور داد مقدار زیادی مواد خوراکی بخرد و برای زن ببرد. ضمنا به او گفت: وقتی آن زن از تو پرسید چه کسی این غذا را فرستاده، بگو کار شیطان است. وقتی منشی به خانه زن رسید، زن خیلی خوشحال و شکرگزار شد و غذاها را به داخل خانه کوچکش برد. منشی از او پرسید: نمی خواهی بدانی چه کسی غذا را فرستاده؟ زن جواب داد: نه، مهم نیست. وقتی خدا امر کند، حتی شیطان هم فرمان می برد.



امیر حسین سوری

روزی مهندس ساختمانی، از طبقه سوم می خواهد که با یکی از کارگرانش حرف بزند.

او را صدا می زند ،اما به خاطر شلوغی و سر و صدا، کارگر متوجه نمی شود!


به ناچار مهندس، یک اسکناس ۱۰دلاری را مچاله میکند و به پایین می اندازد

تا بلکه کارگر بالا را نگاه کند!


کارگر ۱۰دلار را برمیدارد، آن را صاف میکند و توی جیبش می گذارد و بدون اینکه بالا را نگاه کند مشغول کارش می شود!


بار دوم مهندس ۵۰ دلار می فرستد پایین و دوباره کارگر بدون اینکه بالا را نگاه کند پول را در جیبش می گذارد!


بار سوم مهندس سنگ کوچکی را می اندازد پایین و سنگ به سر کارگر برخورد می کند.


در این لحظه کارگر سرش را بلند میکند و بالا را نگاه میکند و مهندس کارش را به او میگوید!


این داستان همان داستان زندگی انسان است.


خدای مهربان همیشه نعمتها را برای ما می فرستد اما سپاسگزار نیستیم و لحظه ای با خود فکر نمیکنیم این نعمتها از کجا رسید!


اما وقتی  سنگ کوچکی بر سرمان می افتد که در واقع همان مشکلات کوچک زندگی اند.


به خداوند روی می آوریم!

💠💠💠💠💠💠💠💠


◀داستانهای آموزنده 

امیر حسین سوری

ابولحسن خرقانی میگه: 

جواب ٢نفر مرا سخت تکان داد.....

مرد فاسدی از کنارم گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد،

اوگفت:

خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد شد!

 مستی دیدم که افتان  خیزان در جاده اى گل آلود میرفت،

به او گفتم : قدم ثابت بردار تا نلغزی،


گفت : من بلغزم باکی نیست،

بهوش باش تو نلغزی شیخ


که جماعتی از پی تو خواهند لغزید 

یاد این متن داستایوفسکى از کتاب نفرین شدگان افتادم


 هر"پرهیزکاری"گذشته ای دارد..............


 وهر"گناه کاری"آینده ای..................


 پس قضاوت نکن

امیر حسین سوری

 i love hijab

امیر حسین سوری

باورکن....

در تقدیر هر انسانی معجزه ای ازطرف خدا تعیین شده که قطعأ در زندگی، 

در زمان مناسب نمایان خواهد شد!

یک شخص خاص..

یک اتفاق خاص..

یا یک موهبت خاص..

منتظر اعجاز خدا در زندگیت باش،بدون ذره ای تردید!

زندگی درست مثل نقاشی کردن است..

خطوط را با امید بکش..

اشتباهات را با آرامش پاک کن.. 

قلم مو را در صبر

غوطه ور کن...

و با عشق رنگ بزن...معجزه

امیر حسین سوری

واسه رد شدن از سیم خاردارها نیاز به یه نفر داشتن تا روی سیم خاردارها بخوابه و بقیه از روش رد بشن ...

داوطلب زیاد بود

قرعه انداختند... افتاد بنام یه جوون...

همه اعتراض کردند الا یه پیرمرد!

پیرمرد گفت: " چیکار دارید، بنامش افتاده دیگه! "...

بچه ها از پیرمرد بدشون اومد... دوباره قرعه انداختند بازم افتاد بنام همون جوون ... 

جوون بلافاصله خودش رو به صورت انداخت رو سیم خاردار،

بچه ها با بی میلی و اجبار شروع کردن به رد شدن از روی بدن جوون... همه رفتن الا پیرمرد...

گفتند: " بیا! "

گفت " نه! شما برید! من باید وایسم بدن پسرم رو ببرم برای مادرش!


پیرمرد پدر اون جوون بود...


(نقل از گنجینه خاطرات جنگ)



__________________________

امیر حسین سوری

التماس به خدا عزت است ؛ اگربرآورده شود نعمت است و اگربرآورده نشود حکمتست

التماس به خلق ذلت است ؛ اگربرآورده شود منت است و اگر برآورده نشود.خفت است

امیر حسین سوری

به طور نسبی اگر ما بخواهیم روشمند دروس دینی مرسوم را توالی گونه بنویسیم کلام منطق فلسفه  فقه و احکام و عرفان را خواهیم داشت اگر ما در جامعه اسلامی نظامات مختلفی را در نظر بگیریم مثل نظام اقتصادی فرهنگی قضایی و سایر نظامات و ارتباطات بین آنها را نیز لحاظ کنیم در هر صورت مهمترین نظام بدون هیچ گونخ شکی نظام خانواده است اساسا این نظام رسمی ترین نظام توحیدی شناخته شده بر اساس امانت است و اساس حکمت متعالیه لقمان براساس خانواده است دقت کنید  حکمت فقط علم ساده نیست و با علم تفاوتهایی دارد 

برای یادگیری حکمت با همین کلیدواژه آیات لقمان ۱۲ لقمان۱۳لقمان۱۴ لقمان۱۵ به نوعی مرجع فکری مکتوب است و نمونه واصل قرآنی آن خود شخص لقمان است و در خارج از متن قرآن متن زنده ی قرآن یعنی بدون شک پیامبر و معصومین و در امروز امام عصر و نایب ایشان و تمام افراد در این راستای ولایت اند.دقت کنید مرجع فکری برای کمک به عقل است نه حذف آن بلکه اساسا اینها باعث پیشرفت عقل می شوند نه موازنه منفی با آن.در مقالات قبلی نیز بححثی پیرامون دسترسی به منابع علمی و افراد و بحث جایگاه عقلی علمی و عملی خود فرد در تصمیم سازی نگاشته شد

نکاتی کلی  پیرامون آیات  به عنوان تدبرذکر می شود

سوره لقمان


وَلَقَدْ آتَیْنَا لُقْمَانَ الْحِکْمَةَ أَنِ اشْکُرْ لِلَّهِ وَمَنْ یَشْکُرْ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ [12]  هر آینه به لقمان حکمت دادیم و گفتیم: خدا را سپاس گوى، زیرا هر که سپاس گوید به سود خود سپاس گفته، و هر که ناسپاسى کند خدا بى‌نیاز و ستودنى است.  (12)

وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ [13]  و لقمان به پسرش گفت -و او را پند مى‌داد- که: اى پسرک من، به خدا شرک میاور، زیرا شرک ستمى است بزرگ.  (13)

وَوَصَّیْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ [14]  آدمى را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش به او حامله شد و هر روز ناتوانتر مى‌شد و پس از دو سال از شیرش باز گرفت. و سفارش کردیم که: مرا و پدر و مادرت را شکر گوى که سرانجام تو نزد من است،  (14)


وَإِنْ جَاهَدَاکَ عَلَى أَنْ تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ [15]  اگر آن دو به کوشش از تو بخواهند تا چیزى را که نمى‌دانى چیست با من شریک گردانى اطاعتشان مکن. در آنها با آنها به وجهى پسندیده زندگى کن و خود، راه کسانى را که به درگاه من باز مى‌گردند در پیش گیر. بازگشت همه شما به سوى من است و من از کارهایى که مى‌کرده‌اید آگاهتان مى‌کنم.  (15)


لقمان حکیم است و به صراحت در آیات و روایات به آن اشاره شده است وی پندهایی را به پسرش داده است و خداوند همانها را در آیات الهی خویش آورده است اینها اصل حکمت است و حکمت گمشده ی مومن است.

در بخش اول سپاس خداست و اینکه چه سپاس و چه کفران نعمت در هر حال برای خودمان است و بر خودمان تاثیر دارد و خداوند.بی نیاز است و به طور تکوینی و در عمل تمام جهان تسبیح گر خدایند به نوعی همان ما رایت الا جمالا و اینکه هرطرف روی بگردانید روی سوی خدا دارید نیز با این آیه تطبیق تدبیری دارد 

لقمان ۱۳ پند به پسر محبت آمیزترین و صادقانه ترین و خیرخواهانه ترین پندهاست و این فرزند در شروع ورود به علمی و عملی به دروازه های دین است و باید به او معارفی اولیه بنیادین و ابتدایی و اصلی و کاربردی در همه ی شرایط آموخته شود پس این پندها مفیدترین پندها خواهد بود و شمول ترین آنها در رویکرد با تمام مسایل زندگی است.

بحث اول عدم شرک است به خدا و خداپرستی در بحثهای قبل در مورد توحید گفتیم،اساسا بزرگترین مشکل در خداشناسی کفر نیست چون کفر تکوینی در دنیای واقعی حتی وجود هم ندارد بلکه شرک و آلودگی به این رذیلت مشکل است و در همه ی جنبه ها از اخلاق گرفته تا ریزترین نکات فقهی و نکات علمی و جهانبینی را تحت تاثیر قرار می دهد بعد از خداشناسی و در اصل همراه با آن مهمترین بحث احترام به پدر و مادر است پس بی شک رابطه ای با توحید دارد در بین والدین محبت به مادر علل الخصوص بارداری و اضافه شدن وهن بر وهن در هر ماه و شیردادن در دوسال مهمترین بخش است دقت کنید شیرخوارگی فرزند حقی است بر گردن پدر و نه وظیفه ای بر مادر یعنی حق فرزند شیرخوردن است اما بر مادر وظیفه ای برای شیردادن نیست.

سپاس گذاری والدین یک فرمان الهی است در هرحال و همرده ی سپاسگذاری خود خداوند است.

در ادامه بحث شرک پدر و مادر آمده که بازهم باید احترام بگذاریم اما در شرک و عدم فرمانبرداری خداوند و انجام واجبات تبعیت نکنیم نباید حقوقشان را پایمال کنیم و ستم روا کنیم حتی اف بگوییم یعنی حتی کوچکترین حرکتی و صدایی که بویی از بی احترامی و توهین در آن باشد حرام است.طبق مباحثی نیز در نهج البلاغه در باب حقوق و تکالیف بین فرزند و والدین بر فرزند حقوقی است از جمله نام نیکو تربیت خوب و آموزش قرآن البته به طور کلی آموزش نماز راه رسیدن به همه را نیز شامل می شود و قرآن هدایتگر است پس پند امام علی مهمترین نکته فقهی در این زمینه است اما وظیفه فرزند در مقابل پدر و مادر اطاعت محض و بی چون و چرا جز در مورد گناه و نافرمانی الهی است حکم خداوند حتی در مورد مستحبات بدون اذن والدین مشخص است و حرام شمرده شده است مثل روزه مستحبی که عدم رضایت والدین را در پی داشته باشد یا در مورد فقهی خاص ربا در بین والدین و فررندان ربا اصلا تعریف فقهی ندارد که حتی بخواهد گناه شمرده شود 

در ادامه آیات بحث معاد و بحث عدم ظلم و موارد دیگر مثل بلندی صدا و .... آمده که خودتان می توانید بخوانید اما مهمترین بحث همان بحث رابطه ی توحید و احترام به والدین است که در ادامه بحث نعمت الله و رابطه مستقیم با آن بحث می شود خواه ناخواه در بحث ولایت پذیری ما رابطه کاملا مستقیم بین ولایت پذیری والدین و ولایت پذیری پیامبر و امامان معصوم و نایب ایشان داریم مثال واضح و کاملا مبرهن شخص اویس قرنی و داستان معروف ایشان است در ضمن ولایت نایب حضرت در زمان غیبت کبری مثل هارون و موسی نیست چون حضرت ظاهر نیست نه غایب به معنی عدم حضور یا مثل حضرت عیسی در آسمانها هم نرفتند بلکه در همین کوچه و خیابان در بین مردم در رفت و آمد اند و از کار مومنین و مسلمانان گره گشایی می کنند و اگر نبودند صدباره بلایا شیعیان حضرت را نابود کرده بود مثل نایب مثل عصای موسی است در دست خود حضرت و این نظام متعلق به ایشان است

امیر حسین سوری